حمیدآقا عشقی، انگشترفروش پاساژ فیروزه مجموعهای از نگین دارد که توی هرکدامشان طرحی افتاده است که شبیه چیزی است؛ از طرحهایی که میشود آنها را شبیه یک «نام» دید تا طرحهایی شبیه «شمایل».
حسن غلامی از ۱۳ سالگی در نانوایی کار کرده و حالا بعد از ۲۰ سال به نانوایی با تجربه تبدیل شده است.
سیدحسن اولیایی میتوانست بهعنوان معلول بنشیند تا بزرگترها خرجیاش را بدهند، اما او حالا علاوهبر تولید و کارآفرینی در مکانی کمبرخوردار، در لیست صادرکنندگان هم قرار گرفته است.
سیدقاسم حسینی معروف به «سید آسیابان» آخرین آسیابان زنده محله آبکوه است. او گذشتهای را به خاطر میآورد که سنگ بیشتر آسیابها با نیروی حیواناتی مثل الاغ و گاو یا با نیروی آب به حرکت درمیآمد.
اسماعیل کفاش، معروف به «داییعلی»، بیش از دو دهه از عمر خود را در حرفه شعبدهبازی گذرانده است. او بلد است که چطور مردم را سرگرم کند و برای لحظاتی، تماشاچیان را از دنیای پردغدغهشان دور کند.
«ناصرحسنپور» امسال شصتساله شده و نزدیک به چهل سال از این سالها را در کار کافهداری گذرانده است؛ در قهوهخانه آذربایجان. قهوهخانه او، میراثدار دو پیشه سنتی مشهد است؛ کافهداری و انگشترفروشی.
عزتالله بشکنی صاحب سوپرمارکت محله کوثر میگوید: بیشتر مغازهداران درآمد خوبی از فروش سیگار دارند، اما برای من واقعا دردناک است که جوانهای ۱۵، ۱۶ ساله برای خرید سیگار به مغازهام مراجعه میکنند.
حاجمحمدمحسن طیرانی، عطارزادهای است که علم طبابت را از پدرش، حاج احمد و او از پدر و پدربزرگش، ملاعلی و ملااحمد عطار آموخته است.بناست خاندان طیرانی فرمولهای ترکیبات تجویزی پدربزرگشان را گردآوری کنند.
سعید میرزایی با واکسزدن کفشها با آدمها رفیق میشود. او میگوید: اینجا هم که آمدم، شهرداری باز آمد سراغم. چندباری هم البته بساطم را کامل جمع کردند، ولی من باز هم ماندگار شدم.
حسن نصرالهی شانزده سال است که تعمیرات چرخ خیاطی را انجام میدهد و کسب روزی حلال، مهمترین اولویت زندگیاش شده؛ برای همین است که بیش از آنچه که باید، از هنرش در کار خرج میکند.
همشهری کوچه بیستون مدعی است رکورددار رانندگی با خودروهای سنگین است.
کارگاه نمدمالی «مهدی علیزاده» هم که چسبیده به مشهد است، سرد و ساکت و تاریک است؛ جایی در «روستای گرجی» در انتهای «بولوار بهمن» که حالا جزئی از شهر است.
عباد دوستی ۴۵ سال دارد و نزدیک به ۲۵ سال است که در نانوایی خیابان عبدالمطلب مشغول کار است. از نظر آقاعباد، تعهد مهمترین ویژگی نانواهاست.
غلامرضا نزاکتی و سلیمان نیک سرشت یکعمر میشود که با هم توی آرایشگاه خیابان دانشگاه در محله صاحب الزمان کار میکنند و قیچی میزنند.
خیاطخانه اکرم شیخ علیآبادی فقط مخصوص دوختودوز لباس نیست. او درکنار مزون لباس، مزون کتاب هم راه انداخته و کارهای جالب دیگری مانند طراحی کارت عروسی کتابی را انجام میدهد.
آخرین مشتریای که محسن خلیلپور داشته همین هفته پیش بوده که دو کلید برایش ساخته و ۵۰ هزار تومان، همه درآمد این هفتهاش بوده است، اما بازهم خدا را شاکر است که هنری دارد و رزقی حلال!
حاجعلی سمّامی، ۳۴ سال است که در محله سمزقند مغازه خشکشویی دارد. مرد خوشرو و خوشمشرب شمالی که لحظهای خنده از لبانش محو نمیشود.
ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
حسینآقا لحافدوز قدیمی میگوید: تشک پنبهای و پشمی و لایکو هیچ فرقی نمیکند؛ وقتی که دل خوش در زندگی داشته باشی، حتی اگر روی زمین هم سر بگذاری، خود را خوشبختترین آدم دنیا میپنداری.
بخش دندانپزشکی این درمانگاه خیریه خطیب به همت دکتر محمدعلی کاری و همسرش، دکتر ماهرخ فعال شده است. آنها نسل اول دندانپزشکان مشهد هستند.