اشکان بشیان تعریف میکند: برای اینکه پدرش بتواند او را به فوتبال علاقهمند کند، برای تولد دوسالگیاش به او توپ هدیه داده است. «هنوز خردسال بودم که پدرم من را در مدرسه فوتبال ثبتنام کرد. مربی با توجه به سنوسال کم و نداشتن توانایی جسمانی از پدرم خواست اسمم را در کلاس ژیمناستیک بنویسد تا بعد از اینکه توانایی بدنیام بیشتر شد، به فوتبال برگردم.انعطاف، سرعت و آمادگی جسمانی که در ژیمناستیک به دست آوردم، تأثیر مثبتی برایم داشت.»
روزنامه کیهان سیام آبان1340 در گزارشی از این بازی مینویسد: «رضا ارمگان وقتی که به روی رینگ آمد، همه فکر کردند که این مبارزه پایانش به نفع بازیکن آلمانی است. بازی شروع شد. ارمگان حمله را آغاز کرد و همه تماشاچیان را مجبور به تحسین و تشویق نمود. زیرا ضربات محکم و پیدرپی او حریف آلمانی را گیج کرده بود و از اینطرف به آنطرف روی طناب رینگ میافتاد...راند دوم با حمله مداوم ارمگان آغاز شد و وی یکبار حریف آلمان را ناکداون کرد. پس از شمارش یک تا نُه داور، فرانگل از زمین بلند شد، گارد گرفت و بازی آغاز شد.
روایت های کوتاهی که در ادامه می خوانید، برش هایی کوچک از حس و حال خوب نوجوان هایی است که با کمک خانواده، راه خود را در زندگی پیدا کرده اند. سردرگم نیستند؛ چون فهمیده اند از زندگی چه می خواهند و باید به دنبال چه باشند. روز آن ها و همه کسانی که در حال سپری کردن این سال های سرنوشت ساز و اثرگذار هستند، مبارک!
فروردین امسال اجرای کمنظیر «دختران خورشید» در برنامه تلویزیونی عصر جدید میلیونها نفر را به وجد آورد؛ تیمی که از ۳۱دختر ورزشکار تشکیل شده است و بیشترشان ساکن محلات حاشیه شهر مشهد هستند. دختران این تیم با شعار «بمب انرژی» تمرین میکنند.
55بهار را پشت سر گذاشته است اما هنوز بدن ورزیدهای دارد. مربیگری تکواندو را 30سال قبل از باشگاه توحید خیابان آبکوه شروع کرده است. در چند باشگاه معروف شهر هم آموزش میدهد. اما بیشتر سابقه مربیگریاش به باشگاه آبکوه برمیگردد. او مربی دو نسل بوده است. آنهایی که سالها پیش آموزششان داده است، حالا دست فرزندانشان را میگیرند و به باشگاه میآورند. رحیم حامدرحمت مربی باسابقه و پرتلاش محله صاحبالزمان(عج) است.
«وقتی خط پایانی مسابقه را رد کردم، باورم نمیشد مدال طلای آسیا را گرفتهام. از خوشحالی گریه میکردم. پرچم ایران را بوسیدم و به نشانه احترام، دور استادیوم را با پرچم دویدم. انگار نه انگار که چندصد متر را دویدهام. پرچم که دستم بود پاهایم دوباره جان گرفت.»
زهرا عیدی در دهسالگی کاراته را آغاز کرد، ورزش رزمیای که هیجان روزهای کودکیاش را بیشتر کرد و در مسابقات کشوری و استانی درخشید ، او این روزها در پانزده سالگی با پنج ساعت تمرین در خانه و باشگاه، خودش را برای مسابقات بینالمللی ارمنستان و قهرمانی آسیا که زمستان امسال در ژاپن برگزار میشود، آماده میکند.
یازدهمین فرزند در میان 13فرزند خانواده است. زندگی در یک خانواده پرجمعیت، یعنی سرزندگی و بازی همیشگی با برادرها، برادرزادهها و خواهرزادهها. علاوهبر بازیهایی مانند «زو» که بازی هر روزشان بوده و با روحیه سرسخت و مبارزهطلبانهاش همخوانی داشته است، کارکردن در زمینهای کشاورزی پدرش او را به آمادگی جسمانی رسانده بود که به محض ورود به دنیای ورزش، خیلی زود درخشیده و توانسته عنوان قهرمان قهرمانان دانشگاه آزاد اسلامی را از آن خودش کند.سمانه افخم بانوی سیوششسالهای که از بدو تولدش تاکنون ساکن محله امام هادی(ع) است از سال83 که پا به دانشگاه گذاشته، عضو تیم کبدی استان خراسان بوده و حتی لباس تیم ملی را هم بر تن کرده است.
«جعفر آقا» که امروز میخواهیم از خاطراتش برایتان بگوییم آنقدر عاشق فوتبال است که در دوران دفاع مقدس و حتی عصر روز ازدواجش هم نتوانسته از ورزش و علاقهاش چشمپوشی کند.
«جعفر تقیزاده» متولد محله امام رضا(ع) از آن روزهایی برایمان تعریف میکند که در کنار دفاع از میهن، حواسش به ورزش بوده و آن را کنار نمیگذارد.
پدرش مشوق اصلیاش برای ورزش کاراته سبک کیوکوشین بوده. او هم استعداد خوبی در این ورزش داشته و توانسته 20دوره مقام قهرمانی و نایب قهرمانی استانی را به دست بیاورد. در تازهترین مسابقههای کشوری و بینالمللی که در یک ماه گذشته در تهران و با حضور حریفانی قدرتمند برگزار شده است، در یک دوره مسابقههای نفسگیر و سخت توانسته مقام قهرمانی کشور و مقام قهرمانی بینالمللی را در نوجوانی به دست بیاورد.
در این بخش از محله کارمندان اول علاقهمندان به حیوانات از محلههای دور و نزدیک میآیند تا از انبوه مغازههای ردیفشده در کنار هم برای دام و طیور خود خوراک تهیه کنند. گرچه پرندگان گذری هم مهمان همیشگی کیسههای ارزن، گندم، جو، شاهدانه و... مقابل مغازهها هستند.اما طرف دیگر این کوچه نیز کارکرد متفاوتی دارد.
مهران موسوی از نهسالگی رشته ورزشی فوتبال را با تشویقهای پدر و زیر نظر استاد غلام خاوری شروع میکند تا آمادگی لازم برای رشد در سنین بالاتر را کسب کند. این تمرینات به صورت مستمر ادامه دارد تا اینکه او را وارد مرحله حرفهایتر میکند. او میگوید: از سه سال گذشته در رده نونهالان در باشگاه سایپا پا به توپ میزنم و سابقه بازی در لیگ دسته اول و دوم استانی را با این تیم داشتهام که با همراهی سایر همتیمیها توانستیم به نایبقهرمانی لیگ2 استانی و جام فجر در استان خراسان رضوی دست پیدا کنیم.
مجید جعفری که خود از جوانان حاشیه شهر است ایمان دارد با کمی زحمت و صبر میتواند گنجهای با ارزشی را از کوچه پس کوچههای محلات و روستاهای حاشیه شهر کشف کند. به همین علت، آموزش هنرهای رزمی در رشته «هایکدو» به نوجوانان را شروع کرده است.
میگوید: از سال 76 تمرین در هنرهای رزمی را شروع کردم. پس از چهار سال با توجه به علاقهای که به آموزش داشتم تصمیم گرفتم مربیگری هم بکنم. سال 96 به شهرک شهید رجایی رفتم. سه سال تمام خودم را وقف آموزش هنرجویان این محدوده کردم و نتیجه آن تربیت دهها شاگرد قهرمان شد.
تکواندو اولین ورزشی است که احمد انتخاب میکند اما بعد از مدتی دچار دلزدگی شده و این ورزش را کنار میگذارد. چندسالی ورزشهای مختلف از جمله والیبال، فوتسال، بسکتبال و حتی کشتی را دنبال میکند اما هیچکدام از این ورزشها او را راضی نمیکند. سرانجام نیز سراغ ورزش تکواندو میرود که اولین انتخاب ورزشیاش بوده است و تا به امروز آن را ادامه داده است.
دختر نوجوان خوشانرژی روایت ما، همان سالها با محسن میرجلالی، بچه مو بلند و درسخوان آسایشگاه فیاضبخش که مادرش همه دنیایش را برای پیشرفتش میدهد، وصلت میکند. سال ها بعد از ازدواج، امیرعلی پسر ارشدشان عضو تیم ملی میشود و مقام قهرمان قهرمانان آسیا را در رشته بسکتبال بهدست میآورد. امیررضا پسر دومشان هم که در جناح حمله بسکتبال خیلی استعداد دارد، قهرمانی لیگ جوانان خراسان را از آن خود میکند و تازگیها به اردوی تیم ملی هم دعوت شده است.
تختی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی «سعدآباد» نامیده میشد، امروز کهنه ورزشگاه شهر است که قامت خمیده و شمایلش به پیر فرتوتی میماند که جان از تنش به در شده و غرور تاریخ پا بر جایش داشته است. بیستوششمین روز از مهر پاییزی به نام روز تربیتبدنی نامگذاری شده و در این میان مرور خاطرات و جستوجو در هویت تاریخی قدیمیترین بنای سختافزاری ورزش شهر خالی از لطف نیست.
علاقه مادر به ورزش به دخترانش هم منتقل شده است. دخترانی که از پنجسالگی با رشته ژیمناستیک شروع کردند و اکنون ورزش جزو جداییناپذیر زندگی آنها شده است. پریسا و پرنیا نورمحمدی دو خواهر 15 و 9ساله ساکن محله امام خمینی(ره) با تلاش و علاقه خود مدال طلای مسابقات استانی کونگفو را کسب کردهاند و هر دو برای آیندهشان اهداف مشخصی دارند.
روز تربیتبدنی بهانهای شد تا دنبال قدیمیترین سالن ورزشی در منطقه8 برویم و درباره تاریخچه و هویت آن بنویسیم. اما پس از بررسی کتابهای هویتی متوجه شدیم بنای بهظاهر ساده مجموعه ورزشی همجوار با دبیرستان فردوسی که این سالها بهدلیل کرونا سوت و کور مانده است، صد سال قبل اولین مکان ورزشی در مشهد بوده است. مکانی که به نقل از شماره 1700روزنامه خراسان «در اراضی دبیرستان که قریب سی هزار ذرع بودعملیات طراحی، باغچهبندی و تسطیح میدانهای ورزشی آن انجام شد.
امیرحسین امینیمقدم از سال پیش تا به امروز موفق به کسب دو مدال اول و سوم استانی در رشته ورزشی ووشو شده است. خودش میگوید که این تازه اول راه است و در آینده مدالهای مهمتری کسب خواهد کرد. کسب این مدال انگیزه مضاعفی برای او ایجاد میکند تا تمریناتش را با تلاش بیشتر ادامه بدهد. اصلا او به همین تلاش مضاعف بین بچهها معروف است.
احمد خوشنیت متولد سال١٣٦١ در دو سالگی به دلیل تزریق اشتباه آمپول، دچار فلج مغزی یا همان سیپی میشود. حالا اندامهای او اختلال حرکتی غیرپیشرونده دارند اما او در تمام این سالها سعی کرده بر محدودیتهایش غلبه کند.