مشاغل - صفحه 18

رضا ستاری و علی منظری‌خواه، در حرفه تراشکاری کار می‌کنند، آن‌ها سال‌ها است که در راسته بولوار توس فعالیت دارند، با اینکه این روز‌ها به واسطه اجناس چینی کار و بارشان کساد است.
محمد حداد یکی از سرشنا‌س‌ترین دوتارسازان مشهدی بود که از میان ما رفت و به «زابلی» مشهور بود. او پدر شانزده‌فرزند بود و نقش پررنگی در توسعه موسیقی مقامی خراسان داشت.
استادان مسگری خیابان سرخس می‌گویند این حرفه بهتر از شغل‌های قدیمی دیگر دوام آورده‌است. اکنون مشهد قطب تولید ظروف مسی است.
شمسی شوشتری یک بانوی فعال است که از هیچ تلاشی برای محله‌اش فروگذار نمی‌کند. مادر ۳ پسر است و در زندگی با مسائل مختلفی دست و پنجه نرم می‌کند، اما باز دست از جدیت و تلاش برنمی‌دارد.
محمدصادق توانایی‌جبارزاده یکی از درشکه‌سازهای قدیمی مشهد می‌گوید: بعضی‌ها ماشین عروسی‌شان، درشکه بود. شاید به اعتقاد خیلی‌ها شیک و باکلاس می‌آمد، اما من خوش نداشتم همسرم را روی درشکه به خانه ببرم.
نوید رضاخانی و زهرا ولیخانی، زوج هنرمند، زندگی مشترکشان را زیر سایه اعتقاداتشان شروع کرده‌اند و معتقدند تولید محصولات فرهنگی در این برهه از زمان یک مبارزه است.
جواد ظفری‌نژاد، ۲۰ شغل در طول زندگی‌اش آموخته است، از صافکاری و برق‌کشی و بنایی گرفته تا عکاسی و فیلم‌برداری و باغداری.
دوجعبه مقوایی نسبتا متوسط به همراه چندین سنگ وزن‌گیری و ترازوی قدیمی و البته یک صندلی پلاستیکی زردرنگ حکم یک علامت حضور برای کاروبار و فروش سیب‌زمینی و پیاز توسط حاج‌مراد، پیرمرد هشتادوپنج ساله محله را دارد.
چه فکر می‌کنیم درباره زنان و مادران کارگر؟ زنانی که دست‌هاشان پینه‌بسته و اشک چشم‌هاشان خشک شده، اما با غرور سر را بالا نگه می‌دارند و نان بازوی خود را می‌خورند.
آنچه می‌خوانید فقط گوشه‌ای از حس‌و‌حال کسبه شهرمان است که عکس سردار قاسم سلیمانی را مایه فخر و برکت فضای کسب‌وکارشان می‌دانند.
حمید فخرایی و نفیسه قاسمی زوج هنرمند محصولاتشان را به کشور‌های حاشیه خلیج‌فارس صادر می‌کنند. کار‌های آن‌ها تلفیقی از سبک مدرن و سنتی است تا مورد‌پسند همه قرار گیرد.
روایتی از زندگی بی‌بی فاطمه سیدی که با حمایت اهالی، کسب‌وکار خودش را در خیابان پورسینا راه انداخته است.
زمانی ظروف برنجی جزو وسایل مهم خانه و زندگی‌مان بود. هر گوشه خانه که پا می‌گذاشتیم چشممان به جمال یک تکه برنجی روشن می‌شد.
قاسم فتحی، میزبان ما، هنرمند ساکن محله بهارستان است که حالا ۵۰ سال عمر دارد و دیگر دلیل سپیدی مو‌های سرش از رنگ گچ مجسمه‌هایی که می‌سازد، نیست.
رضا باقری، حمام‌دار خیابان کوهسنگی می‌گوید: پدربزرگم بنّای حمام بوده ، بنّایی ساختمان، یک چیز است و بنّایی حمام یک چیز دیگر و اتفاقا ساخت حمام دشوارتر است؛ چون نیاز به زیرساخت‌های زیادی دارد.
الیاس عطاپور تعریف می‌کند: آتش را مهار کردیم و به داخل خانه رفتیم، درِ کابینت را که باز کردم، دیدم دختربچه پنج‌ساله خانواده درحالی‌که عکس پدرش را در آغوش گرفته، براثر گازگرفتگی فوت کرده است.
محمدجواد زبردست می‌گوید: در روند دادرسی پرونده متوجه شدم که اتفاقا قاتل، پسر همین آقاست و من ناخواسته داشتم از ناحق دفاع می‌کردم، ناحقی که می‌خواست خون جوانی را پایمال کند.
خانواده میرزایی از ۱۵ سال پیش چرخ یک میوه فروشی را در محله شاهد می‌چرخانند، از این مغازه ۱۰ جوان نان می‌خورند که پیش‌تر روز و شبشان با بیکاری می‌گذشته است.
اگرچه ظاهر مغازه حاج‌محمدحسین بسیار امروزی و مدرن به‌نظر می‌رسد، به‌گواه اهالی و قدیمی‌های این محله، او اولین سماورسازی بوده است که در خیابان موحدین کارش را شروع می‌کند.
علی ربانی که بیش از نیم‌قرن دوزنده عبا و قبای روحانیان محل و مشهد بوده می‌گوید: هفت‌ساله بودم که پدرم، مرا به شاگردی برد پیش خیاط، اما مگر اوستاهای آن زمان به شاگرد‌ها چیزی یاد می‌دادند؟