ورزش - صفحه 63

محمدعلی اعزازی از قدیمی‌های محله پایین‌خیابان سال‌هاست اهدای خون انجام می‌دهد و کارت طلایی از سازمان انتقال خون دریافت کرده است. کارت طلایی که به اهداکنندگان بالای 100مرتبه داده می‌شود. بالای 100بار اهدا با حساب سالی چهاربار خون‌گیری! شاید بر زبان آوردن عدد 100 چندان مشکل نباشد اما اینکه 37سال پیوسته و هر فصل خودت به سازمان انتقال خون مراجعه کنی کار کمی نیست!
محمدحسین که ورزش حرفه‌ای را از کودکی و با رشته ووشو شروع کرده، می‌گوید: از هشت‌سالگی به ورزش‌ علاقه داشتم و تا به امروز در رقابت‌های متعدد ورزش‌های رزمی حاضر و 46مدال مختلف در عرصه ورزش‌های استانی، کشوری و بین‌المللی کسب کرده‌ام. 4سال قبل در مسابقات کشوری ووشو با رسیدن به مرحله نیمه‌نهایی از حریفم شکست خوردم و نتوانستم به دور نهایی بروم. مدال برنز گرفتم. خیلی ناراحت بودم و بلندبلند گریه می‌کردم. استاد از دیدن حال و روزم دلداری‌ام داد و همراهم گریه کرد. منظره عجیبی بود همه سالن با تعجب به ما نگاه می‌کردند. همانجا به خودم قول دادم که مدال طلای این مسابقه را بگیرم و سال بعد موفق شدم.
فاطمه، نوجوان ورزشکار محله رحمانیه، می‌گوید: پدر و مادرم خودشان اهل ورزش هستند و حمایت و تشویق آن‌ها خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسیدم.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی در رده نونهالان بود. هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما باز هم اول شدم.
امید رخشانی بازیکن تیم فوتسال که این روزها در تیم چیپس کامل یکی از تیم‌های لیگ برتر شهرمان بازی می‌کند و کاپیتان نیز هست. او یکی از همین جوانانی است که راه موفقیت را پله پله طی کرده است. هنگامی که به او می‌گویم ورزش را چطور و از کجا شروع کرده‌ای در پاسخمان می‌گوید: نمی‌خواهم این جمله کلیشه‌ای را که همه می‌گویند از زمین خاکی شروع کردیم بگویم، اما برای رسیدن به آنچه امروز دارم سختی‌های زیادی کشیده‌ام.
حجت کرامتی که برادر کوچک‌تر مهدی (عضو سابق تیم ملی جودو ایران) است بر اثر یک اتفاق و شوخی برادرانه به دنیای ورزش حرفه‌ای گام نهاد.
سراغ تیم گمنام و تازه‌نفسی رفته‌ایم که مجوز رسمی آکادمی فوتسال بانوان را دارد. حسین زرنگ، رئیس شورای اجتماعی محله طلاب، این را می‌گوید و تیم دوازده نفره‌ای را معرفی می‌کند که این روز‌ها درگیر آماده‌شدن برای مسابقات است. تیم آکادمی طیرانی که سن اعضای آن بین ۱۶ تا ۳۶ سال است. هم دانشجو دارند و هم محصل و کدبانو و خانه‌داری که درهفته چندساعت از وقتش را می‌گذارد تا از میدان با هم‌تیمی‌هایش پیروز بیرون بیاید. نزدیک به ۲ سال از فعالیت این فوتسالیست‌ها می‌گذرد و پشتکار و اشتیاق آن‌ها باعث شده است تا در کنار آن‌ها تیم‌های محلی دیگری به میدان بیایند و برای رسیدن به پیروزی بجنگند.
زورخانه شهدا در محله عیدگاه جزو قدیمی‌ترین زورخانه‌ها محسوب می‌شود و پیش‌کسوتان پیشتر از آن استفاده می‌کردند، اما استقبال جوانان باعث شد زورخانه دیگری در محله پایین‌خیابان مخصوص تمرین و آموزش جوانان و به همان سبک زورخانه شهدا با نام استاد ریاحی به‌وسیله شهرداری مشهد در مجموعه ورزشی وحدت افتتاح ‌شود. 2مکانی که این روزها تنها زورخانه‌های اطراف حرم مطهر رضوی هستند.
انگار گود زورخانه عبادتگاه و خلوتگاهی میان او و خداست که نجوا‌های دلشان را به آسمان می‌برد. محمدی از خودش می‌پرسد کدام ورزش است که این چنین مرا به خدا نزدیک کند. تقدسی که در روح زورخانه جاری است او را مشتاق می‌کند تا دیگر دل از آن برندارد. ۴2 سال است که هر روز پیش از اینکه بسم‌الله بگوید و کرکره مغازه‌اش را بالا بدهد به میان گود زورخانه می‌رود و مدد از ذکر یاعلی می‌گیرد.
ریحانه دلشاد می‌گوید: با آخرین ضربه حریف به صورتم، چنان بی‌حال نقش زمین شدم که‌ داورها اعلام استراحت دادند. حالم خیلی بد بود و تصمیم گرفتم اگر قرار به باخت هم هست، پیروزمندانه باشد و باید تلاش می‌کردم. زمان استراحت تمام شد و دوباره وسط زمین رفتم. با سوت داور شروع‌کردم به زدن ضربات شکمی و این‌قدر ادامه دادم تا حریف تعادلش را از دست داد و از زمین بیرون رفت. در کمال ناباوری ‌همه من برنده آن روز میدان بودم.
سحرشادلو خراسانی می‌گوید: با راهنمایی یکی از دوستان با ورزش کاراته آشنا شدم. تحت مربیگری خانم صدرالحافظین و استاد حجت جاویدی بعد از چند هفته تمرین در اولین مسابقه کاراته که در باشگاه‌های شهر مشهد برگزار شد شرکت کردم. بعد از آن نیز در مسابقات استانی و کشوری حاضر بودم و تقریبا از 8سال قبل به‌جز درمواردی که بیمار و درگیر امتحانات بودم به عنوان نماینده ثابت باشگاه جاویدان در لیگ برتر شرکت داشتم.
مثل بسیاری از پسربچه‌ها از همان کودکی وقتی با دوستانش دور هم جمع می‌شدند، فوتبال بازی می‌کردند، اما علاقه او به این ورزش در حدی بود که در همان سن کم و از هشت‌سالگی در باشگاه ثبت‌نام کرد تا به‌صورت حرفه‌ای آموزش ببیند. بعد از 4سال تصمیم گرفت رشته ورزشی‌اش را به فوتسال تغییر دهد. مهدی ریحانی که اکنون 17سال دارد، یکی از نوجوانان موفق هنرستان فنی‌وحرفه‌ای امام جواد(ع) در محله سرشور است که توانسته در مسابقات سوپرلیگ فوتسال استان مقام اول را کسب کند.
کوچه شهیدوطن‌دوست در ابتدای شهرک شهیدرجایی و محله پورسینا، یک شهر تمام‌عیار است. زیرا در آن خیلی‌چیزها پیدا می‌شود؛ از فروشگاه و مدرسه گرفته تا درمانگاه و سالن ورزشی. 4کوچه موازی با هم 250واحد مسکونی تقریبا یک‌شکل را در دل خود جای داده است. مدیریت این واحدها با مؤسسه خیریه امام محمد باقر(ع) است؛ مؤسسه‌ای که در ابتدای همین مجموعه و کوچه مستقر است تا هوای ایتام بی‌بضاعت مناطق کم‌برخوردار را داشته باشد.
محدثه هروی، نوجوان چهارده‌ساله محله شهیدآوینی، از کودکی به ورزش علاقه‌مند بود. او که در خانواده‌ای ورزشکار بزرگ شده است، با تشویق‌های پدرش از هفت‌سالگی تنیس روی میز را انتخاب کرد. علاقه و پشتکارش باعث شد تا روزبه‌روز در این رشته ورزشی پیشرفت کند و راهی مسابقات شود و بتواند مدال‌های گوناگونی را کسب کند. او که پارسال در رنکینگ (رتبه‌بندی) نوجوانان دختر، مقام دوم استانی را به دست آورده است، از فعالیت‌های خود می‌گوید.
کارنامه کاری ریحانه‌سادات نوریان، پانزده‌ساله که شهروند محله گاز ‌است، افتخارات ورزشی بسیاری دارد؛ هم در رده استانی و هم کشوری. این نوجوان که کمربند سیاه و دان4 رشته رزمی کونگ‌فو را دارد، به رده مربیگری رسیده است، اما شرایط سنی اجازه مربیگری و داوری را به او نمی‌دهد.
«قله معجونی» یکی از قدیمی‌ترین مسیرهای کوهنوردی در اطراف مشهد است. کوهنوردهای حرفه‌ای بسیاری، کارشان را از پاکوب‌های قله معجونی آغاز کردند. در گذشته که رفت و آمدها به سادگی امروز نبود، کوهنوردهای علاقه‌مند، پای پیاده از انتهای سیدی خودشان را به دامنه قله معجونی می‌رساندند و از آن بالا می‌رفتند. قله معجونی یکی از نزدیک‌ترین قله‌ها به شهر هم هست. به ویژه در محله‌های جنوب شرقی شهر، این قله را از پشت خانه‌ها و آپارتمان‌ها می‌توان دید.
فاطیما تیموری 11سال دارد و در کلاس پنجم درس می‌خواند. او که همراه خانواده‌اش در محله وکیل‌آباد ساکن است توانسته از دوران دبستان، عضو شوراهای دانش‌آموزی باشد و علاوه‌براین در کلاس درس هم جزو شاگردان ممتاز و مسئولیت‌پذیر است و به‌عنوان«معلم‌یار»، مربیان مدرسه شرافت را همراهی می‌کند.
یاد روزهایی که خودش میانه گود دلبری می‌کرد و چرخ می‌‌زد. توی گوش‌هایش هنوز صدای ضرب و زنگ است. روی صندلی همیشگی‌اش می‌نشیند. او حالا بعد از رفتن کیهانی‌ها، خادم‌‎ها، وفادارها و بسیاری از هم‌نسلانش، بازمانده‌ نسلی است که ورزش‌های زورخانه‌ای و باستانی را برای نسل جدید به یادگار گذاشته‌اند. ماشاءالله عرفانیان، پیشکسوت نودوپنج‌ساله ورزش‌های زورخانه‌ای مشهد است که از یک عمر چرخ و زنگ می‌گوید.
از شش‌سالگی با شرکت در جلسات حفظ و تفسیر قرآن با معجزه وحی آشنا می‌‌شود. در ده‌سالگی تصمیم می‌گیرد در کنار تحصیل و فراگیری قرآن، ورزش هم بکند؛ تصمیمی که موفقیت‌های زیادی برایش به‌همراه آورده‌است. او از همه مسابقاتی که در آن شرکت کرده، با دست پر بیرون آمده. سحر توانسته‌است در 2سال 7مقام به دست بیاورد و حالا به پوشیدن لباس تیم‌ملی کشورمان فکر می‌کند. سحرسادات سیدی در چهارده‌سالگی موفقیت‌های زیادی دارد که می‌تواند به آن‌ها تکیه کند. در شش‌سالگی جزء30 قرآن را حفظ کرد و پس از آن 4جزء دیگر قرآن را به حافظه‌اش سپرد و در ادامه از یادگیری قرائت و تفسیر قرآن غافل نماند.
حسن شفیعی ۶۶ ساله ساکن محله آبادگران است. او که یکی از مربیان پیش‌کسوت بدن‌سازی به شمار می‌رود، با تیم‌های بسیاری از جمله فوتبال ابومسلم، فوتسال فردوسی مشهد، فوتسال و والیبال پاس تهران و... به عنوان مربی بدن‌سازی کار کرده است. او به‌عنوان پایه‌گذار ورزش صبحگاهی و همگانی در محله خود فعالیت‌های ورزشی به‌ویژه همایش‌های ورزش صبحگاهی را برگزار می‌کند
«بعد از گذشت ۳۰ سال، بسیاری از خاطرات از ذهن آدم پاک می‌شود، اما بسیاری نیز با پوست و گوشت چنان حس شده‌اند که اگر سالیان سال هم بگذرد، روز‌ها و شب‌ها می‌توانی با این خاطرات زندگی کنی!» این‌ها نخستین حرف‌هایی است که حسین ظریف به زبان می‌آورد. او که از نیرو‌های آتش‌بار ۸۹۷ پدافند هوایی بوده است از روزهای سخت جنگ در کردستان می‌گوید.