کد خبر: ۶۳۷۵
۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۰
نادرشاه از نگاه خارجی ها

نادرشاه از نگاه خارجی ها

نادر که پایه‌های حکومت سلطنت شرق را به لرزه درآورد، اکنون پس از مرگ، از تقدیم یک باغ کوچک به وی دریغ می‌شود؛ این جملات را آلکس بارنز انگلیسی، مأمور عالی‌رتبه کمپانی هند شرقی، در بازدید از مقبره نادر می‌گوید.

 «ای روح نادر! چه تغییراتی در اینجا به وجود آمده است! او که پایه‌های حکومت سلطنت شرق را به لرزه درآورد، اکنون پس از مرگ، از تقدیم یک باغ کوچک به وی دریغ می‌شود.» این جملات را آلکس بارنز انگلیسی، مأمور عالی‌رتبه کمپانی هند شرقی، در بازدید از مقبره نادر خطاب به فاتح هند می‌گوید و بعد از این همه بی‌توجهی به مقبره پادشاه کشورگشای ایرانی متعجب می‌شود.

مهم بودن نادر برای خارجی‌هایی که پایشان به مشهد رسیده، خیلی عجیب نیست. بالاخره پادشاهی که پس از یک دوره هرج‌و‌مرج ثبات را به ایران بازگردانده، افغان‌ها را تا مرز‌های خودشان عقب برده، چنان زهرچشمی از ازبکان و ترکمان‌ها گرفته که تا سال‌ها جرئت حمله به خراسان پیدا نکنند.  مرز‌های ایران را تا هند و آسیای میانه گسترش داده آوازه بلندی دارد که به آن‌ها هم رسیده است و جالب اینکه بیشتر گزارش‌هایی که از وضعیت مقبره نادر به دست ما رسیده، مربوط به همین سیاحانی است که در دوره قاجار به ایران سفر کرده‌اند. در خطوط زیر به بازخوانی برخی از این گزارش‌ها پرداخته‌ایم تا تصویری از آرامگاه مؤسس سلسله افشاری ارائه کرده باشیم.


الکس بارنز؛ شرق‌شناس و سیاح انگلیسی

تاریخ سفر: احتمالا ۱۸۳۲ میلادی/۱۲۱۰ شمسی در زمان فتحعلی شاه قاجار

مشهد دارای بنا‌های مهمی جز حرم (مطهر) نیست. تعدادی مدارس و یک کاروان‌سرای وسیع و ناتمام و ۲۱ کاروان‌سرای دیگر در نقاط مختلف شهر وجود دارد. مشهد همچنین مدفن نادرشاه کبیر نیز هست. گور نادر اکنون چندان مورد احترام نیست و با بنای مخروبه بزرگی که روزگاری آن را در مقابل عوامل جوی حفظ می‌کرده است، مشخص می‌شود.

این بنا از نظر مسافران یکی از جالب‌ترین مناظر است. عجب عرصه تفکرانگیزی است این محل! فواره‌ها و گل‌هایی که آن را در میان گرفته بودند، ناپدید شده‌اند؛ درخت هلویی که در هر بهار شکوفه می‌کرد، گرفتار جفای تبر شده است و درختان بید و سرو نیز قطعه‌قطعه شده بودند و در محل این‌ها، شهروند پرتلاشی انبوهی از شلغم کاشته بود

ای روح نادر! چه تغییراتی در این جا به وجود آمده است! او که پایه حکومت‌های سلطنتی شرق را به لرزه در‌آورد، اکنون پس از مرگ، از تقدیم یک باغ کوچک به وی دریغ می‌شود؛ باغی که پسرانش بنا بر عواطف فرزندی و به پاس رعایت حرمت پدر، به او اختصاص داده بودند.

این پادشاه کسی بود که کشورش را از چنگ یک غاصب اجنبی نجات داد و سعادت مملکتش را آرزو داشت، ولی خوشبختی یک مملکت الزاما به معنای تأمین سعادت افراد آن نیست. نادر خانواده‌ای را هدف ضربات مستبدانه خود قرار داد که پس از او زمام امور کشور را در دست گرفتند و فرد لایقی را معیوب کرد که سلطنت را به چنگ آورد و فرزندان نادر را طرد کرد.

آقامحمدخان در مقام انتقام، دستور به نبش قبر و بیرون آوردن استخوان‌های فاتح (نادر) داد. گزارش‌ها حاکی است که دستور داد استخوان‌ها را به تهران فرستادند و زیر پلکانی که به تالار پذیرایی منتهی می‌شد، دفن کردند تا درباریان و دیگر افراد در موقع ورود بر روی آن‌ها گام نهند.

هنوز عده‌ای از اخلاف نادر در قید حیات هستند و در مشهد زندگی می‌کنند؛ ولی از نعمت بینایی محرومند و در تنگ‌دستی به سر می‌برند. کسی که این اطلاعات را در اختیار من گذاشت، نقل می‌کرد که بازماندگان نادر اغلب برای طلب نان به او مراجعه می‌کنند.

 

نادرشاه از نگاه خارجی ها



هانری رنه دالمانی؛ تاریخ‌نگار فرانسوی

تاریخ سفر: ۱۸۹۸ میلادی/ ۱۲۷۶ شمسی در زمان مظفرالدین شاه قاجار

قبر‌های مجلل نادرشاه و پسرش رضاقلی میرزا سابقا در مقبره نادر شاه در میان آستانه قدس رضوی و دروازه بالا خیابان دیده می‌شد، ولی اکنون اثری از این دو مقبره بر جای نیست؛ زیرا که آقا محمدخان، خواجه قاجار نظر به کینه‌ای که از نادرشاه و اولادش در دل داشت، وحشیانه آن‌ها را خراب کرد و استخوان‌ها را بیرون آورد و به تهران پایتخت خود فرستاد.



جرج کرزن؛ فرماندار کل هند

تاریخ سفر: ۱۸۹۸ میلادی/ ۱۲۷۶ شمسی در زمان مظفرالدین شاه قاجار

در همین‌جا، یعنی شهری  که وی آن را سرپرستی نمود و گرامی داشت، جنازه آن فاتح بزرگ یعنی نادر شاه را مدفون کردند. وی در حیات خودش در آنجا مقبره‌ای برای خود و فرزندش رضاقلی میرزا ساخت که محلی در وسط حرم امام و دروازه بالاخیابان بود که حالا هیچ اثری از آن باقی نیست.

آقا محمد خان قاجار -آن جانور- که از آسیب فاجعه‌ای شخصی از ناحیه او غفلت نداشت، همین که به پادشاهی رسید برای ارضای غریزه انتقام‌جویی طولانی خود فرمان داد آن بنا را با خاک یکسان کردند و استخوان‌های نادر را (مانند آن رقیب دیگر خود کریم‌خان زند) به تهران بردند.

پس از آن در زیر درگاه قصر به خاک سپردند تا او هر بار به واسطه قدم نهادن بر خاک آن دشمن بزرگ خود و خانواده‌اش خرسندی خاطر حاصل نماید. در عهد فریزر آثار آن بنا به صورت توده خاکی در آمده بود. ده سال بعد برنز متوجه شد که از خاک فاتح هند، شلغم و علف هرزه برآمده است.

 

چارلز ادوارد ییت؛ سرکنسول انگلیس در مشهد

تاریخ سفر: ۱۸۹۳ میلادی/ ۱۲۷۱ شمسی در زمان ناصرالدین شاه قاجار

در سال ۱۷۲۹م (۱۱۰۷ شمسی) مشهد بار دیگر به محاصره افغان‌های ابدالی که از هرات بدین‌سو روی نهاده بودند درآمد. ابراهیم‌خان، برادر نادر، که دفاع از شهر را برعهده داشت نتوانست پایداری کند و در ارگ شهر موضع گرفت.

در این هنگام نادر برای نجات مشهد روی بدان سامان نهاد و بعد از یک محاصره سی‌ویک‌روزه توانست ابدالی‌ها را از مشهد دور سازد و آن‌ها را مجبور به بازگشت کند. در سال ۱۷۹۷ م (۱۱۷۵ شمسی) نادر به قتل رسید و برادرزاده‌اش (علیقلی خان) که عنوان عادلشاه برخود نهاد، وارث تمامی گنج‌ها و ثروت نادر در کلات گردید.

وی تمام افراد خانواده خود را به غیر از شاهرخ که جوانی چهارده‌ساله و در حبس بود، به قتل رسانید. سال بعد علیقلی از قدرت برکنار می‌شود و کور می‌گردد و شاهرخ به‌جای وی به تخت می‌نشیند. او نیز دستور قتل علیقلی و برادرش ابراهیم‌خان را صادر می‌کند.

یک سال بعد در ۱۷۹۹ م (۱۱۷۷ شمسی) شاهرخ به‌دست میرزا سید محمد که تولیت آستان حضرت رضا را برعهده داشت، دستگیر شد و کور گردید. این شخص سپس قدرت را به‌دست گرفته و خود را شاه سلیمان نامید. گفته می‌شود که او دستور داد تا ضریح مرصعی را که به فرمان نادر برای مقبره‌اش ساخته شده بود، به محل آستان حضرت رضا (ع) منتقل سازند.

در اینجا باید اضافه کنم که از مقبره نادر دیگر چیزی باقی نمانده و اثری از آن نیست. گفته می‌شود که آقا محمدخان قاجار بعد از رسیدن به قدرت (۱۷– ۱۷۹۹م) دستور داد تا استخوان‌های نادر را از گور در آورند و همراه با استخوان‌های کریم‌خان زند جلوی در ورودی کاخ وی در تهران دفن کنند و به نظر می‌رسد در همین زمان هم باشد که مقبره نادر با خاک یکسان می‌گردد.آنچه از مقبره نادر به‌جا مانده فقط نامی است از آن که به یکی از بخش‌های شهر اطلاق می‌شود.

 

نادرشاه از نگاه خارجی ها

 

نادرشاه اولین شاه ایران است که در زمان حیات، دستور ساخت مقبره‌ای رابرای خودش صادر کرد. آرامگاهی که البته هیچ اثری از آن برجای نمانده است. این مقبره خشتی را نادر همان سالی که به فرمانروایی ایران می‌رسد -سال ۱۱۱۱ هجری شمسی- در بالا خیابان و جنب عمارت شاهی برای خودش می‌سازد.

عبدالکریم هندی که پس از فتح هند، وارد مشهد می‌شود در بازدید از مقبره می‌نویسد: مختصر اینکه نادرشاه مقبره برای خود ساخته بود، سمت خیابان بالاست و بعد از اتمام عمارت آن بر دیوار مقبره این شعر نوشته شده بود: در هیچ پرده نیست نباشد نوای تو/ عالم پر است از تو و خالی‌ست جای تو.

نادرشاه پس از فتح پرغنیمت هند و سرمست از پیروزی، مجدد اقدام به ساخت بنایی باشکوه در مقابل مقبره پیشین کرد. می‌گویند برای ساخت این آرامگاه نادر دستور داد سنگ‌های حجیمی را که هرکدامشان بیش از شصت خروار وزن داشتند از ده خوارقان آذربایجان به مشهد بیاورند.

سال ۱۱۲۶ ه‌ش نادر که برای سرکوب شورش به فتح‌آباد قوچان رفته بود، توسط سرداران سپاهش کشته و جنازه‌اش به مشهد منتقل می‌شود. مشهور این است از بین همه آرامگاه‌های کوچک و بزرگی که برای خودش در مشهد و کلات ساخته بوده است، جسدش را در همان مقبره خشت و گلی جنب عمارت شاهی دفن کرده‌اند.

با مرگ نادر کشور به آشوب کشیده می‌شود و در بین همین زد و خورد‌ها مقبره نادری دچار آسیب می‌شود. اما اولین تخریب گسترده آرامگاه نادر به دست، برادرزاده‌اش- علی‌شاه- انجام می‌گیرد. او پس از اینکه به تخت می‌نشیند، همه فرزندان و وابستگان عمویش را از دم تیغ می‌گذراند و مقبره نادر را با خاک یکسان می‌کند.

طوری که از آن باغ چیزی جز یک بنای نیمه‌ویران باقی نمی‌ماند. قاجار‌ها که به خاطر کشتن فتحعلی‌خان، جد بزرگشان، از نادر کینه داشته‌اند، با روی کار آمدنشان بنای نیمه ویران دوران عادل‌شاهی را کاملا تخریب می‌کنند تا دیگر هیچ نشانی از مقبره فاتح هند در مشهد باقی نماند. در اواخر دوره قاجار، با دستور احمد قوام‌السلطنه، والی خراسان، آرامگاه نادری پاکسازی می‌شود و بنایی بر روی آن می‌سازند.

 

حاشیه‌های نادری!

در طول تاریخ روایت‌های ضد و نقیض و در برخی موارد  اشتباه زیادی در خصوص نادر مطرح شده که گاهی اوقات حتی واقعیت را تحت تأثیر قرار داده و همه را به شک انداخته است. نمونه‌اش همین ادعای سفرنامه‌نویسان انگلیسی است که همگی به اتفاق مدعی‌اند آقا محمدخان قاجار استخوان‌های نادر را از قبر بیرون کشیده و در پلکان ورودی تالار قصرش دفن کرده است.

آن‌طور که به نظر می‌رسد برخی از آن‌ها نادرشاه را با کریم‌خان اشتباه گرفته‌اند. چون الکس بارنز در جایی از سفرنامه‌اش از بلایی که کریم‌خان بر سر آقا محمدخان آورده حرف می‌زند و به اشتباه می‌گوید که نادر این کار را کرده است.

آن‌طور که از اسناد برمی‌آید، استخوان‌های نادرشاه تنها یک بار جابه‌جا شده است؛ آن‌هم به دستور قوام‌السلطنه و در جریان بازسازی مقبره نادر که استخوان‌ها را از آرامگاه مجاور عمارت شاهی به مکان فعلی انتقال داده‌اند.

 

* این گزارش یکشنبه ۶ اسفند سال ۱۳۹۶ در شماره ۲۸۲ شهرآرامحله منطقه سه چاپ شده است.  

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام