ورزش - صفحه 63

مجتبی حیدرپور متولد ۲۹ شهریور ۱۳۶۷ است. پسر مشهد سال‌هاست که ملی‌پوش تیم هندبال است و به موازات همه سه‌گام‌های میدان هندبال، قهرمانی لیگ برتر را تجربه کرده است.
از همان پنج‌سالگی که پای تماشای مسابقات فوتبال خارجی می‌نشست، عاشق فوتبال و مهارت‌های کریستیانو رونالدو شد. رونالدو خیلی زود به الگوی ورزشی امیرحسین پارسانسب تبدیل شد و زمینه‌ساز ورودش به رشته فوتبال و بعدها فوتسال شد. بازیکنی که در سال‌های نخست مدرسه و حالا در لیگ برتر فوتسال در فلنک راست می‌درخشد. توپ‌زدن در تیم فرش‌آرای مشهد آن هم در نوزده‌سالگی فقط شانس نیست و نتیجه تلاش شبانه‌روزی اوست.
بین کوچه‌هایی که ما زندگی می‌کنیم، در همین محله‌ها قهرمانان بزرگی هستند که از نهایت سختی به اوج رسیده‌اند؛ همان‌هایی که هرسؤالی درباره زندگی ورزشی‌شان می‌پرسیم، درنگ می‌کنند، نفس بلندی می‌کشند و می‌گویند خواستیم و توانستیم.شهرآرا روند انتخاب چهره ورزشی سال را شروع کرده است. دوازده ورزشکار برای این برنامه گزینه شده‌اند که یکی از آن‌ها از منطقه3 برخاسته‌است؛ حمیده جوان که هنوز هم ساکن طبرسی شمالی است.
امسال هم مانند پنج‌سال گذشته روزنامه شهرآرا می‌خواهد شما چهره ورزشی مشهد را انتخاب کنید. برای همین پس از جمع‌آوری آرا و دیدگاه‌های گروهی از نخبگان ورزشی شهر، نامزدهای کسب این عنوان در دو گروه آقایان و بانوان تقسیم‌بندی شدند.
خیابان شهید رجائی۶۶ یکی از معابر پرتردد محله تربیت است. وجود تعدادی مجموعه‌ آموزشی و ورزشی و همچنین ساختمان‌های اداری دانشگاه پیام‌نور در این خیابان سبب شده است که در ساعات مختلف روز تردد دانش‌‌‌آموزان‌ و دانشجویان به چشم بخورد. همین رفت و آمدها باعث کمبود جای پارک خودرو یا شلوغی خیابان در ساعات میانی روز می‌شود.
هدیه که سال گذشته موفق شده است رتبه دوم استانی را در جشنواره جابربن حیان با محوریت یادگیری با طعم ریاضی به دست آورد، نقش معلم را در علاقه‌مندی به این درس، بسیار تأثیرگذار می‌داند.او که اکنون در پایه هفتم درس می‌خواند درباره علاقه‌اش به درس ریاضی می‌گوید: از کودکی این درس را دوست داشتم و با وجود اینکه هر سال سخت‌تر می‌شد اما برایم فهمیدنی و جذاب بود. سال ششم که بودم معلمم مرا تشویق کرد در جشنواره جابربن حیان شرکت کنم که موفق شدم در این رقابت، رتبه دوم استان را به دست آورم.
ریحانه نصیحتی می‌گوید: انتخاب ورزش دو و میدانی به عنوان ورزش حرفه‌ای از طرف یک دختر برای خیلی از نزدیکان و حتی دوستانم قدری عجیب بود. شاید به این دلیل است که ما عادت کرده‌ایم در جامعه و تلویزیون دو ومیدانی‌کاران مرد را ببینیم و این ذهنیت در ما وجود دارد که دختران به دنبال این ورزش نمی‌روند.
می‌گوید: والدینم اهل ورزش و از قهرمانان کاراته کشور بودند، حمایت و تشویق‌های آن‌ها در زندگی ورزشی من خیلی تأثیرگذار بود. تمریناتم خیلی زود نتیجه داد و به مرحله مسابقات رسید.‌ اولین رقابتی که در آن شرکت کردم، مسابقات استانی سال91 در رده نونهالان بود، من درآن مسابقات، هم بی‌تجربه بودم و هم استرس داشتم، اما توانستم عنوان قهرمانی را از آن خودم کنم و این برای من یک تجربه فوق‌العاده بود.
رشته های ورزشی رزمی خیلی در گلشهر طرفدار دارد. خیلی از بچه ها از سنین کودکی سراغ یادگیری آن می روند. به ویژه پسرها که شور و هیجان خاصی دارند. محمدرضا و محمد حسین دو برادری هستند که به کاراته علاقه داشتند و با اینکه اول رشته های دیگر را انتخاب کردند اما در نهایت به سالن ورزشی نزدیک منزلشان رفتند و نزد استاد دلسوزشان آموزش دیدند. حالا هر دو در رشته کاراته افتخارات زیادی کسب کرده اند.
از وقتی تلویزیون اعلام کرد که مصطفی ماریان در مسابقات پاراآسیایی بحرین مقام اول را از آن خود کرده و صاحب مدال طلا شده است، بیشتر از دو ماه می‌گذرد. خیلی‌ها به‌واسطه همین خبر او را شناختند، اما کسانی که از قبل در مسیر زندگی او بودند، می‌دانستند او اعجوبه پرتاپ دیسک است؛ ورزشکار همیشه خندانی که در هرحالی دوست دارد هرچه خودش می‌داند و یاد دارد، به دیگران هم یاد بدهد. دو ماه از آن ماجرای شیرین و خاطره‌انگیز قهرمان هفده‌ساله می‌گذرد. مصطفی شلوار و جوراب پایش است و طوری راه می‌رود و کارهایش را انجام می‌دهد انگار نه انگار پاهایش از زانو نیست. محکم و باصلابت حرف می‌زند، امیدوار و مطمئن.
ورزشکار بودم و به فکرم رسید که از فضاهای ورزشی شروع کنم. دستگاه‌های کراس‌فیت را نصب می‌کردم. حتی دستگاه‌های جدید طراحی می‌کردم و می‌ساختم. درکل همه جا به کراس‌فیت‌ساز معروف شدم. برای نصب کراس‌فیت به اهواز و شیراز و شهرهای شمالی می‌رفتم. هم‌زمان با تأسیس رسمی شرکت در سال 97 ساخت خط تصفیه شیرابه زباله را شروع کردم. این خط ‌نه تنها در بسیاری از کارخانه‌ها کارایی دارد بلکه می‌تواند کشف‌رود را نجات دهد.این بخشی از گفته‌های جواد قدیری درباره اختراعاتش است.
تختی در زیرگیری استاد بود، تا آمد زیر یک‌خم بگیرد، احمد کمرش را قاپید و رفت پشتش و سریع آقاتختی را روی پل برد و این در کشتی پهلوانی یعنی تمام، اما داور سوت نزد.
مردی که شصت سال در ورزش قلم زد و خودش هم ورزشکار بود و هم مربی. او بی‌تردید از قدمای کار در عرصه رسانه و ورزش است. مردی که بوکسور بود و هم‌زمان در مجله هفتگی کیهان‌ورزشی قلم‌ می‌زد. بوکس چهره شاخص حضورش در میدان ورزش بود، اما در سایر رشته‌ها هم دستی بر آتش داشت. بسکتبال کار کرده بود و وزنه می‌زد. می‌دوید و پای تور والیبال می‌ایستاد. منوچهر نقافی همین هفته پیش از مرز هشتادمین بهار زندگی‌اش عبور کرد.
سیدمحمدطاها هاشمی متولد سال ١٣٨٦ در ده‌سالگی فعالیت ورزشی‌اش را در رشته هاپکیدو دبلیو اچ سی شروع می‌کند و حالا چند مدال رنگارنگ دارد. مهم‌ترین این مدال‌ها، مقام سوم استانی است که در اسفند سال ١٣٩٧ کسب می‌کند. حالا آرزوهای زیادی در سر دارد. اینکه بتواند یک روز مقام‌های بین‌المللی کسب کند. او برای همه این آرزوها هم سخت در حال تمرین و تلاش است.
دانش‌آموز ممتاز مدرسه نمونه‌دولتی امام حسین(ع)، بسیجی فعال مسجد پنج‌تن آل‌عبا و برگزیده رقابت‌های تیراندازی و تالار مجازی بورس. مهدی متولد سال1385 است. تفنگ‌بازی بخش جدایی‌ناپذیر دوران کودکی‌اش بوده است و آن را به‌عنوان اسباب‌بازی به دست می‌گرفت و ساعت‌ها سرگرم می‌شد، تا اینکه اداره آموزش‌وپرورش برنامه استعدادیابی ویژه تیراندازی در مدارس برگزار کرد و مهدی علیمردانی از مدرسه نمونه‌دولتی امام‌حسین(ع) انتخاب شد. خیلی از زمان تمریناتش در این رشته نمی‌گذشت که فهمید چقدر در این زمینه مستعد است و امسال در مسابقات استانی لیگ انفرادی رشته تفنگ بادی مقام چهارم را از آن خود کرد.
بیشتر اعضای خانواده راستگو اهل روستای کاریزنو از توابع شهرستان فریمان هستند، اما بعد از کوچ به مشهد در اوایل دهه هفتاد ساکن محله پنجتن شده‌اند. در زادگاه آن‌ها به کشتی پهلوانی اهمیت زیادی داده می‌شود. بیشتر پسربچه‌های روستا در گودهای کشتی رسم مردانگی را یاد می‌گیرند. پسران خانواده راستگو نیز در چنین محیطی بزرگ شده‌اند. حالا این برادران بزرگ شده‌اند و هر کدام سرنوشت جالبی دارند.
علی دهقان‌پور دوچرخه‌سواری را از کودکی شروع کرده است: پنج‌ساله بودم که پدرم برایم یک سه‌چرخه خرید که زین چوبی داشت و با برادرم سوارش می‌شدیم. بزرگ‌تر که شدم فاصله مدرسه تا خانه‌مان زیاد بود و آن را با دوچرخه می‌رفتم. چون پدرم نظامی بود و به اقتضای کارش زیاد مأموریت می‌رفت، وقت‌هایی که او نبود من با دوچرخه تمام خریدهای خانه را انجام می‌دادم تا اینکه دیپلم گرفتم و وارد دانشگاه افسری شدم. از این پس به‌دلیل شرایط شغلی کمتر سوار دوچرخه می‌شده اما ورزش را هیچ وقت ترک نمی‌کند.
احمد سلطانی، امام جماعت مسجد می‌گوید: در طبقه منهای دو مسجد باشگاه ورزشی داریم که رشته‌های رزمی مانند کاراته، تکواندو، ووشو، بوکس و همچنین بدن‌سازی و پینگ پونگ را برای جوانان مسجدی و اهالی محل دارد. اختصاص یک طبقه از مجتمع به باشگاه ورزشی غیر از درآمدزایی برای مسجد، یکی از راه‌های تشویق ما برای بچه‌هاست. برای مسجدی‌ها و اعضای پایگاه تا 50درصد تخفیف می‌دهیم تا نیروهای فعال و پرتلاش از ظرفیت ورزشی مسجد استفاده کنند. ورود به باشگاه ورزشی مجتمع برای همه آزاد است اما با چارچوب‌های فرهنگی که فضای مسجد اقتضا می‌کند.
از بچگی به ورزش علاقه داشتم، آن هم ورزش نه در حد معمولی بلکه همیشه به قهرمانی فکر می‌کردم. از پنج‌سالگی مسابقات مردان آهنین را دنبال می‌کردم و هر روزم با فوتبال می‌گذشت. در مدرسه هم همیشه در تیم فوتبال بودم. به دوره راهنمایی که رسیدم رفتم دنبال ورزش رزمی. سخت تلاش می‌کردم. در مدت حدود دو‌سال و نیم توانستم دان2 تکواندو را بگیرم، کاری که دیگران در چهارسال انجام می‌دهند. چهارسالی رزمی کار کردم و در آن مدت عضو تیم استان شدم و در سطح ناحیه توانستم مقام بیاورم. هیچ وقت به دوم و سومی فکر نمی‌کردم، همیشه هدفم طلا بود.
همه چیز از کلاس اول ابتدایی اش شروع شد. نجمه کشاورز که هم آموزگار بود و هم مربی کاراته، از دانش آموزانش خواست برای آزمون ورزش در رشته های رزمی به سالن ورزشی تختی سعدآباد بروند. از بیست دانش آموز دعوت شده فقط دو نفر مستعد بودند و یکی از آن ها ملیکا بود. به همین دلیل ادامه راه زندگی اش با کاراته و رشته های رزمی گره خورد.همان سال اول که قدم در این راه گذاشت، به مسابقات راه پیدا کرد و با قدرت بدنی خوبی که مربی در او دید، تمرینات پرقوت ادامه پیدا کرد و شرکت در رقابت ها هم.او پشت سر هم در مسابقات ناحیه، استانی، کشوری و بین المللی شرکت می کرد و مقام می آورد و برای مدرسه افتخار آفرین شد.