پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، حوالی سال 1355 بود که تیم برق پا گرفت. آن زمان اطراف چهارراه برق هنوز ساختوسازی نشده بود. بچههای محلههای طلاب و طبرسی برای بازی فوتبال این مکان را انتخاب کردند. محل بازیشان میدانی بود که فقط دو تا میله دروازه داشت. خطهایش تقریبا فرضی بود، شنی و خاکی. احمد محدث، مربی و سرپرست تیم، بچهها را دور هم جمع کرده بود. جالب این است که تیم برق که بعدها با چند تیم دیگر ترکیب و نامش فردوسی شد و اکنون نیز به نام شهید محدث شناخته میشود، برای خودش در محله قدرتی بود و با تیمهای مطرحی در سطح مشهد بازی میکرد. در بیشتر مواقع هم برنده میشد. همین چیزها بود که بچههای دهدوازدهساله محلههای طلاب و طبرسی را واداشت جدیتر دنبال زمین مناسب بیفتند.
روزگار کودکی ما یعنی دهه60 اوج فیلمهای بروسلی، جکی چان و دیگر ورزشکاران هنرهای رزمی بود. همه پسربچههای همسن وسال من بعد از دیدن این فیلمهای رزمی با صداهای عجیب و غریبی همان حرکات را تکرار میکردند. چند دقیقهای به در و دیوار خانه میپریدیم تا اینکه با صدای پدر یا مادر آرام و ساکت میشدیم. من تحتتأثیر همین فیلمها به ورزشهای رزمی علاقهمند شدم. چون اتفاقا در نزدیکی خانه ما یعنی خیابان موسوی قوچانی یک باشگاه ورزشی رزمی وجود داشت آنقدر اصرار کردم تا پدرم اسمم را در این باشگاه نوشت و از کودکی ورزش تکواندو را شروع کردم.
سال82 بود که قرار شد قسمتی از پارک بزرگ ملت بهطور ویژه به بانوان اختصاص پیدا کند. محیط کناری شهربازی که حدود دوهکتار فضای محصور مناسب داشت آمادهسازی شد.
اردیبهشت امسال مقام سوم کشوری را در مسابقات کُشتی آزاد و در رده سنی نونهالان کسب کرده و به تیم ملی این رده سنی نیز دعوت شده است. امیررضا علیپور، دانشآموز سال نهم، ساکن محله شاهد است. خودش میگوید از وقتی این مقام را کسب کرده است، دوستانش در مدرسه نیز به رشته کشتی علاقهمند شدهاند و او در حد توان آنها را راهنمایی میکند. امیررضا از دوستان همسن و سالش میخواهد ورزش را جدی بگیرند و باعث افتخارآفرینی برای خانواده، هممیهنان و کشورشان شوند.
«سرهنگ2 علی کمالی» در نوزدهسالگی رشته سنگنوردی را بهطور حرفهای انتخاب کرد و تا به امروز در آن فعالیت کرده است.
رشته ورزشیای که تا قبل از ورودش به دانشگاه افسری امام علی(ع) شناخت چندانی از آن نداشت و فکر نمیکرد یک روز بتواند در مسابقات این رشته مقامآور باشد. کسب مقام اول در نهمین دوره مسابقات سنگنوردی قهرمانی ارتش گرایش سرطناب در سال گذشته؛ سبب شد تا گفتوگویی با این ورزشکار سیوهشتساله داشته باشیم که معتقد است تلاش و کوشش در زندگی میتواند هر مشکلی را مانند موم نرم کند.
ورزش حرفهای را از سنین نوجوانی شروع میکند. مشوق اصلی او در این راه پدرش است؛ پدری که خود در روزگار جوانی به ورزش جودو و کشتی پهلوانی میپرداخت و در این راه مقامهایی نیز کسب کرده، بزرگترین حامی فاطمه در عرصه ورزش قهرمانی است. فاطمه شبانی با تلاش و تمرینات شبانهروزی خود پلههای ترقی و موفقیت در عرصههای ورزشی را پشت سر گذاشته و خیلی زود به عضویت تیم ملی بانوان (در رده نوجوانان و جوانان) درمیآید و در مدت بیش از 10سال ورزش حرفهای، در رشتههای رزمی رتبههای مختلفی را کسب میکند.
وقتی اولین بار در میان همکاران آتشنشان خود سه تیر را به سمت تخته دارت پرتاب کرد، همه تعجب کردند چطور کسی که تجربه بازی در این رشته ورزشی را ندارد تیرها را یکی پس از دیگری نزدیک به هدف پرتاب میکند. در هر صورت، شیرینی اولین بازی و تشویق همکاران باعث شد ناخودآگاه به سمت این رشته ورزشی کشیده شود و اوقات فراغتش را با تمرین دارت پر کند. نتیجه این تمرینها کسب دهها عنوان برتر در رقابتهای مختلف ورزشی است. سیدجعفر سیدیزاده در حالی که پانزدهمین سال حضور در سازمان آتشنشانی مشهد را میگذراند، بهتازگی توانسته است مقام سوم لیگ برتر دارت کشور و رتبه سوم رنکینگ برترین قهرمانان دارت ایران را کسب کند. او ساکن محله ایثار است و اکنون خود را برای مسابقات برونمرزی آماده میکند.
از سال سوم دبستان، ورزش را در رشته ووشو بهطور حرفهای دنبال میکند. زینب عباسزاده متولد سال1384 است و در محله هدایت به دنیا آمده است. خودش میگوید: یکی از خوشبختیهایم این است که پدر و مادرم هر دو درکار ورزش و باشگاهداری بودند. کلاس سوم که ورزش ووشو را در باشگاه محله شروع کردم مادرم توران یعقوبی سرپرست باشگاه بود و مدیریت بخش خانمها را برعهده داشت من هم بیشتر اوقات فراغتم را به همراه مادرم در باشگاه میگذراندم و تمرینات ورزشی ووشو را انجام میدادم.
حمیدرضا کامل عباسی یکی از پسربچههای دهه شصتی است که فوتبال را از زمینهای خاکی شروع کرد، اما جنس استعداد او با بقیه همبازیهایش تفاوت داشت. حمیدرضا بیشتر از اینکه نقش یک فوتبالیست ماهر و حرفهای را در زمین داشته باشد، به عنوان یک ناظر، هماهنگکننده و مربی در بازیهای فوتبال محله ظاهر شده و شاید به همین دلیل است که در دوران نوجوانی تیمی را از بچههای فوتبالیست پایینشهر به نام «تیم فوتبال سینا» تشکیل داده و در مسابقات محلات مشهد شرکت میکند. او درحال حاضر مدرک مربیگری (A) آسیا را دارد و بازیکن هایی مستعد فراوانی چون عرفان مرادیان، ارسلان فریدون، امیر مرادی، سجاد رفعتی، امیر سرشار و آرش همایونی را به تیم های پایتخت و ملی معرفی کردهاست.
تالاری که در دل مجموعه ورزشی شیک و مدرن امامرضا(ع) مانند نگینی درخشان، ویترین افتخارات شمار زیادی از بزرگمردان و زنان ورزشکار کشورمان است؛ از مدالهای رنگارنگ تا جامهای قشنگ. گالری و موزه ورزش رضوی در ورزشگاه امامرضا(ع)، اسفند1397 همزمان با میلاد حضرت فاطمهزهرا(س) افتتاح شد و حالا با گذشت نزدیک به چهار سال از افتتاحش، رفتهرفته با ویترین افتخارات ورزشکاران ایرانی که ارادت ویژه به ساحت مقدس امام مهربانیها دارند، تکمیل میشود. این موزه شامل سه بخش افتخارات ورزشی، گالری تصاویر ناب و ابزارهای ورزشی قدیمی است.
عبدالله محمدزاده از هشت سالگی کاراته را شروع کرده است. میگوید: خیلی اتفاقی به دنیای کاراته پا گذاشتم و حالا شیفته این ورزشم. برگه تبلیغ کلاسها را روی در خانه زده بودند. آن را به پدر نشان دادم و از او خواستم من را در این کلاسها ثبتنام کند.
عبدالله برخلاف همسن و سالهایش فوتبال و ورزشهای توپی را دوست ندارد. اما ورزشهای رزمی و مبارزهای مورد علاقهاش هستند.
ماهان میرآفتاب از بچگی آنقدر دنبال توپ بود که وقتی ششساله شد پدرش راه افتاد دنبال فضایی که علاقه و استعداد پسرش در آن رشد پیدا کند. او را در باشگاه سیاهجامگان ثبتنام کرد و از همان ابتدا مربیانش از استعداد خوب او صحبت میکردند. نتیجه تمرینها و بازیهای پیاپی او به کسب مقام قهرمانی فوتبال در لیگ دسته یک نوجوانان کشور در سال 1400 منجر شد. ماهان سال88 نیز به عنوان نخبه ورزشی استان در سن زیر 12سال معرفی شده و به دنبالش به اردوی تیم ملی دعوت شده است.
طاهره سروریزاده، ورزشکار جوان محله شهید آوینی این روزها در کناره مبارزه در مسابقات، دست استعدادها را هم میگیرد و با آموزشهایش پشت رؤیای دختران کودک و نوجوان ایستاده است. تازهترین موفقیت او هم سال گذشته رقم خورد و موفق شد حکم داوری درجه1 و مربیگری درجه2 را بعد گذراندن دورههای آموزشی در دو بخش تالو و ساندا از فدراسیون ووشوی کشور دریافت کند.
با وجود دردی که در حین مسابقه گاهی در پایش مینشست، فقط به عشق ایران توانست زودتر از همه دوندهها از خط پایان عبور کند. بعد، از شدت درد پا بر زمین افتاد. دقایقی بعد، روی سکوی قهرمانی ایستاد و همان روز با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتشنشانان به اهتزاز درآورد. محمد اسلامی با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتشنشانان به اهتزاز درآورد و نام قمر بنیهاشم روی لباسش برای او دلگرمی بسیاری در مسابقات جهانی آتشنشانان بود. او چهار مدالی را هم که از مسابقات المپیک اردیبهشت در چهار رقابت سخت به دست آورد در همان مسابقات به شهدای آتشنشان تقدیم کرد.
جوانترین عضو تیم ملی سوارکاری است. دوبار موفق به شکست رکورد قهرمانی پرش با اسب شده است. یکبار در نوزدهسالگی در مسابقات قهرمانی کشوری جوانان پرش با اسب اول میشود و بعد از 28سال جام قهرمانی را از دست پایتختنشینها میرباید. دومینبار در آبان سال 1400 بعد از 48سال، طلسم سوارکاری خراسان رضوی را با دریافت مدال طلا میشکند و جام قهرمانی کشور در رده بزرگسالان را در این رشته ورزشی برای استان و مشهد به ارمغان میآورد.
مبدا حرکت، دریاچه «چشمهسبز» در گلمکان است. دریاچهای که در رشتهکوههای بینالود قرار دارد و محلیها به آن «چشمهسوز» هم میگویند. 14سالی میشود که ورزشکارانی از سراسر کشور در روز بزرگداشت فردوسی در این مکان گرد هم میآیند، آنها مقداری از آب چشمه را که مظهر تقدس و پاکی است برمیدارند و تا آرامگاه فردوسی میدوند و مقبره حکیم سخن را با این آب زلال شستوشو میدهند. در نقطه آغاز این برنامه که با نقالی و شاهنامهخوانی آغاز میشود، ورزشکارانی از همه اقوام حضور یافتهاند، از کرد، کرمانج و گیلکی تا آذری، لر، بلوچ و خراسانی آمدهاند تا ارادت خود را به بزرگترین حماسهسرای دوران ابراز کنند.
بنیامین مقدسی بعد از سهسال تلاش در ورزش ژیمناستیک با تعطیلشدن باشگاه به توصیه استادش، اینبار ورزش تکواندو را شروع میکند. بعد از نشاندادن استعدادش در این رشته، با دعوت مربی باشگاه، آموزش شاگردان تازهکار و مبتدی را برعهده میگیرد. او میگوید: در این رشته در مسابقات لیگ و باشگاهی مشهد شرکت و چند مقام اول و دومی مسابقات را به دست آوردم. قبل از کرونا خودم را برای مسابقات استانی تکواندو آماده کرده بودم اما بهدلیل شیوع این بیماری مسابقات برگزار نشد. مهدی شهیدی استادی مجرب و توانا هستند و با دلسوزی و توجه خاصی با بچهها تمرین و مهارتهای آنها را کشف میکنند.
برادرم که سه سال از من بزرگتر است، به ورزش ووشو علاقهمند شده بود اما برای اینکه پدرم ناراحت نشود پنهانی به باشگاه میرفت. من نیز ششساله بودم که همراه برادرم میرفتم. آنجا مجذوب حرکات نرم، هماهنگ و منظم ورزش ووشو شدم. برای مدتی بدون اینکه پدرم متوجه شود باشگاه میرفتیم. اما بالأخره پدرم با دیدن لباسهای رزمی ما در منزل متوجه ماجرا شد. همان شب من و برادرم را صدا کرد و از ما خواست که درباره ورزشی که انجام میدهیم توضیح دهیم. راستش اول کمی ترسیده بودیم. بعد از دقایقی سکوت، برادرم گفت: من و عزیزالله مثل شما قویجثه و تنومند نیستیم که بتوانیم کشتی بگیرم. اما قد و قواره کشیده و چابکی داریم و فرم بدنمان برای ورزشهای رزمی مناسب است.
پهلوانرستم رونق کشتی و مرام پهلوانی در محدوده توس را مدیون فردوسی بزرگ میداند و میگوید: ما هرچه در اینجا از مرام و شخصیت پهلوانی داریم، از حکیم ابوالقاسم فردوسی داریم.حماسهخوانیهای فردوسی بود که سبب شد این مرام در توس بهوجود آید، زیرا خودش پهلوانزاده بود. شما در اطراف توس که نگاه کنید، فرهنگ قند اول در عروسیها بهنشانه جایزه پهلوان قدمت زیادی دارد و از قدیم فرهنگ کشتی پهلوانی و ورزش اصیل ایرانی در اینجا زنده بوده است؛ بهحدی که در حدود پنجاه سال قبل تختی هم برای دیدن شرایط اینجا و کشتیهای اینجا به توس آمد که در تمام مسیر من همراه او بودم.
زورخانهها از قدیم همیشه محل بروبیای آدمهای سرشناسی بوده که سبیلشان حکم امضا داشته است؛ بهویژه آنهایی که روزی چند بار قامتشان موقع رد شدن از درِ کوتاه زورخانه به رسم ادب خم میشدهاست. استاد حسن ریاحی یکی از همین پهلوانهاست؛ کسیکه نامش در تاریخ ورزش مشهد بهعنوان تیزچرخترین زورخانهای ثبت شدهاست؛ ورزشکاری از نسل بیتکرار زورخانههای دهه چهل و پنجاه شمسی که در 74سالگی هنوز هم چراغ پهلوانی را روشن نگه داشته است.