در هنرستان شهید اول فرهنگ کارآفرینی ترویج میشود. آنها بعد از فارغالتحصیلی از اینجا تجربه جمع میکنند، سفارش قبول میکنند، کار میکنند و در حد خودشان پول درمیآورند.
محمود کریمی از زمانیکه خودش را شناخت، در کارگاه نمک کار میکرد. حالا خودش دو معدن نمک دارد و انجمن نمک تصفیه خراسان رضوی را به ثبت رسانده است. حالا نزدیک به چهلنفر مستقیم و بیستنفر غیرمستقیم نمک گیر کارگاه کریمی هستند.
فاطمه نوایی میگوید: طرحی برای آموزش بانوان محله ارائه دادم و با موافقت شورای شهر مشهد و کمک سازمان بازآفرینی، محلی که متروک شده بود، بازسازی و مرمت شد و حالا این مجموعه خانه امید بانوان توس برای یادگیری و راهاندازی شغل است.
بزرگترین تبلیغ و پشتیبان منیر قاضی در همه چهل سال فعالیتش، آموزش کامل خیاطی و دوخت لباس در حضور خود اوست. او با وجود مشکلات جسمی، سالها تلاش کرده و با تربیت شاگردان و طراحیهای درخشانش خوش درخشیده است.
اکرم اکبری؛ زنی که پیش از رسیدن به شیرینیپزی، هنرهای مختلفی را امتحان کرده اما درنهایت مسیرش به شیرینیپزی رسیده و حالا مغازه کیک و شیرینی و کارگاه شیرینیپزی خودش را راه انداخته و درکنار چند نیروی خانم دیگر آن را اداره میکند.
خانه پدری حمیده غلامیان در محله کنهبیست، ۵ سال است به پاتوقی امن و صمیمی برای بیش از دویست نفر از بانوان و دختران کودک و نوجوان تبدیل شده است.
مؤسسه عامالمنفعه ضیافتالزهرا (س) در محله شهید قربانی، نیازمندان را خودکفا میکند، آدمهایی که بعضیشان هیچ مهارتی نداشتند، بعضیشان سالها از بازار کار دور مانده بودند و بعضی دیگر حتی اعتمادبهنفس شروع دوباره را از دست داده بودند.
همه پیشینه و دستاوردهای خانواده یزدانی در عرصه تولید، فروش، آموزش و پژوهش از محله کوی مهدی رقم میخورد.کارگاه پنجششمتری یزدانیها، چهار دستگاه تراش دارد که دونفر از اعضای این خانواده در آن مشغول کارند.
از اوستاحسن طباطباییاصل، بهعنوان بانی و مسئول حفظ کشاورزی و باغداری در توس یاد میشود. او هنگام تعمیر تراکتورهای خراب هرجا که به بن بست برمیخورد، با استفاده از نبوغ خود، قطعاتی را تولید و تراکتور را راهاندازی میکرد.
مجید خوشحال که اینروزها در کارگاه رویهکوبی مبلش، در کنار خانواده کار میکند، روزهای پرفرازونشیبی را در کارش تجربه کرده که هرکدام کافی بودند برای زمینخوردن یک خانواده، آنقدر محکم و دردناک که نتوانند از جای برخیزند اما او و همسر و فرزندانش تسلیم سختیها نشدند!
خراسان رضوی، به ویژه مشهد، همواره یکی از کانونهای مهم شکل گیری و تداوم هنرهای سنتی و بومی ایران بوده است و در میان این هنرها، فرت بافی به عنوان یکی از شاخههای کمتر شناخته شده است که نقشی مهم در تأمین پوشاک و منسوجات خانگی خانوادهها در گذشته ایفا میکرده است.
در مشهد طی چهار تا پنج سال گذشته، موج تازهای از توجه به پتینه کاری شکل گرفته و هنرمندان فعال در این حوزه توانستهاند با خلاقیت و اجرای تکنیکهای متنوع، این هنر را به بخش مهمی از پروژههای دکوراسیون شهری و تجاری تبدیل کنند.
غرفهداران بازارچه مسجد امیرالمؤمنین(ع) در محله گاز، نیتشان از کسبوکار، فراتر از کسب روزی حلال است. آنها با فروش محصولاتشان و اهدای بخشی از سود خود، قدمی کوچک برای کمک به جبهه مقاومت بر میدارند.
نرگس طهرانیانطرقبه، ساکن محله سجاد است. او که در حوزه هنر قالیبافی و تابلوفرش فعالیت دارد توانسته علاقهمندان بسیاری به این رشته را نیز آموزش دهد و در این مسیر کارآفرینی کند.
رضا محمدجانی، هنرمند محله کوی امیرالمومنین، از نوجوانی شیفته چوب بود. او با تبدیل ضایعات به آثار هنری، کارگاهی دایر کرده و برای پنج نفر اشتغالزایی کرده است.
سید حسین فروغی، صاحب این کارگاه از اعضای هیئت امنای مسجد امام رضا(ع) در خیابان شهید صدر ۷ است که با انتقال کارگاه کفاشی خود به این مکان، سعی کرده درآمد مسجد نیز تا حدودی تامین شود.
امیر کاظمی به عنوان جوانی بیکار و از سربازی برگشته در محله شهیدرجایی از صفر شروع کرد. او حالا در ۳۱ سالگی دارای آموزشگاه موفق کامپیوتر با سه شعبه در نقاط مختلف مشهد است.
محمود صفرپور یکی از اصلیترین تولیدکنندههای انگشترهای طرح ترک در ایران است؛ کاری که به گفته خودش ابتدا بهطور انحصاری در دست خودش بوده است، اما حالا چندتایی رقیب دارد. او برای رسیدن به این جایگاه، رنجهای بسیاری را پشت سر گذاشته است.
مشهد جزو نخستین شهرهایی است که صاحب کارخانه مبلسازی شد؛ آن هم به همت کارآفرینی به نام «حاجحسین هرمززاده» که تقریبا همه او را به نام «آقای مبل دقت» میشناسند و حالا به تکهای از هویت شهر تبدیل شده است.
۳۵ سال زندگی مشترک آقای حسن مومنی و همسرش با کارآفرینی و کارگری همراه شده است. مومنی میگوید که آنها از همان آغاز زندگی مشترک، پیوند کاری نیز با هم بستهاند.