«ماه ضیافت» به روایت زوج شاعر محله پروین اعتصامی
خنکای یک عصر بارانی پاییز، الهه بیاتمختاری و مجتبی ابوالقاسمی، دو شاعر هممحلهای ما که از قضای روزگار، همسر هم هستند، میهمان شهرآرامحله بودند تا به پرسشهای ما در مورد شعر و زندگی پاسخ بگویند. این گفتوگو را به مناسبت روز ازدواج تدارک دیدیم؛ روزی که با نام مبارک مولاعلی (ع) و حضرت فاطمه (س) پیوند خورده است.
الهه بیاتمختاری، متولد پاییز ۶۵ است؛ چند روز پیش سالروز تولدش بوده و حالا ایستاده در آستانه بیست و هفت سالگی، با ما از زندگیاش با مجتبی میگوید. مجتبی ابوالقاسمی هم پاییزی است و البته متولد آذر ۵۸.
از او مجموعه شعر «ماه ضیافت» منتشر شده و مجموعه «شمیم بهشت» که در راه است. هر دو شاعر که در محله پروین اعتصامی مشهد است، جشنوارههای ادبی متعددی را با افتخار پشت سر گذاشتهاند و یکی از همین جشنوارهها، یعنی جشنواره شعر رضوی، بهانهای برای آشنایی آنها و شروع زندگی مشترکشان بوده است.
خیلیها میگویند شاعر با شاعر نمیسازد
-زندگی با یک شاعر، چگونه است؟
به نظر خیلیها شاعر با شاعر نمیسازد ولی من میگویم بستگی دارد ما چگونه بسازیمش. عنصر پایداری هر زندگی، گذشت است، چه شاعر باشی چه نباشی. در درجه اول باید زندگی کرد و بعد شعر گفت و شاعر بود. من با شعر زندگی نمیکنم با زندگی شعر میگویم!
-همسرتان برای مدت زیادی حرف نمیزند یا کمحرف است. اولین برداشتتان از این رفتارش چیست؟
هرگز دلگیر نمیشوم، او را در غار تنهایی با چراغ اندیشهاش تنها میگذارم. البته پس از آنکه مطمئن شوم آن لحظهها ترجیح میدهد بیشتر فکر کند و کمتر میخواهد خلوتش را با من تقسیم کند. همه ما گاهی به تنهایی بیشتر احتیاج داریم تا حرف زدن. مثل این است که گوشهای بنشینیم و شمعی روشن کنیم دور از همه؛ ما شاعرها اینکار را زیاد انجام میدهیم.
-همسرتان از شما میخواهد دقایقی تنهایش بگذارید؛ واکنش شما چگونه است؟
بدون هیچ حرفی تنهایش میگذارم چون میدانم موقعی این جمله را میگوید که واقعا به تنهایی احتیاج دارد؛ میدانم پس از این تنهایی بهتر میتواند کنارم باشد و آن موقعی است که مشکل را رفع کرده یا میخواهد با من در موردش صحبت کند.
-چهقدر شاعر بودن همسرتان در انتخاب شما برای ازدواج با او موثر بود؟
بیتأثیر نبود اما من در انتخابم اول خصوصیات دیگری از او را در نظر گرفتم سپس ویژگی شاعر بودنش را.
-برخورد شاعرها در شرایط دشوار زندگی نسبت به دیگران متفاوت است؟
تفاوت شاعر با بقیه مردم حساسیت بیشتر او به محیط اطرافش است و همین شاخصه نیز در شاعرها کم و زیاد دارد. این تفاوت نوع برخورد آنها را با زندگی متفاوت میکند اما شعر، شعر است و زندگی هم زندگی.
-رابطهتان با هممحلهایها چگونه است؟ چهقدر شاعر بودنتان در ارتباط با آنها موثر است؟
به عقیده من شاعر بیشتر ترجیح میدهد در تنهایی شعر بگوید و این انزوا را جامعه به او تحمیل کرده است. جامعهای که علاقهای به شعر نشان نمی دهد و معتقد است شعر نان و آب نمیشود. استقبال از شعر و شاعر دل میخواهد و ذوق و همذاتپنداری. دوست ندارم همسایههایمان چیزی از شعر گفتنم بدانند چون فکر میکنم شعر گفتن من تاثیری در کیفیت رابطهام با آنها ندارد مگر کسی که خودش اهل شعر باشد.
-چهطور میشود شعر را در دسترس مردم کوچه و بازار قرار داد؟
به نظرم اگر مردم شعری را بفهمند حتما آن را میخواهند و این خود باعث شکلگیری جریان شعری کوچه و بازار میشود که جدید هم نیست و از گذشتهها بوده است. اگر دین را در قالب شعر پیوند بزنیم و از این کانال به مردم ارائه بدهیم زودتر نتیجه خواهیم گرفت.
-جایگاه شعر در محلهای که شما در آن زندگی میکنید چگونه است؟
محله پروین اعتصامی در مراسم مذهبی مختلف همیشه در گوشه و کنار و کوچههایش برنامههایی داشته و مساجد فعالی دارد که جایگاه شعر، بهویژه شعر آیینی و مذهبی، مدح و مرثیه باعث جذب مردم به آنها شده است.
محله پروین اعتصامی مساجد فعالی دارد که جایگاه شعر، بهویژه شعر آیینی و مذهبی، مدح و مرثیه باعث جذب مردم به آنها شده است
-مهمترین الگویی که از زندگی مشترک حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) برداشت کردهاید، کدام بوده است؟
شالوده زندگیمان بیشتر از هرچیز پس از عنصر گذشت و فداکاری، احترام متقابل به یکدیگر است. برداشت اشتباهی که این روزها بهویژه بین همسران رایج شده این است که با نزدیکترین و صمیمیترین فرد در زندگیشان هرگونه که میخواهند صحبت میکنند. فکر میکنم زندگی طولانیمدت کنار یک نفر به عنوان همسر دلیلی برای کنار گذاشتن احترام متقابل نیست. احترام در زندگی زناشویی مثل دیوار است که اگر فرو ریخت خیلی چیزها خراب میشود.
-بهترین خاطره زندگی مشترکتان؟
انتظار برای به دنیا آمدن پسرمان.
روحیه شاعران بسیار ظریف است
-زندگی مشترک با یک شاعر، چگونه است؟
به معنای واقعی زیبا و آرامش است. از اینکه همسرم شاعر است خدا را شکر میکنم زیرا روحیه شاعران بسیار ظریف است و این درک متقابل به زندگی بهتر کمک میکند.
-همسرتان برای مدت زیادی حرف نمیزند یا کمحرف است. اولین برداشتتان از این رفتارش چیست؟
در شرایط مختلف، فرق میکند ولی در اولین برخورد سعی میکنم کمتر برایش مزاحمت ایجاد کنم تا درخلوت شاعرانه خودش به خلق آثارش بپردازد اما هر کاری که از دستم بربیاید برای کمک به او انجام میدهم.
-همسرتان از شما میخواهد دقایقی تنهایش بگذارید؛ واکنش شما چگونه است؟
همه ما به حریم خصوصی نیاز داریم تا با خودمان خلوت کنیم و باید به یکدیگر این فرصت را بدهیم تا برای بهتر زندگی کردن بیندیشیم.
-چهقدر شاعر بودن همسرتان در انتخاب شما برای ازدواج با او موثر بود؟
خیلی؛ همیشه دنبال همسری بودم که شاعر باشد، شاعرانه فکر کند و ببیند تا بتواند با مطالعات شبانه من کنار بیاید و ارزش کار من را درک کند نه اینکه سدی مقابل راهم باشد.
-برخورد شاعرها در شرایط دشوار زندگی نسبت به دیگران متفاوت است؟
بله، فکر میکنم چند لایه بودن شعر حافظ گواه این ادعاست.
-رابطهتان با هممحلهایها چگونه است؟ چهقدر شاعربودن شما در ارتباط با آنها موثر است؟
ما تازه به این محله آمدهایم و رابطه خوبی با آنها دارم ولی آنها از شاعر بودن من اطلاع چندانی ندارند. خوشبختانه همسایههایمان از فرهنگ خوبی برخوردارند ولی رابطه ما با آنها درحد سلام و احوالپرسی است.
-چهطور میشود شعر را در دسترس مردم کوچه و بازار قرار داد؟
به نظر من شعر باید بتواند درد مردم را بیان کند. رسانههایی مانند روزنامهها و بهویژه صداوسیما میتوانند نقش موثری در این زمینه داشته باشند.
-جایگاه شعر در محلهای که شما درآن زندگی میکنید، چگونه است؟
مردم آنقدر درگیر مسائل روزمره زندگی شدهاند که ارزشی برای شعر قائل نیستند یا اگر علاقهای هم باشد، حوصله و وقت شنیدن آن را ندارند.
-مهمترین الگویی که از زندگی مشترک حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(س) برداشت کردهاید، کدام بوده است؟
سادهزیستی و عشق به خانواده در سایه خداوند.
-بهترین خاطره زندگی مشترکتان؟
بهترین خاطره زندگی من چند ماه دیگر اتفاق میافتد.
*این گزارش سه شنبه، ۲ آبان ۹۱ در شماره ۲۷ شهرآرامحله منطقه ۷ چاپ شده است.