کد خبر: ۱۴۴۶۶
۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
خدابیامرزی اهالی نیزه برای حاجی نصراللهی

خدابیامرزی اهالی نیزه برای حاجی نصراللهی

سیف‌الله حافظی سال‌هایی را به یاد می‌آورد که نیزه هنوز روستا بود و راه ارتباطی، فقط مسیر‌های خاکی بود. می‌گوید: آن زمان، کشاورزی محور زندگی مردم بود و تصمیم مرحوم نصراللهی، مسیر توسعه محله را برای همیشه تغییر داد.

سیف‌الله حافظی از معدود ساکنان حال حاضر محله نیزه است که تصویر واضحی از روزگار کشاورزی این محدوده در ذهن دارد. او سال‌هایی را به یاد می‌آورد که نیزه هنوز روستا بود، زمین‌ها زیر کشت قرار داشتند و راه ارتباطی این محدوده، فقط مسیر‌های خاکی بود.

آقا‌سیف‌الله با نگاهی آرام و صدایی که خستگی سال‌ها کار را در خود دارد، از روزگاری می‌گوید که آب فراوان بود، کشاورزی محور زندگی مردم به شمار می‌آمد و تصمیم یک آدم دلسوز، مسیر توسعه محله را برای همیشه تغییر داد.

 

زندگی میان زمین‌های کشاورزی

آقا‌سیف‌الله با یک اورکت سبز قدیمی و عصایی در دست، قدم‌به‌قدم و آرام خودش را به حاشیه معدود زمین‌های کشاورزی و بایر محله نیزه می‌رساند. او با حافظه هشتاد وپنج‌ساله‌اش همان اول از گذشته روستای نیزه یاد می‌کند و می‌گوید: تمام این زمین‌ها را چغندر، گندم و سبزی می‌کاشتند. کشاورزی فقط شغل مردم نبود، بلکه شکل زندگی آنها را تعیین می‌کرد. مردان و زنان در‌کنار هم روی زمین کار می‌کردند.

او سپس به نقش مهم زنان اشاره می‌کند؛ «زنان روی زمین کار می‌کردند و دست‌خو می‌زدند.» او توضیح می‌دهد که دست‌خو، ابزاری ساده شبیه بیلچه بوده که برای شیار‌دادن زمین یا جابه‌جایی سبزی با ریشه استفاده می‌شده است.

آقا سیف‌الله یاد روز‌هایی می‌افتد که همگی افراد روستا، چه مرد و چه زن، مشغول کاری دسته‌جمعی بودند؛ می‌گوید: روزی که ماشین بار می‌آمد، همه می‌رفتیم چغندرکنی. کوچک و بزرگ و زن و مرد نداشت. کار جمعی بود و باید سریع تمام می‌شد.

 

یک پا‌بیل تا رسیدن به آب

این ساکن قدیمی، گستره زمین‌های منطقه را با دقت به خاطر دارد. او می‌گوید: از محدوده شهید‌آوینی‌۳۳ تا عیش‌آباد، اراضی به روستای نیزه تعلق داشت؛ و زمین‌ها بیشترشان متعلق به دو ارباب بود. از سر سه‌راهی شهید‌آوینی‌۱۶ تا پاسگاه انتظامی اول گلشهر، زمین‌های طاهر احمدزاده بود و بقیه زمین‌ها متعلق به حسن شایگی. شایگی، ارباب اینجا و ده روستای دیگر بود. او ساختار ارباب‌ورعیتی را بخشی از واقعیت زندگی آن دوران می‌داند؛ ساختاری که کشاورزی و روابط اجتماعی مردم را شکل می‌داد.

آقا‌سیف‌الله با حسرت درباره آب فراوان مورد‌نیاز کشاورزی در آن دوره می‌گوید: آن زمان آب برای کشاورزی زیاد بود. اینجا هم قنات داشت، هم دو تا چاه. در اصل، انتهای این روستا یک اولَنگ بود؛ جایی که نی در آن سبز می‌شد و معمولا نیزار بود.

بعدهم می‌گوید که زمین همیشه مرطوب بوده است و گویا کافی بود یک پابیل خاک بردارند تا آب در آن گودی بیرون بزند.

 

پول زمین، خرج راه مردم

در‌کنار این خاطرات، مهم‌ترین روایت او به تصمیمی برمی‌گردد که مسیر محله را تغییر داد. آقا‌سیف‌الله تعریف می‌کند: نزدیک محل فعلی ابتدای خیابان شهید‌آوینی‌۱۶، زمینی تپه‌مانند بود که در آن، کشاورزی هم نمی‌شد. این زمین متعلق‌به مرحوم حاج‌محمدعلی نصراللهی بوده که حدود پنجاه‌سال پیش، آن را به شهرداری واگذار کرد. حاج‌محمدعلی در ازای واگذاری زمینش پول نخواست؛ به‌جای آن قرار شد مسیر اول گلشهر تا آخر روستای نیزه آسفالت شود. این هم شد خدا پدربیامرزی‌اش.

 

* این گزارش دوشنبه ۲۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۶۵ شهرآرامحله منطقه ۵ و ۶ چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام