ورزش - صفحه 61

تختی در زیرگیری استاد بود، تا آمد زیر یک‌خم بگیرد، احمد کمرش را قاپید و رفت پشتش و سریع آقاتختی را روی پل برد و این در کشتی پهلوانی یعنی تمام، اما داور سوت نزد.
مردی که شصت سال در ورزش قلم زد و خودش هم ورزشکار بود و هم مربی. او بی‌تردید از قدمای کار در عرصه رسانه و ورزش است. مردی که بوکسور بود و هم‌زمان در مجله هفتگی کیهان‌ورزشی قلم‌ می‌زد. بوکس چهره شاخص حضورش در میدان ورزش بود، اما در سایر رشته‌ها هم دستی بر آتش داشت. بسکتبال کار کرده بود و وزنه می‌زد. می‌دوید و پای تور والیبال می‌ایستاد. منوچهر نقافی همین هفته پیش از مرز هشتادمین بهار زندگی‌اش عبور کرد.
سیدمحمدطاها هاشمی متولد سال ١٣٨٦ در ده‌سالگی فعالیت ورزشی‌اش را در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی شروع می‌کند و حالا چند مدال رنگارنگ دارد. مهم‌ترین این مدال‌ها، مقام سوم استانی است که در اسفند سال ١٣٩٧ کسب می‌کند. حالا آرزوهای زیادی در سر دارد. اینکه بتواند یک روز مقام‌های بین‌المللی کسب کند. او برای همه این آرزوها هم سخت در حال تمرین و تلاش است.
دانش‌آموز ممتاز مدرسه نمونه‌دولتی امام حسین(ع)، بسیجی فعال مسجد پنج‌تن آل‌عبا و برگزیده رقابت‌های تیراندازی و تالار مجازی بورس. مهدی متولد سال1385 است. تفنگ‌بازی بخش جدایی‌ناپذیر دوران کودکی‌اش بوده است و آن را به‌عنوان اسباب‌بازی به دست می‌گرفت و ساعت‌ها سرگرم می‌شد، تا اینکه اداره آموزش‌وپرورش برنامه استعدادیابی ویژه تیراندازی در مدارس برگزار کرد و مهدی علیمردانی از مدرسه نمونه‌دولتی امام‌حسین(ع) انتخاب شد. خیلی از زمان تمریناتش در این رشته نمی‌گذشت که فهمید چقدر در این زمینه مستعد است و امسال در مسابقات استانی لیگ انفرادی رشته تفنگ بادی مقام چهارم را از آن خود کرد.
بیشتر اعضای خانواده راستگو اهل روستای کاریزنو از توابع شهرستان فریمان هستند، اما بعد از کوچ به مشهد در اوایل دهه هفتاد ساکن محله پنجتن شده‌اند. در زادگاه آن‌ها به کشتی پهلوانی اهمیت زیادی داده می‌شود. بیشتر پسربچه‌های روستا در گودهای کشتی رسم مردانگی را یاد می‌گیرند. پسران خانواده راستگو نیز در چنین محیطی بزرگ شده‌اند. حالا این برادران بزرگ شده‌اند و هر کدام سرنوشت جالبی دارند.
علی دهقان‌پور دوچرخه‌سواری را از کودکی شروع کرده است: پنج‌ساله بودم که پدرم برایم یک سه‌چرخه خرید که زین چوبی داشت و با برادرم سوارش می‌شدیم. بزرگ‌تر که شدم فاصله مدرسه تا خانه‌مان زیاد بود و آن را با دوچرخه می‌رفتم. چون پدرم نظامی بود و به اقتضای کارش زیاد مأموریت می‌رفت، وقت‌هایی که او نبود من با دوچرخه تمام خریدهای خانه را انجام می‌دادم تا اینکه دیپلم گرفتم و وارد دانشگاه افسری شدم. از این پس به‌دلیل شرایط شغلی کمتر سوار دوچرخه می‌شده اما ورزش را هیچ وقت ترک نمی‌کند.
احمد سلطانی، امام جماعت مسجد می‌گوید: در طبقه منهای دو مسجد باشگاه ورزشی داریم که رشته‌های رزمی مانند کاراته، تکواندو، ووشو، بوکس و همچنین بدن‌سازی و پینگ پونگ را برای جوانان مسجدی و اهالی محل دارد. اختصاص یک طبقه از مجتمع به باشگاه ورزشی غیر از درآمدزایی برای مسجد، یکی از راه‌های تشویق ما برای بچه‌هاست. برای مسجدی‌ها و اعضای پایگاه تا 50درصد تخفیف می‌دهیم تا نیروهای فعال و پرتلاش از ظرفیت ورزشی مسجد استفاده کنند. ورود به باشگاه ورزشی مجتمع برای همه آزاد است اما با چارچوب‌های فرهنگی که فضای مسجد اقتضا می‌کند.
از بچگی به ورزش علاقه داشتم، آن هم ورزش نه در حد معمولی بلکه همیشه به قهرمانی فکر می‌کردم. از پنج‌سالگی مسابقات مردان آهنین را دنبال می‌کردم و هر روزم با فوتبال می‌گذشت. در مدرسه هم همیشه در تیم فوتبال بودم. به دوره راهنمایی که رسیدم رفتم دنبال ورزش رزمی. سخت تلاش می‌کردم. در مدت حدود دو‌سال و نیم توانستم دان2 تکواندو را بگیرم، کاری که دیگران در چهارسال انجام می‌دهند. چهارسالی رزمی کار کردم و در آن مدت عضو تیم استان شدم و در سطح ناحیه توانستم مقام بیاورم. هیچ وقت به دوم و سومی فکر نمی‌کردم، همیشه هدفم طلا بود.
همه چیز از کلاس اول ابتدایی اش شروع شد. نجمه کشاورز که هم آموزگار بود و هم مربی کاراته، از دانش آموزانش خواست برای آزمون ورزش در رشته های رزمی به سالن ورزشی تختی سعدآباد بروند. از بیست دانش آموز دعوت شده فقط دو نفر مستعد بودند و یکی از آن ها ملیکا بود. به همین دلیل ادامه راه زندگی اش با کاراته و رشته های رزمی گره خورد.همان سال اول که قدم در این راه گذاشت، به مسابقات راه پیدا کرد و با قدرت بدنی خوبی که مربی در او دید، تمرینات پرقوت ادامه پیدا کرد و شرکت در رقابت ها هم.او پشت سر هم در مسابقات ناحیه، استانی، کشوری و بین المللی شرکت می کرد و مقام می آورد و برای مدرسه افتخار آفرین شد.
زهرا ده‌ساله است و از شش‌سالگی با شرکت در کلاس‌های ورزشی مسجد محله با ورزش ووشو آشنا می‌شود. بعد از چند ماه باشگاه ورزشی مسجد تعطیل و او با باشگاه رزمی‌کاران و استاد عزیزالله موجریان آشنا می‌شود. زهرا اسحاقی می‌گوید: باشگاه در زیرزمین مسجد محله قرار داشت و از لحاظ سطح امکانات در درجه پایینی بود. اما خانم مربی با دلسوزی و جدیت تمام تمرینات ورزشی را با بچه‌ها انجام می‌داد و این مهربانی و دلسوزی او تا حدودی کمبودهای باشگاه را جبران می‌کرد.
با اینکه چند ماهی بیشتر از شروع آموزشش نگذشته اما موفق می‌شود حریف‌ها را یکی بعد از دیگری شکست دهد. او می‌گوید: آن شب استرس زیادی داشتم و تا صبح نخوابیدم ولی در زمین مسابقه به خودم گفتم تمام تلاشم را می‌کنم و از پس حریفان برمی‌آیم. بعد از آن در دیگر مسابقات استرس نداشتم.آرزوی او رسیدن به سکوهای قهرمانی جهان و استاد تمام‌شدن در این رشته ورزشی است.
هفت ساله بوده که به‌دلیل علاقه‌اش به ورزش در باشگاه نزدیک خانه ثبت‌نام می‌کند و به جای فوتبال تصمیم می‌گیرد فوتسال بازی کند یک‌سالی که می‌گذرد به تشویق یکی از دوستانش که از ورزش‌های رزمی تعریف می‌کرد در کلاس کاراته ثبت‌نام می‌کند اما همچنان فوتسال هم بازی می‌کند چند ماه بعد متوجه استعدادش در این ورزش رزمی می‌شود و تصمیم می‌گیرد به‌طور حرفه‌ای آن را دنبال کند. حمید اردلان یکی از نوجوانان موفق محله طرق است که توانسته مقام‌های زیادی از جمله نایب قهرمانی مسابقات اورآسیایی و مقام اول مسابقات کشوری نوجوانان را در رشته کیوکوشین کاراته کسب کند.
محسن خشنودی از همان دوران کودکی به مسجد موسی بن جعفر(ع) در حوالی خانه‌شان رفت و آمد داشته و بعد از مدتی هم عضو فعال بسیج این مسجد می‌شود. چیزی نمی‌گذرد که دوستان مسجدی و بسیجی هم پیدا می‌کند. دوستانی که خیلی از آن‌ها ورزشکار بودند و محسن را هم تشویق می‌کنند که همراه آن‌ها به باشگاه‌های ورزشی بیاید. محسن 10سال بیشتر نداشته که تابستان سال ١٣٩٢ پا به باشگاه رزمی فرهنگ‌سرای غدیر می‌گذارد. آن موقع قصدش تفریح و ورزش در کنار دوستانش بوده اما همان چند جلسه اول متوجه علاقه و استعدادش می‌شود و تصمیم می‌گیرد این مسیر را جدی‌تر دنبال کند.
محمدمهدی زارع متولد سال 1389و ساکن محله امیرالمؤمنین(ع) است. او ورزش را خیلی زود و از شش‌سالگی با ژیمناستیک شروع می‌کند. اما بعد از چند ماه به‌دلیل صدمه‌ای که در تمرینات کششی ژیمناستیک به پاهایش وارد می‌شود برای مدتی ورزش را کنار می‌گذارد. او در جریان دیدار با استاد عزیزالله موجریان دوباره به ورزش حرفه‌ای باز می‌گردد.
پرنیا رضایی در چند هنر و رشته ورزشی،‌ تجربه کسب کرده است و دستی بر آتش دارد. از این گذشته نمرات خوبی در امتحانات مدرسه به دست آورده است. در کنار درس‌هایش فعالیت‌های هنری هم انجام می‌دهد اما بیشتر به نظر می‌رسد در کنار هنر، نگاهی به درس و مدرسه هم دارد، به همین دلیل است که تصمیم دارد در دوره دبیرستان رشته هنری را انتخاب کند.
کلاس چهارم بوده که ورزش فوتبال را به شکل حرفه‌ای شروع می‌کند و همان سال اول در مسابقات لیگ دسته یک نونهالان کشور مقام چهارم را همراه هم‌تیمی‌هایش کسب می‌کند. اما بعد از گذشت یک‌سال و نیم با دیدن بازی‌های داخل باشگاهی و فوتسال به دنیای این رشته ورزشی قدم می‌گذارد. «اسماعیل حکیمی» دانش‌آموز هفده‌ساله هنرستان تربیت‌بدنی امام جواد(ع) در محله سرشور با پشتکاری که داشته، سال گذشته آقای گل مسابقات فوتسال لیگ دسته یک نوجوانان کشور شده است.
بوستان بزرگ صادقیه باوسعت ۵۲ هزار مترمربع یکی از بوستان‌های وسیع و زیبای منطقه الهیه است که در طراحی آن از انواع گیاهان مثمر و غیرمثمر مقاوم به کم‌آبی استفاده شده است.
نازنین رقیه ایوبی تنها دختر خانواده و فرزند آخر است. او همانند دو برادر بزرگش از کودکی ورزش را با تشویق‌های پدر و مادر شروع می‌کند و بعد از هفت سالگی ووشو را دنبال می‌کند. او که حالا 13سال دارد، می‌گوید: برای استادان ما موفقیت در همه بخش‌های زندگی اهمیت دارد. آن‌ها در کنار تمرینات ورزشی به ما احترام به بزرگ‌تر، صبوری و آرامش را نیز آموزش می‌دهند و از ما می‌خواهند که برای کسب موفقیت برنامه‌ریزی کنیم.
تیم فوتبال کوتاه قامتان خراسان که بیشتر ورزشکاران آن را بچه‌های ساکن بولوار توس و بولوار شاهنامه تشکیل داده‌اند، 5سالی می‌شود که فعالیت خود را آغاز کرده است و مهمترین هدف آن بعد از سلامتی جسم، شادابی روح و خارج‌کردن کوتاه‌قامتان از لاک گوشه‌گیری و انزوا است. این تیم تاکنون در مسابقات دوستانه متعددی شرکت کرده و حتی مقام سومی کشوری را هم به دست آورده‌است. اعضای تیم فوتبال کوتاه‌قامتان خراسان حتی به تورنمنت بین‌المللی برزیل هم دعوت شدند که به دلیل نبود اسپانسر و معضلات مالی میسر نشد.
علاقه ورزشی سید محمد گلچین حسینی تا ده‌سالگی فقط به فوتبال محدود بود. در جریان یک مسابقه استعدادیابی با ورزش بدمینتون آشنا شد و از همان ده‌سالگی فعالیت در این رشته را آغاز کرد. در ده‌سالگی گروه استعدادیابی ورزش بدمینتون به مدرسه‌ای که محمد گلچین درس می‌خواند می‌آیند. در جریان این استعدادیابی او به عنوان یکی از نفرات برتر انتخاب و نام‌نویسی می‌شود.