علی حناچیان بسیجی فعال ۷۶ سالهای است که در دوران جنگ، پشت سنگرهای جبهه، خدمات فراوانی برای پیروزی انقلاب و صدالبته جنگ تحمیلی، ارائه کرده است.
سلمان یزدفاضلی قدیمیترین روغنگیری سنتی شهرمان را دارد. پیرمرد هشتادودوسالهای که پدر و پدربزرگش نیز روغنگیر بودهاند.خودش میگوید: «یکی از برادرانم، عطار و حکیم معروفی بود به اسم حاجرضا یزدفاضلی. دو برادر دیگرم نیز مدتی روغنگر بودند.
سر کوچه بازارچه سراب مغازهای است که عطر گیاهان دارویی آن با خانواده شاعر مطرح مشهدی، مهدی اخوان ثالث درهم آمیخته است. عطاری «آقْ علی عطّار» را هنوز نسل چهارم این خانواده اداره میکند.
بانو مریم کارگر عزیزی پنج شهید به انقلاب تقدیم کرده است. او مادر شهید علی غفاریدوست، همسر شهید محمدعلی غفاریدوست، دختر شهید محمد کارگر عزیزی و خواهر شهیدان حسن و مهدی کارگر عزیزی است.
زهراخانم میگوید: ما در خانواده پدرم پنجفرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بودهاند. هردو خاطرات خوبی از چندفرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچههایمان هم داشته باشند.
غدیر خوشدل یکی از داوران و پیشکسوتان رشته وزنه برداری است که مدت ۳۰ سال است در محله کنه بیست زندگی میکند و جالب است بدانید پسر و دخترش هم از قهرمانان به نام استان و کشور هستند.
المیرا و همسرش، ۱۶ سال است که زندگی مشترک دارند، اما سه مرتبه بارداری او به سرانجام نرسیده است و جنینها در هفته ششم بارداری، سقط میشدند. آنها در جریان جنگ تحمیلی به فکر پذیرش فرزندخوانده نیازمند درمان افتادند!
حاج علی شمقدری خودش را متولی همان منزلی معرفی میکند که درآن زن و شوهری زندگی میکردهاند که از دامنشان چهرهای برجسته به جهان معرفی میشود. او متولی خانه پدری رهبر معظم انقلاب است.
مجید خوشحال که اینروزها در کارگاه رویهکوبی مبلش، در کنار خانواده کار میکند، روزهای پرفرازونشیبی را در کارش تجربه کرده که هرکدام کافی بودند برای زمینخوردن یک خانواده، آنقدر محکم و دردناک که نتوانند از جای برخیزند اما او و همسر و فرزندانش تسلیم سختیها نشدند!
رضا عابدینزاده شهری، حافظ کل قرآن است که در محله طلاب مشهد زندگی میکند. او از ۶ سال سالگی با کمکهای پدرش و حضور مستمر در جلسات، با مفاهیم قرآنی آشنا شده است.
حاج احمدآقای شریفی محضردار قدیمی بالاخیابان مشهد میگوید: بیشترین مهریهای که در دفترم ثبت شده مربوط به سال۱۳۳۶ است که عروس مهرش را ۸کیلو طلا قرار داد و کمترینش یک جلد قرآن و یک شاخه نبات است.
نصرت عباسی مدرّس مکتب فاطمه الزهرا (س) با شناخت و شور و نشاط مذهبی خود نسبت به مباحث دینی این اشتیاق را در فرزندانش به وجود آورد تا قدم در مسیری که مادر رفته است بگذارند.
فاطمه شافق متصدی نانوایی محله سعدآباد است که با خانواده در این حرفه فعالیت دارند. این نانوایی از سال ۱۳۴۹ پابرجا شده و حال با ۶کارگر روزی ۴ هزار نان به دست مشتری داده میشود.
هادی تنها، چوخهکار نامی محله خواجه ربیع است که پهلوانی را از پدرش به ارث برده است و فاتح قند سوم گودهای چوخه استان خراسان رضوی است.
خانواده هاشمیکتاب تعلیمات اجتماعی دوران ابتدایی را که یادتان هست؟! درست حدس زدید؛ اینبار خانواده هاشمیمصداق عینی پیدا کرده است و البته هممحلهای ما در محله امام خمینی(ره) مشهد به شمار میآید.
طنین صدای حاجمحمد کاووسیبِلاشک ۱۰۲ ساله معروف به حاجآقا چرخوفلکی تا همین هفت هشتسال پیش در کوچههای این شهر بزرگ میپیچید. صدای قیژ و قیژ چرخوفلکش، قلب بچههای شهر را زیر و رو میکرد.
آقای خاورداد چندسالی است که پس از فوت خواهرهمسرش، سرپرستی دو پسر او را برعهده گرفته است. او از رحمت و برکتی میگوید که در این چند سال در زندگیشان پدیدار شده است. میگوید: من فقط نگران مسائل تربیتی آنها هستم.
مسیر موفقیت خانواده زاهدیراد از شانزده سال پیش و یک توصیه برای ثبت نام در کلاس چرتکه برای افزایش تمرکز فرزند اول کلیدخورد و به مسیری رسید که حالا راهگشای بیشتر والدین است.
اهل محل، حاجی کرباسی را خوب میشناسند. همه آنها میگفتند حاجی ۱۰۰سال را تمام دارد. بعضیها هم که سن و سالدارتر بودند و ریشسفیدتر، میگفتند حاجی ۷۰ سال همینجا زنگوله میسازد.
در محله شفا، بانوی سرپرست خانواری زندگی میکند که بار زندگی را یکتنه بر دوش کشید و هر بار که زمین خورد دوباره برخاست و چهار فرزند صالح و موفق پرورش داد.