رهبرشهید

فاطمه غفوری می‌گوید: چندین برنامه برای شرایط جنگی تعریف کرده‌ایم که مهم‌ترینش، جمع‌آوری عروسک برای بچه‌های جنگ‌زده، به‌ویژه دختربچه‌هاست. اعلام کرده‌ایم هر مدل عروسکی که خیران به دست ما برسانند، آن را برای بچه‌ها می‌بریم.
حسین پورکویر، قاری ۴۳ ساله و شناخته‌شده‌ شهرمان، بهترین لحظه‌های زندگی‌اش را وقت‌هایی می‌داند که روحش با آیات الهی گره می‌خورد. او سه بار در محضر رهبر شهید تلاوت کرد.
لیلا محمدنژاد می‌گوید: سال‌ها بود آرزو داشتم در خانه خودم روضه برپا کنم اما هر‌بار مشغله‌های کاری مانعم می‌شد تا اینکه پس‌از شهادت رهبر عزیزمان، دیگر نتوانستم این تصمیم را به تعویق بیندازم.
زهراخانم می‌گوید: ما در خانواده پدرم پنج‌فرزند بودیم و خانواده همسرم هم ۹ فرزند بوده‌اند. هر‌دو خاطرات خوبی از چند‌فرزندی داشتیم. برای همین دوست داشتیم این حس خوب را بچه‌هایمان هم داشته باشند.
مشهدی‌ها به همشهری بودن با یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ کشورمان افتخار می‌کنند. «سیدعلی خامنه‌ای» رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی متولد همین شهر و محله سرشور مشهد است.
حاج‌ علی شمقدری خودش را متولی همان منزلی معرفی می‌کند که درآن زن و شوهری زندگی می‌کرده‌اند که از دامنشان چهره‌ای برجسته به جهان معرفی می‌شود. او متولی خانه پدری رهبر معظم انقلاب است.
رد پای خاطرات قدیم، هنوز هم در ساخت و معماری کوچه شهیدخاکزادی ۱۳ تازه است. بیشتر منازل این کوچه، مثل دیگر معابر محله گاز، ویلایی با نمایی منضبط، یکدست و دست‌نخورده هستند.
محله حرعاملی ۴۰ سال پیش که امروز به محله موسوی قوچانی معروف شده است محل زندگی روحانی بزرگی بود که امروز هویت و شناسنامه مشهد، منطقه ۲ و محله عامل است.
پنجم نوروز سال‌۸۴ بود که بالاخره آرزوی فاطمه خانم برآورده شد. می‌گوید: با دیدن آیت‌الله خامنه‌ای در ورودی خانه، مات و مبهوت فقط نگاه می‌کردیم. آقا در‌حالی‌که نگاهشان به ما بود، با سلام و علیکی سکوت را شکستند.
سیدحسن موسوی می‌گوید: مردم کمک می‌کنند. یک صندوق می‌گذارم که روی آن نوشته است: نذورات شما پذیرفته می‌شود. کارت خوان هم هست. دخل و خرج، با هم می‌خواند خدا را شکر.
محمدابراهیم نوروزی از  اولین ساکنان محله فاطمیه  به اتفاق چند همسایه همان‌سال‌ها، شروع کرد به رسیدگی و آبادانی محله؛ از آوردن آب و برق و گاز به محله تا گرداندن مسجد و تشکیل جلسه قرآن خانگی که هنوز هم برقرار است.
سوم دی۵۷، مردمی برای دفاع از خانه و بیت آیت‌الله شیرازی رفتند اما با گلوله ماموران رژیم شاه مواجه شدند. درآن حادثه ۸ نفر شهید شدند که یکی از آن‌ها سیدمحمد روحبخش بود.
سیدجعفر ستاری، یکی‌دو شب بعد‌از شهادت رهبری نذر کرد با هزینه شخصی، به مردمی که حوالی پنجتن‌۵۰ جمع می‌شوند، چای بدهد. او با گذشت بیش‌از چهل شب، پای نذرش ایستاده است و می‌گوید: تا هر‌وقت که مردم در میدان باشند، نذرم را ادامه می‌دهم.
آقاموسی در بازارچه شهید آستانه‌پرست دست‌فروش است و دورتادور بساطش را پرچم‌های سیاه زده و روی آنها عکس رهبر را چسبانده است.می‌گوید: چهل روز که هیچ، یک سال هم برای پدرمان سیاه‌پوش باشیم، کم است.
علیرضا همت آبادی که یک بار به عنوان ورزشکار و بار دیگر به عنوان قاری افتخار دیدار با امام خامنه‌ای را داشت درحالیکه برای سومین بار اسفند سال گذشته به دیدار با رهبری دعوت شده بود از حسرتی می‌گوید که برای همیشه در دلش ماند.
معصومه سبک‌خیز همسر شهید بروسی می‌گوید: وقتی سپاه شکل گرفت اوستا عبدالحسین دیگر وقت سر‌خاراندن هم نداشت.بعد از شروع جنگ دیگر همیشه در جبهه بود و همراه با آیت‌الله خامنه‌ای و شهید‌چمران و شهید‌رستمی در کردستان خدمت می‌کردند.
علی‌اصغر سجادی‌منش، عضو جامعه قاریان قرآن مشهد، افتخار آن را داشته که در محفل قرآنی نخستین روز ماه رمضان در بیت رهبری حضور داشته باشد. او ماجرای این محفل که آخرین دیدار مردمی رهبری بوده است را روایت می‌کند.
شهیدحسن علیمردانی، فرمانده قرارگاه کربلا، سرداری است که زیر باران آتش ایستاد و چتری بر سر نگرفت؛ او کسی است که امام با شنیدن وصف رشادت‌هایش فرمود: «تنگه چزابه را تنگه علیمردانی بگویید.»
شهید عبدالصالح امینیان وصیت کرده بود عکسش به دست امام برسد و ایشان هم برایش دو رکعت نماز بخواند. این موضوع محقق نشد تا زمانی که رهبری به منزلمان تشریف آوردند. او ادامه می‌دهد: حضرت آیت‌الله خامنه‌ای این خواسته شهید را برآورده کرد.
اهالی محله الهیه این شب‌ها در میدان محمدیه تجمع می‌کنند و در سوگ رهبر شهیدشان از ایران پرافتخار و نیرو‌های رزمنده حمایت می‌کنند. این شب‌ها مردم حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، مانند اینکه چه چیزی این روز‌ها مایه افتخار آنهاست.