کد خبر: ۱۲۸۲۳
۲۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
استاد استعدادیابی قرآنی

استاد استعدادیابی قرآنی

حضور محمدحسن دخت مشهدی در محله شهید مصطفی‌خمینی به سال‌های دور برمی‌گردد. او حالا وقتش را وقف نوجوانان محله کرده و با ایجاد محفل قرآنی یاسین که حدود ۲۴ سال سابقه دارد به استعدادیابی قرآنی می‌پردازد.

حضورش در محله شهید مصطفی‌خمینی به سال‌های دور برمی‌گردد؛ به خانه پدری که دیگر نیست و زندگی با مادرش و به ۲۴ سال پیش که با ورودش، حال‌وهوای کوچه‌پس‌کوچه‌های محل عوض شد. تلاش می‌کرد نوجوان‌های محل را به خود جذب و بعد از آن، پایشان را به مسجد باز کند؛ البته به گفته خودش، لطف خدا و دعای خیر پدر و مادرش باعث شد او عمرش را در مسیری با بوی قرآن و تلاوت و کلام الهی خرج کند. حالا ۴۰ سالی از آن روز‌ها می‌گذرد.

محمدحسن دخت‌مشهدی متولد ۱۳۵۰ است. او هشت‌ساله بوده که با شنیدن صدای تلاوت استاد عبدالباسط، شیفته قرائت قرآن شده و هم‌اکنون عضو جامعه قاریان قرآن است. او سال‌هاست قرآن و به‌طور ویژه رشته قرائت را تدریس می‌کند. علاقه مشهدی به قرآن باعث شد هم‌زمان با ورودش به محله مصطفی‌خمینی، با کمک بسیجی‌های مسجد فاطمه‌الزهرا (س) که در کوچه شهید‌مصطفی‌خمینی ۳۸ واقع است، محفلی قرآنی به نام کانون فرهنگی‌قرآنی یاسین ایجـاد کند. حـالا کودکان، نوجوانان و جوانان محله، هرهفته در این مکان حضور پیدا می‌کنند و استعداد‌های زیادی از میان آنها کشف می‌شود؛ کودکانی مثل مسعود حسین‌زاده و حسین پورکویر که امروز، جزو قاری‌های جوان کشوری هستند.

این محفل قرآنی که حدود ۲۴ سال سابقه دارد و پایگاه مقاومت بسیج شهیــد مصطفی‌خمینی‌یک، حــوزه ۵ مقـداد و کـانون فرهنگی‌قرآنی یاسین آن را بـرگزار می‌کنند، درش هر یکشنبه ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱ به روی علاقه‌مندان کلام وحی باز است.

 

- از چه سالی با قرآن آشنا شدید؟

سال ۱۳۵۸ بود که مباحث قرآنی، به‌خصوص تلاوت قرآن را دنبال کردم و نزدیک ۳۶ سال از آن زمان می‌گذرد.

 

- اولین علاقه‌مند‌ی‌تان به قرآن را به‌خاطر دارید؟

معمولا هرقاری قرآنی با شنیدن تلاوت استادان، به قرائت علاقه‌مند می‌شود. من نیز از این قاعده مستثنا نبودم. برادر بزرگ‌ترم دو نوارکاست از تلاوت استاد سعید مسلم و عبدالباسط داشت. آن زمان هشت‌ساله بودم که صدای تلاوت استاد عبدالباسط را شنیدم. این صدا به‌قدری برایم دلنشین بود که تا مدت‌ها آن را گوش می‌دادم، به‌قدری که نوار پاره می‌شد. من تمام نوار را باز می‌کردم تا خرابی‌اش را ترمیم کنم و دوباره آن را می‌بستم.

 

استاد استعدادیابی قرآنی

- یعنی شما زمانی که امکانات تبلیغاتی کم بود، با قرآن آشنا شدید؟

اگر امکانات را بخواهیم از نظر مادی تفسیر کنیم، نظر شما درست است، اما تمام علاقه من به دوران انقلاب برمی‌گردد. اگر انقلاب نبود، قطعا من الان معلم قرآن نبودم. ما همه مدیون انقلاب اسلامی هستیم. روحیه‌ای که با انقلاب در جامعه حاکم شد، به‌طور خودکار باعث رشد عقلی و دینی ما شد و بسیاری از مفاهیم دینی بعد از آن به شکل درست معنا پیدا کرد. همچنین در جریان جنگ تحمیلی، بسیاری از وقایع مثل عاشورا را توانستیم بهتر بفهمیم و درک کنیم.

 

- چه شد که این علاقه‌مندی به شکل یک حرفه درآمد؟

زمانی که از منطقه جنگی برگشتم و جنگ تمام شد، جبهه دیگری را بر اساس علاقه و توانایی‌هایم به نام جبهه فرهنگی انتخاب کردم. علاوه بر این، در حوزه دستاورد‌های قرآنی به‌ویژه تلاوت، فعال بودم و تلاوت، تمام امور زندگی‌ام را دربرگرفته بود. نزد استادان مختلف و معتبری ازجمله مرحوم حاج‌محمدعلی اوحدی، مرحوم حاج‌کاظم حسن‌زاده، استاد سیدجواد سادات‌فاطمی، محمدرضا چابکی، مهدی نصیری و حاج عبدالشکور فلاح که از استادان بین‌المللی قرآن کریم است، افتخار شاگردی دارم و حدود ۲۴ سال است مدرس قرآن هستم.

 

- چندساله بودید که در جبهه حضور یافتید؟

۱۷ سالم بود و تنها شش‌ماه توفیق حضور در جبهه‌ها را داشتم. سال ۶۷ در واحد تخریب و دیدبانی لشکر ۵ نصر در منطقه‌های خُرمال عراق و پاسگاه زید که مرز عراق و ایران بود، خدمت کردم. همچنین در پاتک‌هایی که دشمن بعد از توافق قطعنامه ۵۹۸ می‌زده، حضور داشتم.

استاد استعدادیابی قرآنی

- درحال‌حاضر کجا مشغول‌به‌کار هستید؟

در ستاد طرح ملی تلاوت که سال ۹۱ راه‌اندازی شده و هدفش، کشف و پرورش استعداد‌های قرآنی ۸ تا ۱۴ ساله است، به‌عنوان مدیر آموزشی ستاد خدمت می‌کنم. در‌حال‌حاضر این طرح در ۱۵ استان کشور اجرا می‌شود و قرار است در سال ۹۴ گسترش یابد. همچنین در موسسه قرآنی صراط مسئول آموزش هستم.

معمولا هرقاری قرآنی با شنیدن تلاوت استادان، به قرائت علاقه‌مند می‌شود. من نیز از این قاعده مستثنا نبود

- با وجود اینکه در رشته قرائت تدریس می‌کنید و قاری‌های زیادی را تربیت کردید، در هیچ مسابقه‌ای شرکت نکردید، چرا؟

علاقه اول من به تدریس است و سروکله‌زدن با نوجوان‌ها را بیشتر دوست دارم. من بیش از هرچیز، مدرس قرآن بوده‌ام و هستم.

 

- حضور شما در محله مصطفی‌خمینی به چه زمانی برمی‌گردد؟

من سال ۷۲ وارد محله شدم و تا سال ۸۷ نزدیکی مسجد فاطمه‌الزهرا (س) سکونت داشتم. این مسجد هنوز در حال ساخت بود ولی زمانی که ساخت آن به پایان رسید، هم‌زمان با اقامه نمازجماعت، جلسه‌های هفتگی خود را با کمک دوستان بسیجی در آن تشکیل می‌دادیم و کم‌کم کسانی که به مسجد رفت‌و‌آمد داشتند، با این جلسات آشنا شدند و دوستانِ این افراد نیز پایشان به این محفل دوستانه باز شد. من خودم را مدیون این مسجد می‌دانم.

 

- چرا مدیون؟

وقتی مکانی با اخلاص مردم ساخته شود و سنگ بنای آن، معجون اخلاص و صفای باطن مردم باشد و در آن مکان، خدا را عبادت کنند، چنین جایی به‌تنهایی روح دارد و مورد لطف آن قرار می‌گیریم. در‌حال‌حاضر یکی از افسوس‌هایم این است که به‌دلیل تغییر مکان زندگی‌ام، از این مسجد دور شده‌ام. ما هرشب بعد از نماز مغرب‌وعشا، چندساعتی را با نوجوان‌های ساده‌دل و پاک‌طینت سپری می‌کردیم.

 

- پس ارتباط شما صرفا به چند ساعتی که در جلسه بودید، محدود نمی‌شد؟

بله، درست است. هر پنجشنبه قرار روزه داشتیم و نامش را گذاشته بودیم سفره نان و پنیر و سبزی؛ چراکه نمی‌خواستیم سفره افطاری‌مان رنگین باشد و هدف، دیدار دوستانه بود و هرهفته میهمان یکی از بچه‌ها بودیم. همچنین در جلسات مختلف حضور داشتیم و با هم به کتابخانه می‌رفتیم و گاهی هم والیبال بازی می‌کردیم، حتی من به منزل بچه‌ها می‌رفتم و با پدر و مادرهایشان صحبت می‌کردم. از طریق این رفت‌وآمد‌ها بود که رفاقت ما پررنگ شد.

استاد استعدادیابی قرآنی

- درواقع رفاقت و نحوه ارتباط شما با بچه‌ها، باعث جذب آنها به این محفل شد؟

البته من کار خاصی نکردم. استمراری که در رابطه ما وجود داشت، به علاوه رفاقتی که بین ما حاکم بود، نوجوان‌ها را جذب کرد. بین من و بچه‌ها ارتباطی صمیمی برقرار بود؛ چون سعی می‌کردم رابطه‌ام با بچه‌ها بیشتر رفاقتی باشد تا استادشاگردی.

 

- با این توصیفات، ارادت اهالی محله به شما فراوان است!

لطف و محبت ساکنان محله همیشه شامل حالم بوده؛ اگرچه من خود را لایق این همه محبت نمی‌دانم و نمی‌توانم آن را جبران کنم. باید اعتراف کنم بسیاری از همسایگان و دوستانم در محله، از برادر به من نزدیک‌تر هستند و از هیچ کمکی دریغ نکردند.

 

- همه افرادی که در این جلسات شرکت می‌کنند، توانسته‌اند در رشته قرائت گام بردارند؟

به‌عنوان یک مدرس قرآن معتقدم معلم باید در زمینه‌های مختلف، مطالعه داشته باشد تا بتواند شاگردان خود را به‌درستی راهنمایی کند و همچنین قدرت تحلیل فراوانی در مسائل تاریخی، سیاسی، فرهنگی و هنری داشته باشد. در این صورت می‌تواند استعداد شاگردانش را به‌خوبی شناسایی و هدایت کند. قرار نیست از این جلسه سی‌نفره، همه قاری شوند؛ چراکه همه، این استعداد را ندارند. ممکن است یکی در زمینه حفظ، تفسیر یا امور هنری یا مهندسی و... توانمند باشد. قرآن سفره پهنی است که هرکس باید بهره خودش را از آن ببرد؛ لذا معلم قرآن باید سرفصل‌های هدایتی در قرآن را بتواند تشخیص دهد تا بتواند آن را برای دانش‌آموختگان خود به‌درستی ارائه دهد.

- شما از برگزاری این جلسات چه قصدی داشتید؟

این محفل فقط یک جلسه معمولی آموزش قرآن نیست. در طول سال‌هایی که گذشته، هسته مرکزی کانون یاسین، جلسات هفتگی قرآن بوده ولی در کنار آن، فعالیت‌های فکری و فرهنگی دیگری هم داشتیم. ما در این جلسات، دوره‌های مطالعاتی آثار شهیدمطهری، آشنایی با نهج‌البلاغه، داستان‌نویسی و حتی زمان انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری، بحث‌های سیاسی داشتیم و بچه‌ها برای انتخاب افراد منتخب و مورد تایید خود تحقیق کرده و آنها را به افراد محله نیز معرفی می‌کردند.

 

- فکر می‌کنید چرا امروز حضور قرآن در میان ما کم‌رنگ شده است؟

به نظرم اولین منکری که بین جوان‌ها رواج یافته و زمینه انحرافات دیگر است، شنیدن موسیقی حرام است که از یک فایل صوتی شروع می‌شود و کم‌کم به دیدن تصاویر و فیلم‌های مبتذل می‌رسد. تلفن‌های هوشمند و فضای مجازی نیز به این ماجرا دامن زده و دسترسی‌ها را راحت‌تر کرده است. معتقدم اگر بتوانیم شنیدن تلاوت قرآن را در جامعه به‌خصوص میان جوان‌ها گسترش دهیم، خودبه‌خود خیلی از آنها به‌سراغ انحرافات دیگر نمی‌روند. شنیدن روزی چنددقیقه تلاوت قرآن کریم، اگر به یکی از کار‌های روزانه در جامعه تبدیل شود، کار بزرگی انجام شده است؛ چراکه شنیدن این کلام آسمانی نیز به‌تنهایی موثر است.

 

- پیشنهاد شما برای اینکه در ترویج فرهنگ قرآنی موفق شویم، چیست؟

خانه‌های فرهنگ واقعی شهر ما، مساجد هستند و تقویت این مکان‌ها یعنی تقویت فرهنگ شهر که نیاز به حمایت سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی دارد. در همه جهان، یکی از وظایف شهرداری‌ها، معرفی نماد‌های هرشهر و تقویت نقاط قوت آن است. ما در مشهد قاری‌های بزرگی داشته و داریم. مشهد بعد از مصر، قطب تلاوت جهان اسلام است و بهتر است شهرداری به این قضیه، توجه بیشتری کند و این نماد‌های فرهنگی را معرفی نماید. ما حتی سایت مناسب و مخصوصی برای قاریان مشهدی نداریم که آنها را به جهان معرفی کنیم. یکی از بهترین سوغاتی‌های زائران خارجی، می‌تواند تلاوت قاریان مشهدی باشد؛ ترتیل سعودی‌ها که اشکالات فنی زیادی دارد و حتی تلاوت ندارند، در سراسر جهان پخش می‌شود، پس ما چرا تلاوت‌های زیبایی را که در حرم مطهر رضوی پخش می‌شود، به جهان عرضه نکنیم؟

 

حضور در جلسات از کودکی

رسول دست‌بندچی ۲۰ سال دارد و درحال‌حاضر دانشجوی رشته علوم قرآن‌وحدیث است و از چهار، پنج‌سالگی به همراه برادر بزرگ‌ترش در این جلسات شرکت کرده است. او ابتدا فقط به‌عنوان شنونده در این جلسات حضور پیدا می‌کند و از سیزده‌سالگی پای درس استاد می‌نشیند.

کارش را با حفظ شروع کرده و هم‌اکنون حافظ حدود هشت جزء از قرآن کریم است. او به همراه ۲۰ نفر از دوستان خود در این جلسات حضور پیدا کرده ولی همه آنها این مسیر را ادامه ندادند و رسول با یکی از دوستانش، تصمیم گرفتند حفظ قرآن را به‌طور جدی ادامه دهند؛ تا حدی که بعد از گذشت چند ماه، قید بازی با دوستان هم‌محله‌ای خود را نیز زده و بیشتر برای علاقه‌اش، حفظ قرآن، وقت گذاشته. او مقام‌هایی نیز در مسابقات حفظ کسب کرده است؛ ازجمله رتبه سوم شهرستان در مسابقات اوقاف، سال ۹۲ و ۹۳. رتبه سوم مسابقات دانشجویی در سال ۹۳ و نفر دوم در مسابقات دارالقرآن حرم مطهر رضوی.

 

پاتوق ما مسجد بود

مهدی دیهول نیز یکی دیگر از شاگردان استاد مشهدی است که رابطه بسیار خوبی با هم دارند. به منزل استاد رفت‌وآمد می‌کرد و از مشورت‌ها و رفاقت‌های مشهدی، خاطره‌های فراوانی دارد؛ تاحدی‌که بعضی شب‌ها را در منزل استاد سپری می‌کرد. دیهول، متولد ۱۳۶۹ است و قرآن تدریس می‌کند. او از ۱۴ سال پیش، در رشته قرائت، آموزش خود را شروع کرد و به گفته خودش، جزو نسل دومی است که مشهدی تربیت کرده است. دیهول علت تلاش خود در رشته قرائت

را رفتار مشهدی می‌داند و می‌گوید: ما یک عده بسیجی نبودیم که دائم در مسجد باشند و مثل همه هم‌سن‌وسال‌های خود مشغول بازی و تفریح بودیم؛ آنچه ما را به این جلسات جذب کرد، نوع ارتباطی بود که استاد با بچه‌ها داشتند، طوری‌که مسجد تبدیل به پاتوقمان شده بود و جلوی مسجد، فوتبال بازی می‌کردیم و وقت نماز نیز به مسجد می‌آمدیم. دیهول سال ۹۲ در مسابقات کشوری بنیادشهید و امورایثارگران، در رشته قرائت، رتبه اول را کسب کرد. او مقام‌های دیگری در سطح استانی و کشوری نیز به‌دست آورده است.

* این گزارش در شماره ۱۷۰ شهرآرا محله منطقه ۶ مورخ ۲۷ مهرماه سال ۱۳۹۴ منتشر شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام