ایده حبیب عدالتیان برای ساخت همراهسرای بیمارستان امامرضا(ع) در نهایت به ساخت اورژانس بزرگ عدالتیان منجر شد که سال ۱۳۹۲، در ضلع شرقی بیمارستان آغاز به فعالیت کرد؛ مرکزی که بعدها مردم مشهد آن را به نام سازنده اش «اورژانس عدالتیان» شناختند.
ساختمان خیابان رازی در حال تخریب است؛ ساختمانی که برای سالها نشانی از خاطرهانگیزترین نامهای خوراکی مشهد بود. پشت دیوارهای این بنا، روزگاری بخشی از تاریخ نان رضوی جریان داشت.
برای کارشناسان فوریتهای پزشکی اورژانس ایستگاه ۱۲، رفتن سر صحنه یک تصادف تنها یک مأموریت دیگر نیست؛ صحنهای آشنا و بخشی از زندگی روزمره است. آنها بارها با لحظههای سخت روبهرو شده و در کوتاهترین زمان، خود را به آنها که چشمانتظار کمک بودهاند، رساندهاند.
خدیجه عظیمیان، بانوی هفتاد و نه ساله، ساکن محله بالا خیابان، پرستار قدیمی محله بالاخیابان و دستیار دکتر شیخ، عمری است به همسایههایش خدمت میکند.
بیماری جلدی که امروزه با نام علمی «درماتوفیتوز» یا «تینیا» شناخته میشود؛ عاملی که به عمق فولیکول و ساقه مو نفوذ میکند و ریزش موی منطقهای، پوستهریزی و زخمهای چرکیِ عمیق (کرین) را به همراه میآورد. مشهد روزگاری میدان مبارزه با این بیماری بوده است!
حاج عیسی پاکباز سالها به عنوان سرپرست بیمارستان خیریه امام سجاد (ع) مشغول کار بود و در ساخت این مرکز درمانی نیز اولین قدمها را برداشت تا این بیمارستان با نام او در محله عجین شود.
آن زمان شمار بیمارستانها در مشهد بسیار کم بود و بیماران بدجوری سرگردان میشدند. بنابراین مکان فعلی بیمارستان شاهینفر را ماهی ۷۰۰ تومان اجاره کردم تا به دلیل فضای زیادی که داشت هم محل زندگی برای من و خانوادهام باشد، هم بیمارستان.
میتوان تاریخ نخستین حمایتها از مادران را به بیش از ۸۰ سال پیش بازگرداند که نخستین جرقههای حمایت از زنان باردار در جامعه ایرانی کلید خورد. در آن دوران به دلیل نبود امکانات بهداشتی و مرگ و میر بالای مادران و نوزادان حمایتهایی بهداشتی صورت گرفت.
در مطالعات مربوط به تاریخ انقلاب اسلامی، حوادث پیش از ۱۹ دی ۱۳۵۶ را در قالب «نهضت اسلامی» و بعد از آن را با عنوان «انقلاب اسلامی» مطالعه میکنند. مشهد در آن دوران شاهد اتفاقاتی بود که بر شتاب قیام عمومی تأثیر گذاشت.
مادر دکتر رضا دهستانی، متخصص قلب و عروق در جوانی و در ۳۵سالگی به دلیل بیماری قلبی فوت میکند و او از همان زمان تصمیم میگیرد متخصص قلب و عروق شود. میگوید: در کارم دنبال پول نبودم.
بیبی صنوبر از قابلههای قدیمی است؛ برای او فاصله تولد تا مرگ همیشه در یک عبارت کوتاه خلاصه میشود؛ بیبی هم اشکهای تماشایی قبل از تولد را شاهد بوده و هم اشکهای روایتگر تلخیهای مرگ یک زندگی را.
مسجد علی بنابیطالب (ع) در زمان حیات آیتالله فقیه سبزواری تأسیس شد و از اولین مساجد محله طلاب بود. این مسجد که در اختیار بیماران جذامی بود را حالا فرزندان بیماران جذامی اداره میکنند.
برای الهه غفوریان، پرستاری فقط یک شغل نیست؛ رؤیایی است که از کودکی در دلش جوانه زده است. الهه بیش از سیزده سال است روپوش سفید پرستاری را به تن دارد. او روزهای تلخ و شیرین زیادی را در این سالها از سر گذرانده است.
محمد خادمالخمسه خیر خوشنامی است که کارش را از بازار قماش و تجارت در این حوزه شروع کرد. سال۱۳۵۸ با خرید زمینی در خیابان سرخس درمانگاهی میسازد که با توسعه، اکنون بیمارستان امام زمان(عج) شده است.
مادر صالح، هنوز باور ندارد پسرش را از دست داده است اما همین مادر، در دلش آرامش دارد و میداند بخشی از وجود صالح هنوز زنده است. هر بار که یاد قلب او میافتد که در سینه دیگری میتپد، یا پوستش که مرهمی برای درد سوختگان شده، کمی تسلی پیدا میکند.
سازماندهنده اولین کمیتههای انقلاب، سازماندهنده اولین پایگاههای بسیج، جنگجوی چریک جبهه های کردستان، بسیجی فعال پشت جبهه و امدادگر خطوط مقدم تنها بخشی از فعالیت های سیدحسن مهدیزاده در زمان جنگ بوده است.
تجربه موفق تأسیس بیمارستان آمریکایی در ارومیه، میسیون مسیحی را وا میدارد که احداث بیمارستان آمریکایی در رشت، تبریز، همدان، تهران (چهار بیمارستان سیار) و مشهد را نیز به همراه داشت.
قدمت خیابان ثامنالائمه۱۸ به بیشاز صدسال پیش برمیگردد. کارکنان ارتش اولین ساکنان این محله قدیمی هستند. پیشاز انقلاب اسلامی، این معبر به «شاپورکهنه» شهرت داشت.
سیدمرتضی اخلاقی میگوید: اینجا خانوادههایی هستند که بهخاطر بیماری فرزندشان نمیتوانند به هیئت بروند. این خیمه برایشان مثل یک حسینیه کوچک است؛ جایی که اشک میریزند، دلشان را سبک میکنند.
گلهای مغازه محمدرضاثابتبیرجندی که در جوار بیمارستانامالبنین است، مصنوعیاند. او میگوید: گلهای طبیعی برای برخی بیماران حساسیت ایجاد میکند و مشکلزاست؛ بنابراین گل مصنوعی را برای هدیه به بیماران مناسبتر دیدم.