الماس «کوه نور» در عهد افشاریه، روزگاری را در مشهد گذراند و بعدها، سرنوشت عجیبوغریبی پیدا کرد و امروزه در اختیار انگلیس و بخشی از تاج شاه یا ملکه این کشور است.
مسجد جامع «ابوالفضلی» محله شهیدباهنر به گفته قدیمیها با قدمت حدود ۳۰۰سال عمرش با «قلعه خیابان» برابری میکند. در این مسجد قرآنهایی متعلق به ۲۵۰ سال قبل با چاپ سنگی، کاغذ کاهی و جلدی از پوست آهو وجود دارد.
اگر نادر طولانیتر و عاقلانهتر حکومت میکرد و حکومتش را برای جانشینی شایسته به جا میگذاشت که ارتش او را رهبری کند، میتوانست مدیریت کشور ایران و سرانجام اقتصاد را همانطور که در اروپا اتفاق افتاد دگرگون کند.
در طول سلسلههای پادشاهی مختلف، حکام وقت و سرداران نظامی و گاهی حتی کارگزاران و... هم به ثروت حرمرضوی چشم داشتند و به آن دستدرازی کردند. آقازادهها یا همان شاهزادگان افشاری نمونههایی از این سارقان تاریخیاند!
ارگ مشهد در دوره نادری بهعنوان پادگان نظامی شهر استفاده میشد و احتمالا در دوره زندیه کاربری خود را با همین شیوه حفظ کرد. با آغاز دوره قاجار، اهمیت ارگ مشهد بیشازپیش مشخص و معلوم شد.
اگر بخواهیم درباره شاهانی که گوربهگور شدند، حرفی بزنیم، قطعا نام نادر بر بلندای فهرست میدرخشد؛ شاهی که چهاربار دفن شد تا به آرامگاهی که اکنون در آن آرمیده است، برسد.
شواهد تاریخی نشان میدهد که نادرشاه از همان ابتدا سودای ایجاد فرمانروایی خود را با پایتختی شهر مشهد داشت و با چنین رویکردی، بدیهی است که در ساخت وساز و توسعه شهر میکوشید.
حدود سیصد سال از نصب ضریح مرصع میگذرد. این ضریح افشاری را بنا به قول مشهور، نوه نادرشاه وقف آستان کرده است و جواهرهای زیبایی که بر تارک آن نشسته، آن را معروف به ضریح جواهرنشان کرده است.
نادر میدانست پادشاهی موروثی است و او مشروعیت لازم برای بر تخت نشستن را ندارد، پس با مشورت بزرگان طرحی نو درافکند. او همه بزرگان و سرکردگان مملکت را به دشت مغان دعوت کرد تا نماینده ملت باشند.
برابر اسناد برجایمانده، میزان طلا و نقره اهدایی به حرم مطهر رضوی در گذشته آنچنان زیاد بوده که سبب ایجاد پیشه زرگری و زرگرخانه در آستانقدسرضوی شده است.
قدیمیترین گفته درباره نقاره خانه حرم در کتاب «مهمان نامه بخارا» مربوط به قرن دهم هجری است، اما قبل از صفویه مستنداتی که نشان دهد کی و به چه دلیل نقاره خانه ساخته و نقاره نوازی آغاز شده است، نداریم.
کوچه موسوم به «مسجد کردها» حدفاصل محلات قدیمی پاچنار، تهپلمحله و نوغان است که در دوران افشار برای سکونت کردهای همراه نادر در این محدوده ایجاد شده است.
تاریخ این عکس به حدود سال ۱۲۳۷ خورشیدی بازمیگردد. اروپاییان و شاید خود عکاس، در شرح عکس، آن را نگارهای از آرامگاه یا مقبره نادرشاه معرفی کردهاند.
کتیبه نادری با ابعاد یک در ۲.۵ متر، که بر سینه کوهی بلند حک شده است، در تنگه ارغوانشاه قرار دارد. روی کتیبه ۲۴ بیت شعر به زبان ترکی و فارسی با یک خط نستعلیق خوش، حجاری کردهاند.
ریشسفیدان قدیمی منطقه، روایتهایی شنیدنی بیان میکنند از استقرار نادرشاه افشار و لشکرش در این محل و نگهداری سریر یا تخت طاووس، تخت پادشاهی محمد بابری، پادشاه هند که نادرشاه آن را به غنیمت آورد.
کتاب جغرافیای تاریخی شهر مشهد، مزرعه کلاته بوقه و سمزقند را با هم معرفی کرده و گفته که ساکنان این دو مزرعه ۲۴ خانواده و همگی اهل هرات و نیشابور بودند.
یکی از افراد ملکمحمود که اوضاع را رو به افول میدید، حاضر شد درمقابل دریافت پول، دروازه «نوغان» را بر روی نادر و سپاهیانش بگشاید و بالاخره، نادر توانست مشهد را فتح کند.
با چند سال بالا و پایین پانصدسالی میشود که ۹ نسل از خانواده بزرگ «جوانمردی» بر حفظ و ترویج موسیقی مقامی دست دارند. این خانواده موسیقی را ارثی میدانند که از جد بزرگشان «جوانمرد جوانمردی» در خونشان روان شده و اکنون به نوید جوانمردی رسیده است.
نادر که پایههای حکومت سلطنت شرق را به لرزه درآورد، اکنون پس از مرگ، از تقدیم یک باغ کوچک به وی دریغ میشود؛ این جملات را آلکس بارنز انگلیسی، مأمور عالیرتبه کمپانی هند شرقی، در بازدید از مقبره نادر میگوید.
محمدعلی فقیهی دیوان اشعار عاشورایی ۳۰۰ سالهای که از اجدادش به یادگار رسیده را بازنویسی کرده است.