مجسمه محمدرضاشاه هیچگاه در مشهد نصب نشد
در سالهای سلطنت پهلویها، ستایش شخص اول مملکت از مرز شعار و تشریفات فراتر میرود و به کالبدهای شهری راه پیدا میکند. در مشهد دهه ۳۰ قرن ۱۴ خورشیدی، چنانکه اسناد آن روزگار نشان میدهد، کار تا جایی پیش میرود که مسئولان قرار میگذارند برای برپا کردن مجسمه محمدرضاشاه در یک جای مناسب و در معرض چشم، یک میدان جدید در شهر بسازند تا مجسمه را در آن، جانمایی کنند. یعنی شهر برای یک تندیس ساخته میشود و نه تندیس برای شهر.
این اغراق در تمجید قدرت، همان حکایت آشنای «میخواهند برای یک دکمه، کت بدوزند» را در ذهن روشن میکند؛ نمادی تمامنما از دورانی که زور، قدرت و چاپلوسی، در معماری شهر هم خودش را نشان میدهد. قرعه به نام خیابان نادری میافتد؛ این اتفاق، بین سالهای۱۳۳۳ تا ۱۳۳۵ رخ میدهد، اما بهدلایلی که در ادامه خواهیم گفت، به سرانجام نمیرسد و مجسمه محمدرضاشاه نیز هیچگاه نصب نمیشود. مجسمهای که مسئولان چاپلوس آن روزگار سعی میکردند در موازات مجسمه رضاشاه (در میدان شاه، میدانشهدای امروزی) قرار بگیرد.
موسپیدکردههای مشهد به خاطر دارند که سالها پیش از دهه ۳۰، مجسمه رضاشاه سالها بود که سایه سیاهش روبهروی گنبدوگلدسته حضرت رضا (ع) قد علم کرده بود. میدانی که «مجسمه» هم خوانده میشد و چند دهه بعد، بهحق، خط بطلانی بر این ظلم و چاپلوسی میکشد و به پاس خونهای ریختهشده در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ خورشیدی، میدانشهدا نام میگیرد.

مجسمهای سرگردان در شهر
همه ما مجاوران و زائران آستان مقدس حضرت امامرضا (ع)، بارها پیاده رفتن تا حرم از خیابان شیرازی را تجربه کردهایم و البته پیاده رفتن، با پای دل رفتن است نه پای جسم. همچنین شده است در این پیادهرفتنها، همانطور که چشم به گنبد طلایی آقا داریم، سری هم به اطراف چرخانده باشیم که از حق نگذریم، خیابان شیرازی چشم را به تماشا میبرد؛ چراکه تکهای به یادگارمانده از مشهد قدیم است با همان صفایی که از یک خیابان قدیمی در ذهن داریم؛ عطر سوغات مشهدِ جاری در هوا، گذشتن از کنار آدمهایی با لباسها و لهجههای مختلف و نسیمی که آرام از روی دیوار حجرههای قدیمی با دیوارهای کوتاه و کاشیهای رنگی میگذرد.
گاهی دست بر قفل بزرگ کاروانسراهای قدیمی که سالهاست بستهاند، کشیدهایم و بعضیوقتها هم کنار سقاخانه قدیمیِ پهلوداده به مسجد حنظله ایستادهایم و نگاهمان را دوختهایم به نقش تمثال مبارک حضرت عباس(ع) که گویی به آنجا اعتبار داده است.
از کنار مسجد مقبره، بیت آقای شیرازی و نردههای آرامگاه نادرشاه، گذشتهایم و سر چهارراهنادری، به درختهای سربهآسمانگذاشته باغ آستانقدس لبخند زدهایم؛ اینها بخشی از خیابانی است که روزانه هزاران نفر، آن را زیر پا انداختهاند تا کمی پایینتر زیر سایه رواقهای آستان امام مهربانیها آرام بگیرند؛ خیابانی که در نقشههای قاجاری شهر، بالاخیابان نام دارد و در نقشههای سال ۱۳۲۵ بخشی از خیابان بلند شاهرضاست.
اما همانطور که در مقدمه گفتیم، چهارراه نادری قرار بوده است روزی میدان نادری باشد؛ میدانی که قرار بوده در سال ۱۳۳۳ تنها برای قرار گرفتن مجسمه شاه در آن، ساخته شود. پیش از رسیدن به این قصه، خوب است بدانید که قبل از پیشنهاد طرح میداندار شدن خیابان نادری، چند شهر خراسان ایجاد فلکه برای قرار گرفته شدن مجسمه شاه در آن را تجربه کردهاند.
برای نمونه، ۲۹ خرداد سال ۱۳۳۳خورشیدی، جراید از نصب مجسمه شاه در فلکه بازار شهرستان بجنورد خبر میدهند. ۳۰مرداد سال۱۳۳۳ نیز روزنامه «آزادی» مینویسد: «برای تهیه و نصب مجسمه همایون شاهنشاهی که به یادبود روز تاریخی ۲۸مرداد در نیشابور نصب خواهد شد، معاریف و محترمین آن شهرستان، مبالغی را پرداختند...».
اما تنها نیشابور و بجنورد نیستند که برای خوشایند جریان قدرت، مجسمهای برای شاه میسازند. انگار در این دوران، یک مسابقه تزویر، ریا و چاپلوسی میان مسئولان شهری برای نصب تندیسهای بیشتر، از شخص اول مملکت به راه افتاده است. از اطرافواکناف شهرستانها، هر روز اخبار مربوطبه نصب تندیس شخص اول مملکت به گوش میرسد.
مسئولان مشهدی هم که میخواهند از این قافله عقب نمانند، آبان سال۱۳۳۳ چنین پیشنهادی را مطرح میکنند. روزنامهها خبر از نصب مجسمه شاه در میدان سوماسفند میدهند. طبق اخبار روزنامه «آفتابشرق»، در این میدان دو حوض زیبا و پرآب ساخته میشود که در طرفین مجسمه قرار میگیرد و مقدمات پیریزی برای ساخت پایه تندیس نیز در حال انجام است و بهزودی پایان مییابد.
البته خبر ساخت و نصب مجسمه در این میدان، هرگز منتشر نمیشود، ولی این خوشرقصی برای شاه در لایههای پنهان تصمیمگیری برای شهر جریان دارد و در آینده خودش را عیان میکند. ۱۸خرداد در دفتر فرمانداری مشهد، جلسهای درباره این موضوع برگزار و قرار میشود مجسمه شاه در فلکه جلوی بیمارستان شاهرضا نصب شود؛ البته این پیشنهاد نیز به سرانجام نمیرسد.
۲۰اردیبهشت سال ۱۳۳۵خورشیدی، در نوزدهمین جلسه انجمن شهر آن دوره، مؤتمنی یکی از اعضای انجمن، درباره نصب مجسمه در میدان سوم اسفند صحبت میکند و درنهایت درباره تأخیر آن میپرسد. جلایی، یکی دیگر از اعضا، در پاسخ به او میگوید: «چون محل میدان سوم اسفند، مناسب تشخیص داده نشده، قرار است نقطه دیگری برای این منظور درنظر گرفته شود.»
آرامگاه نادر و آغاز یک گره تازه
جالب است بدانید همه این اتفاقها برای ایجاد میدان نادری، درست زمانی در حال رخدادن است که انجمن آثار ملی (سازمان میراثفرهنگی امروز) قرار است پس از سالها، فکری به حال بهبود آرامگاه نادرشاه کند و دستی بر سروروی فرسوده آن بکشد و آن را بازسازی کند. اسفند ۱۳۳۳خورشیدی، آقای رام، استاندار خراسان، نامهای به تهران میفرستد و درخواست تجدیدبنای آرامگاه نادر را در این کاغذ مرصوله مطرح میکند.
او که ریاست انجمن آثار ملی استان نهم (خراسان) را برعهده دارد، چنین مینویسد: «قرار است بنای نامناسب کنونی را برداشته، در محل آن سکوی زیبایی از سنگ مرمر خلج بسازند که زیر سکوی مقبره و روی آن مجسمه نادر، سوار بر اسب نصب گردد.»
۸فروردین، خبر این جلسه در روزنامه «آفتابشرق» به چاپ میرسد. طبق این خبر، کمیسیونی برای شروع بازسازی آرامگاه انتخاب شده است تا شروع به کار کند. طبق اخبار و اسناد موجود، مجسمه نادر یک برابرونیم تا دوبرابر اندازه طبیعی باید باشد که نادر را سوار بر اسب و درحال حمله نشان میدهد؛ رخی که قرار است جهانگشایی او را به تصویر بکشد.
به همین منظور، در ۲۶اردیبهشت جلسهای با حضور مسئولان، ابوالحسن صدیقی (استاد مجسمهساز) و مهندس سیحون تشکیل میشود و تصمیمات برای اجرای طرح مدنظر گرفته میشود. سیحون، طرحی را برای آرامگاه به انجمن میدهد که به تصویب میرسد و پس از آن در تاریخ ۲۲مهر ۱۳۳۵خورشیدی کار به شرکت «کاژ. ت» سپرده میشود.
با آغاز کار ساخت آرامگاه نادری، این رویداد بر ساخت میداننادری تأثیر میگذارد و اهمیت پیدا میکند؛ ۲۰شهریور۱۳۳۴، روزنامهها خبر از تشکیل جلسه کمیسیون ساختمان آرامگاه نادر با حضور مؤید ثابتی (سناتور خراسان)، اقبال (شهردار مشهد) و بهادری، طاهری و گلشن آزادی در دفتر قدوسی (رئیس اداره اوقاف خراسان) میدهند.
تنها نیشابور و بجنورد نیستند که برای خوشایند جریان قدرت، مجسمهای برای شاه میسازند
روزنامه «آزادی» در اینباره مینویسد: «در کمیسیون مزبور، مذاکراتی درباره مقبره نادرشاه به عمل آمد و تصمیم گرفته شد که چهارراه باغ نادری از طرف شهرداری مشهد به فلکهای تبدیل شده و همچنین درنظر گرفته شد که زمینهای کنارگوشه باغ نادری از صاحبانش، خریداری و ضمیمه باغ شود.»
پرواضح است که در ادامه هم اخبار متعددی از ساخت میدان در محل تلاقی این دو خیابان به گوش میرسد.
میدان هشتضلعی در همسایگی نادر
۱۱ آبان سال ۱۳۳۴خورشیدی، جلسه انجمن آثار ملی در دفتر استاندار تشکیل میشود. در این جلسه، ابتدا درباره مقدمات جلب کمک برای تجدید ساخت آرامگاه نادرشاه و کیفیت قبضی که باید چاپ شود، مذاکره و سپس مسئله ساخت میدان، مطرح میشود.
روزنامه «آزادی» در اینباره مینویسد: «درباره میدانی که باید در محل تلاقی خیابان نادری و خیابان شاهرضا، جلوی آرامگاه نادر طرح و ساخته شود، قرار شد دائره مهندسی ارتش و شهرداری، نقشه مقتضی را طرح نموده تا هریک پسند شد، تصویب و عمل شود و شهرداری نیز از هفته آینده برای تقویم دکاکینی که جزو میدان خواهد شد، باید وارد اقدام شود.»
۲دیماه همین سال هم، آقای رام، استاندار استان نهم، در جلسه مطبوعاتیاش در اینباره صحبت میکند. رام به مطبوعات میگوید: «در تهران که بودم، گزارشی از شهرداری مشهد به ضمیمه نقشه میدانی که درنظر گرفتهاند در محل تقاطع خیابانهای شاهرضا و نادری احداث کنند، رسید.»
شهرداری ابتدا میدان را به شکل بیضی (با قطر بزرگ ۱۲۰متر و قطر کوچک ۹۰متر) طراحی میکند، اما وزیر کشور با شکل منحنی بیضی، موافق نیست و پیشنهاد میدهد میدان بهجای خط منحنی، با خطوط مستقیم محدود شود. درنتیجه طرح دیگری مطرح میشود؛ کشیدن خط مستقیم میان چهار خیابان، بهطوریکه میدان از حالت بیضی، خارج و هشتضلعی شود که چهار ضلع آن، دهانه خیابانها و چهار ضلع دیگر، خطوط اتصال میان آنها باشد.
مسئولان طرح، در همین سفر است که پیشنهاد قرار دادن مجسمه در این میدان را در حضور خود شخص اول مملکت مطرح میکنند تا به تصویب برسد. ۱۱دیماه گامهای عملیتر شدن این میدان در شهر برداشته میشود و روزنامهها، آگهیهای اخطاری را برای مالکانی که اراضی آنها در این طرح قرار گرفته است، منتشر میکنند.
در این اطلاعیه آمده است: «لزوما به استحضار عموم مالکین میرساند ظرف یک ماه، یک نفر کارشناس قانونی از طرف خود کتبا به شهرداری معرفی فرمایند تا طبق مقرراتِ قانون توسعه معابر اقدام شود.»
برابر اخبار مندرج منتشرشده در مطبوعات این دوره تا ۲۹دیماه، نقشه میدان، تصویب و ارزیابی آن از طرف شهرداری انجام و همچنین ارزیابی مستغلات دو ضلع شمالشرقی و شمالغربی آن نیز تمام شده است.
روزنامه «آفتابشرق» حتی پا را یک گام فراتر مینهد و نام افرادی که در مسیر ساخت میدان و نصب مجسمه هستند را چاپ میکند؛ طبق این آگهی، به حسین رستگارمقدم (نانوا)، حسین جهاننوش (گوشتفروش)، حسن برادری (زغالفروش)، ابراهیم و آقاسیدفاضل (قهوهچی)، ابوطالب ارحمی (قهوهچی)، عباسعلی بیابانی (سبزیفروش)، محمد سهیلیسلیمانی و محمد عظیم (نعلبندی و جگری) توسط شهرداری اخطار داده میشود که برای تخلیه و تعیینتکلیف مراجعه کنند.

استاندار و توقف یک طرح ناشیانه!
در این شرایط، استاندار خراسان در مرداد۱۳۳۵ تغییر میکند و این جابهجایی، نوید اتفاقات تازهای را میدهد. رام میرود و سیدمهدی فرخ با نام معتصمالسلطنه، جای او را میگیرد؛ مردی که دوران سلطنت احمدشاه هم به مشهد آمده است.
برابر اسناد تاریخی، او بار نخست با سمت کارگزاری کل وزارتخارجه در سال۱۲۹۹ به خراسان میآید و از دوستان و نزدیکان کلنل محمدتقیخان پسیان میشود و در قیام او شرکت دارد تاجاییکه به واسطه این دوستی، اعتبارنامه او برای عضویت در مجلس ملی رد میشود. آن دوران، دو سال طول میکشد تا او تطهیر شود و دوباره به صحنه سیاسی بازگردد؛ راهی که تا سال ۱۳۳۵ ادامه پیدا میکند. همانطور که گفته شد، او برای مرتبه دوم در همین سال (۱۳۳۵خورشیدی) با عنوان استاندار به سرزمین آفتاب قدم میگذارد.
فرخ پس از جاگیری در مشهد، تصمیم میگیرد از پروژههای شهری در حال ساخت بازدید کند. او در این بازدید، متوجه یک خطای فاحش میشود و اینبار مشهد را از شر یک طرح ناشیانه راحت میکند؛ او میگوید، چهارراهشهدا با موقعیتی که نسبت به حرم و میدانشهدا دارد، به هیچ عنوان ظرفیت ساخت یک میدان دیگر را ندارد.
البته رد کردن طرحی که شاه آن را تصویب کرده است، کار راحتی نیست، اما فرخ از این بابت، دست پری در چنته دارد و چند دلیل متقن میآورد تا این طرح را متوقف کند؛ ۱۱مرداد روزنامه «آزادی» این دلایل را اینگونه بازگو میکند: «اول آنکه در میدان شاه، مجسمه اعلیحضرت فقید نصب است و سی متر اینطرفتر در همان ردیف، نصب این مجسمه خوب به نظر نمیرسید.
دوم آنکه، چون باید مقبره نادرشاه تجدیدساختمان شود، چند میلیون ریال برای این کار خرج خواهد شد و جزو نقشه هست که مجسمه بسیار بزرگی از نادرشاه بالای قبر نصب گردد که در آن صورت در پنجشش متری چنان مجسمهای از نادرشاه، نصب مجسمه اعلیحضرت (در حالی که قطعا خیلی از مجسمه نادر کوچکتر خواهد بود) خوشایند نیست. سوم آنکه گار (ایستگاه راهآهن) مشهد از بزرگترین و مجللترین گارهای راهآهن ایران است... به نظر میرسد که بهتر باشد مجسمهای از بانی آن در برابر گار نصب گردد..»
به همین خاطر است که فرخ به شهردار دستور میدهد که زیرسازی مجسمه در چهارراهشهدای کنونی را متوقف کنند و موضوع را با دربار نیز مطرح میکند. دربار با یک دودوتاچهارتای کوچک، این خطا را میپذیرد، ولی احیانا به جرم سرپیچی از طرح تصویبشده شاه، فرخ را از استانداری خراسان برمیدارد تا تنها دو ماه بعد از حضور او در مشهد، جعفری استاندار خراسان شود و تنها فایده آمدن فرخ به مشهد، ملغی شدن ساخت میدانی برای تندیس شاه در این قسمت شهر باشد.
چند روز پس از رفتن فرخ از مشهد، میدان نیمهتمام نادری، برچیده و زمین آن، مسطح میشود. چند روز بعد از تسطیح میدان هم به دستور استاندار جدید، نامهای ازسوی معاونت شهرداری به اداره ساختمان راهآهن نوشته میشود تا محل دقیق نصب مجسمه شاه را تعیین کنند و هرچه زودتر نسبت به ساختوساز آن اقدام شود. مجسمهای که احتمالا به خاطر ایرادهای واردهای که فرخ گوشزد کرده بود، هیچگاه نصب نمیشود و اینگونه است که میدان نادری هم بیآنکه رخ عیان کند، به بخش گمشدهای از تاریخ شهر مشهد تبدیل و در خاطرهها محو میشود.
* این گزارش پنجشنبه ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵ در شماره ۴۷۹۷ روزنامه شهرآرا صفحه تاریخ و هویت چاپ شده است.