حاجمحمدعلی غفاریان که از همان ابتدا دوستی و حسن نیتش را نسبت به آیتالله خامنهای ثابت کرده بود، در شمار فعالان انقلاب قرار گرفت تا حالا به عنوان یکی از چهرههای موثر انقلابی در مشهد شناخته شود.
گلهای روی ضریح مطهر امام هشتم پس از دو روز به دارالذکر رفته و دو روز بعد نیز به بخش شمیم رضوان میرسند و پساز بوجاری، خشک و بستهبندی میشود و به دست زائران و مجاورانی میرسد که مشتاق بوییدن گلهای متبرک به مزار رهبر شهیدشان هستند.
حاج محمود اکبرزاده از انقلابیهای قدیمی مشهد و همراه همیشگی رهبر شهید بوده است. همان استاد فنی است که همه مداحان او را به خوبی میشناسند و افراد بسیاری را تعلیم داده است.
فعالیتهای انقلابی محمدکاظم چوبدار با لباس ارتشی او همخوانی نداشت برای همین خیلی زود و در اثر اختلافی که با یکی از سرهنگها پیدا میکند، علاوه بر انفصال از خدمت، محکوم به زندان شد.
مسجد کرامت مرکز راهپیماییها و جریانهای انقلابی بوده است وحضور بزرگانی همچون مقام معظم رهبری، آیت ا... واعظ طبسی و شهید هاشمینژاد درخور روزهای پر از هیجانی را تجربه کرده است.
حسین مرادیان را با دوربین عکاسیاش میشناسند. جزو عکاسان زمان انقلاب است و صدها عکس از او در مراکز مختلفی همچون بنیاد شهید و آرشیو بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاعمقدس نگهداری میشود.
بازشدن آغوش دارالذکر به روی زائران، خبری بود که خیل مشتاقان زیارت رهبر شهید را دوباره به سمت حرم مطهر کشاند. با تمهیداتی که آستان قدس رضوی برای تسهیل زیارت اندیشید، از روز یکشنبه زائران توانستند وارد رواق شوند.
رواق دارالذکر این روزها حالوهوایی متفاوت از گذشته پیدا کرده است. رواقی که سالها یکی از گذرگاههای آرام حرم رضوی بوده، اکنون به یکی از بخشهای پررفتوآمد این آستان مقدس بدل شده است؛ محلی برای قرار و دیدار عاشقان آقای شهید با ایشان و خانوادهشان.
رواق دارالذکر، واقع در جنوبشرقی روضه منوره، از فضاهای بهنسبت جدید حرم مطهر امامرضا (ع) است. این رواق در گذشته، بخشی از موقوفات مسجد گوهرشاد بود و بعدها بهعنوان مدرسه علمیه بهرهبرداری شد.
فاطمه آخوندی توفیق این را داشته که سالهای ۱۳۹۵ و ۱۴۰۲ در حسینیه تهران با رهبرش دیدار کند. دیدارهایی که با آنچه از قاب تلویزیون از رهبر شهید میدید، قابل مقایسه نبود.
چند روزی بیشتر به مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد نمانده بود که فاطمه شیخ، ساکن محله سرشور، تصمیم گرفت برای این مراسم پرچم بدوزد. : همسایهها وقتی فهمیدند تصمیم به چنین کاری گرفته، برای کمک آمدند.
هفدهم تیرماه، وقتی یک روز به مراسم تشییع پیکر رهبر شهید باقی مانده بود، این خادمان ولایت از زرند خودشان را به مشهد رسانده بودند تا فرصت خدمت به زائران بدرقه کننده پیکر رهبرشهیدمان را پیدا کنند.
ناهید عطایی وقتی احساس کرد اگر برای آخرین دیدار با رهبرشهید به تهران نرود، حسرتبه دل خواهد ماند، راهی سفر شد. میگوید: چشمم به ماشین حامل پیکرها افتاد. چفیهام را بالا انداختم تا برایم متبرک کنند.
روزهای برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهیدمان، مسجد جوادالائمه (ع) میزبان بیشاز شصتبانویی بود که کنار ششتنور گازی و سه تنور گِلی بیوقفه نان میپختند و نان عزاداران را آماده میکردند.
قاسم رفیعا میگوید: آن چیزی که شعر «بچه محله امام رضا (ع)» را زیبا کرد نه قوت و زیبایی شعر که بده بستانهای آن بین بود. حالی که آقا به شعر داد شعر را جان بخشید.این روزها حتی دلم نمیخواهد این شعر را بخوانم.
رهبرشهید فرزند مشهد بودند و همیشه خاطرات شیرینی از زادگاهشان تعریف میکردند چنانکه خودشان هم سال ۶۷ گفتند: «هیچ وقت براى من شیرینتر و مغتنمتر از آن اوقاتى نبوده که در مشهد بودم.»
هنرمندان برجستهای از کشورهای ایران، لبنان و یمن در خیابان ملاصدرا مشهد گرد هم آمدند تا با اجرای نقاشی دیواری «قوموالله» بر روی ۲۳مترمربع از دیوار مدرسه مصلی نژاد، پیام ایستادگی و وفاداری را به تصویر بکشند.
حضور سرزده و بدون تکلف رهبرشهید به خانه شهدا یکی از جذابیتهای این دیدارهاست که وجه مشترک روایتهایی است که در خاطرات این خانوادهها ثبت شده و در کلام همه آنها به این حقیقت اشاره شده است که «گفتیم حتما از بنیادشهید میآیند!»
آیتالله خامنهای درباره رمان جمعی میگوید: این کار برای اولینبار است که انجام میشود و در صورت موفقیت، کار باارزش و مهمی خواهد بود. افراد زیادی در واقعه گوهرشاد، ایفای نقش داشتند که کمتر در داستانهای نقلشده از آن دوران، به آنها اشاره میشود.
مشهد برای آیتالله العظمیخامنهای، شهری است که در زندگی ایشان فقط یک خاطره جغرافیایی نبود. بازگشت پیکر ایشان به مشهد، بازگشت یک زندگی به نقطه آغاز خودش است.