اجتماع خودجوش مشهدیها در سوگواری رهبر شهید
هفتهای که آغاز شد، با خبرهای تجاوز صهیونیستیآمریکایی به خاک ایران عزیز همراه بود. خبرهایی که دوباره کشور را وارد شرایط جنگی کرد و مردم را متأثر. هرچه از شروع این ماجرا سپری شد، ابعاد جنگ و خبرهای متفاوتش هم گسترش یافت. ابتدا خبر هدف قرار گرفتن مدرسه شجره طیبه میناب قلب ما را درنوردید، سپس خبر شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، جگر ما را سوزاند. اینطور شد که ما عزادار شدیم، ولی عزاداران سربلندی که با وجود شهادت فرماندهان خود باز هم در میدان حرف برای گفتن دارند.
از همان ساعات اولیه جنگ، نیروهای نظامی ایران، ورق را برگرداندند. بلافاصله پایگاههای آمریکا در منطقه و سرزمینهای اشغالی را هدف قرار دادند و مردم هم به پشتیبانی از نیروهای نظامی به خیابانها آمدند تا هم به سوگ رهبر شهید خود بنشینند و هم راه را بر نیروهای بیگانه و منافق برای خودنمایی در شهر ببندند. اهالی مناطق ۱۱ و ۱۲ هم در این مسیر قدم برداشتند و موجی از این دریا شدند.
پشت ایران میایستیم
در شب و روزهای پساز آغاز تجاوز صهیونیستیآمریکایی به خاک ایران عزیز، مردم ما با همه خشم و ناراحتی شان مصممتر از همیشهاند و با آنکه امکان حضور در میدان جنگ را ندارند، در فرصتهای مختلف، صدای حقجویی خود را در خیابانهای شهر فریاد میزنند؛ مثل کاروان خودرویی و موتوری محله الهیه که در این شبها با حضور در معابر و میادین شهر، یکصدا نام ایران را فریاد زدند تا دشمنان بدانند این میدان خالی نیست.
فرزاد پورفائز یکی از همین شهروندان است که پرچم سهرنگ ایران عزیز را روی دسته موتورش نصب کرده است و در مسیر حرکت میکند. او میگوید: شانس بزرگ دشمن صهیونیستی در همه این سالها این بوده که مرزهایش با ما فاصله دارد و بیش از هر چیزی، فناوری روز برایش کارساز شده است. اگر نزدیک مرزهای ما بودند، همه این جمعیتی که در خیابانهای ایران هستند، میتوانستند در میدان جنگ زمینی باشند و آنها را نابود کنند.
پورفائز ادامه میدهد: غیرت ملی و دینی ما، این روزها تمام وجودمان را به جوش آورده است ولی حیف که نمیتوانیم کاری بیش از این انجام دهیم. پس در میدان هستیم تا بگوییم پشت نظام و ایران و نیروهای نظامی میایستیم.
پرچم ایران باید بالا باشد
مساجد و مسیرهای اصلی محدوده منفصل توس هم در این شب و روزها صحنه همدلی و سوگواری مردم روزهداری است که فریاد الله اکبر آنها در محلهها میپیچد و تقاضای انتقام خون رهبر و هموطنان شهید خود را دارند. در هر سه محله این محدوده، پرچمهای عزا از سردر خانهها گرفته تا مغازهها و مساجد نصب شده است.
محمدرضا هدایت، از فعالان محله کلاتهبرفی، میگوید: در این چندشبی که از اعلام خبر شهادت رهبری انقلاب سپری شده است، مردم هرشب در مساجد موقع نماز مغرب و عشا یا بعداز افطار برای پیروزی جبهه حق دعا میکنند. شعار میدهند و برای شهادت رهبر انقلاب گریه میکنند. در این شبها یک صحنه از خاطرم نمیرود. شب اول اعلام شهادت حضرت آقا، در مسجد بودیم و سخنران گفت «کسی اینجا هست که بخواهد جانش را فدای ایران کند؟»
به یکباره دوسهجوان بلند شدند و سینه خودشان را جلو آوردند و بلند داد زدند الله اکبر! چند ثانیه بعد نونهالان و بزرگسالان هم این کار را کردند.
شانس بزرگ دشمن صهیونیستی در همه این سالها این بوده که مرزهایش با ما فاصله دارد
او ادامه میدهد: این افرادی که میگویم، در این سالها زندگی راحتی نداشتهاند. الان هم مشغله زیادی دارند؛ ولی وقتی اسم ایران باشد، مانند همه پهلوانهای توس میدانند پرچم ایران و ایرانی باید همیشه بالا باشد.
آماده خدمت از پرستاری تا آشپزی
در این شب و روزهای جنگ که یادآور دوره هشتسال دفاع مقدس است، بانوانی هم هستند که کیلومترها دور از خط مقدم برای نصرت رزمندگان میهن اسلامی دعا کرده و برای امور امدادرسانی اعلام آمادگی میکنند، مثل زنان مسجد قائمالمهدی (عج) جاهدشهر که با تمام داشتههای خود اعلام حضور میکنند. مریم لطیفی، از اهالی مسجد، میگوید: در این چندشب، یک ساعت قبل افطار به مسجد میآییم و بستههای نذری مناسب افطاری به نیت پیروزی جبهه مقاومت تهیه میکنیم.
او میگوید: در این شبها بانوان محله جلسات قرآن را پرشورتر برگزار میکنند و همه برای شکست دشمن ظالم دست به دعا برداشتهاند.
این بانو درباره اقدامات ویژه این روزها هم میگوید: ما در چند روز گذشته، بین اعضا تقسیم کار کردیم و با همه بیمارستانهای سطح شهر تماس گرفتیم که اگر نیاز به پرستار یا نیروی خدمات در بخشهای مختلف درمانی بود، به ما اطلاع دهند. تعدادی از بانوان هم که توانایی کار تخصصی مشاوره را دارند درکنار اهالی هستند و در جلسات مسجد مشاوره میدهند تا همه بهخصوص بچهها این روزها را بدون چالش ذهنی و روحی سپری کنند.
او که در دستش تصاویر رهبر انقلاب را دارد و میخواهد در اولین شب شهادت رهبر عزیز انقلاب، بین بانوان جلسه قرآن توزیع کند، ادامه میدهد: بانوان محلی ازطریق روحانی مسجد و بسیج مجموعه به نیروهای نظامی اطلاع دادهاند که مانند روزهای دفاع مقدس، اگر نیاز به تهیه غذا یا لباس بود، بانوان جاهدشهر در صحنه حاضرند.
کشور را دست بیگانه و منافق نمیدهیم
در این شب و روزها که همدلی و اتحاد باید رفتار مشترک ما ایرانیها باشد، اقشار مختلف منطقه۱۱ هم در بولوار معلم با یکدیگر همراه شدهاند و فریادهای ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی سر میدهند. مسیرهای راهپیمایی شبانه تعیین کردهاند و همه حرفشان این است که میدان را برای دشمنان و گروههای تروریستی خالی نمیگذاریم.
محدثه خداجو، از اهالی محله دانشجو، درحالیکه در راهپیمایی اولین شب شهادت رهبر معظم انقلاب حضور دارد، سربند یازهرا (س) بسته است و اشک به چشم دارد. او میگوید: چه بگوییم بر این مصیبت؛ فقط میخواهم بگویم «آقاجان، آسوده بخوابید. بعداز مجاهدتهای شما، نقشه راه برای همه دوستداران این میهن روشن است»؛ باید جلو دشمن خارجی ایستاد با هرچه در توانمان هست.
درحالیکه شعارهای مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، تا زندهایم در خط رهبریم و... در تقاطع دانشآموز شنیده میشود، این شهروند میگوید: امشب من در مسیر مسجد امیرالمؤمنین (ع) تا مسجد امامرضا (ع) افراد محلی و همسایههایی را دیدم که میدانم طرز فکر ما با هم فرق دارد، اما، چون همه از هجوم بیگانه و منافق بیم داریم، در این صحنه کنار هم ایستادهایم. این همان خواسته رهبر و فرماندهان نظامی شهید ماست. شاید کشور درگیر جنگ و مشکلاتی باشد، اما ما شهروندان که مالک این میهن هستیم، کشورمان را دست بیگانه و منافق نمیدهیم.

حضور مردم، صحنه عظمت ایران اسلامی
اهالی مسجد امامرضا (ع) محله سیدرضی، همزمان با اولین شب حمله آمریکاییصهیونیستی به کشور عزیزمان، دوره قرآن خود را با نیت پیروزی قوای نظامی ایران اسلامی آغاز کردهاند. سیدمحمد شجاعی، فعال فرهنگی محله، میگوید: ما سوگواریم و رهبری عزیز را از دست دادهایم؛ اگر بر این داغ بمیریم، کم است. ولی وصیت آقای ما روشن است، حفاظت از نظام و میهن اسلامی.
او میگوید: ما بعداز جلسات قرآنی در محله تجمع میکنیم و با شعارهای انقلابی، پیام امنیت اجتماعی را به هممحلیها اطلاع میدهیم. این روزها مردم بابصیرت ما میدانند که وظیفه همه ما روشن است. نیروهای نظامی دشمن را به موشک بستهاند، دولت وظایف خود را برای تأمین مایحتاج انجام میدهد و مردم و نیروهای بسیجی هم در میدان هستند تا خلأ امنیت در جامعه احساس نشود.
این شهروند میگوید: در این شبها اتفاقاتی را میبینم که به عظمت ایران اسلامی پی میبرم. شب اول تظاهرات مادری را دیدم که همراه بچه پنجسالهاش جلو مسجد آمده بود. وقتی از او پرسیدم شما با بچه برای چه آمدهاید، گفت «وقتی امنیت و آرامش نداشته باشیم، بچه و بزرگ فرقی ندارد. همه درگیر مشکلات میشویم، برای آینده همین بچه باید همه همدل باشیم.»

ایران، لیبی و عراق نمیشود
بزرگترین تجمع محلی این شبهای منطقه۱۱ در چهارراه آزادشهر رقم خورده است و اهالی از نقاط مختلف منطقه به این محل آمدهاند. در همین زمان کوتاه، مردم وانتهایی را به سیستم صوت مجهز کردهاند و با تصاویری که از رهبری انقلاب به دست دارند، معابر را از شکوه حضور پر کردهاند.
نه خون دختران مدرسه میناب و نه خون رهبر عزیز انقلاب از جوشش نخواهد افتاد، تا آن زمان که پیروزی نصیب امت حزبالله شود
علی عنایتی، از اهالی محله دانشجو که پرچم بزرگ مشکی و منقش به نام اباعبدالله (ع) را در دست دارد، میگوید: من برای شهادت سرداران در جنگ دوازدهروزه گریه کردم، برای حاجقاسم گریه کردم، برای سیدحسن نصرالله گریه کردم، اما صبحی که خبر شهادت رهبری انقلاب را شنیدم، گریه نکردم. خودم را کنترل کردم، بلند شدم و با هممحلیها حرکت هیئت در محله را تدارک دیدیم. چون فکر کردم رهبری از ما گریه نمیخواهند. ایشان از ما نیروی انقلابی قوی میخواهند که پای کار مملکت باشیم.
عنایتی میگوید: نه خون دختران مدرسه میناب و نه خون رهبر عزیز انقلاب از جوشش نخواهد افتاد، تا آن زمان که پیروزی نهایی نصیب امت حزبالله شود. این را بگویم که پیروزی در این جنگ برای ما یک ضرورت نیست، یک امر واجب است. اگر این کار انجام نشود، اتفاقات ناخوشایندی برای میهن میافتد و زندگی خانوادگی و اجتماعی ما تهدید میشود. ما باید بجنگیم که سوریه و لیبی و عراق نشویم و نمیشویم.
شهادت برای ما نعمت است
ماه مبارک رمضان سبب شده است تجمعات مردم انقلابی مشهد به زمان افطار و ساعات ابتدایی شب موکول شود. مردم با پرچمهای سهرنگ و تصاویر شهدا در این سرما به خیابان میآیند تا راه شهیدان ایران اسلامی را ادامه دهند. برخی از شهروندان تصاویر چهارفرمانده شهید روز اول جنگ با دشمن آمریکاییصهیونیستی را بر ماشین نصب کردهاند. برخی دیگر هم بر کف دست خود، شعارهایی ازجمله جانم فدای ایران را حک کردهاند.
رفتار برخی از مردم هم با حاضران در مسیر راهپیمایی جالب است و با چای و خرما و لقمههای آماده از آنها پذیرایی میکنند تا صحنههای آشنای سوگواری در شهر ما باز هم تکرار شود، این بار، اما برای شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای.
در این مسیر و در محدوده بولوار دانشجو با امیرحسین جدی، از شهروندان جوان حاضر در برنامه، صحبت میکنیم. او میگوید: در جنگ هر اتفاقی قابل پیشبینی است. رهبر عزیز ما و فرماندهان و سربازان انقلاب اسلامی هم با علم به این موضوع در میدان ماندهاند و خیلیهاشان در این چندروز شهد شیرین شهادت را نوشیدهاند. من و خیلی از مردم هم همین حالوهوا را داریم. ما شهادت را نعمت میدانیم، درحالیکه افراد دشمن از کشتهشدن در جنگ میترسند.
جدی ادامه میدهد: در هر جای دنیا رهبر یک حکومت و فرماندهانش را حذف کرده بودند، آن حکومت دچار فروپاشی شده بود، اما داستان جمهوری اسلامی فرق میکند؛ این حکومت دینی در وجود شهروندان ریشه دوانده است و با حملهها و کشتار بیشتر هم برای آن اتفاقی نمیافتد.
* این گزارش پنجشنبه ۱۴ اسفندماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۳۱ شهرآرامحله منطقه ۱۱ و ۱۲ چاپ شده است.