منطقه ۵ - صفحه 18

منطقه ۵

همسایگان میهمان‌نواز

گلشهر یکی از بخش‌های حاشیه‌ای و پرتراکم منطقه ۵ است که در ۴ دهه گذشته جمعیت زیادی از مهاجران افغانستانی را در خود جا داده و اکنون بزرگ‌ترین محله مهاجرنشین ایران است. فراوانی رستوران‌ها و لباس‌فروشی‌های افغانستانی موجب شده «گلشهر» به عنوان یک جاذبه گردشگری در مشهد شناخته شود. «شلوغ‌بازار گلشهر» از خیابان‌های مهم این منطقه است. برگزاری بازی‌های گروهی چون: بادبادک‌بازی، چوب دنده، فوتبال و... در این منطقه به جذابیت‌های آن افزوده است. 
خیابان سرخس (شهدای فاطمیون) که فعال‌ترین راسته مشاغل سنتی و قدیمی مشهد است و ۲ میل کوره آجرپزی با قدمت بیش از ۷۰ سال که ثبت ملی شده، هویتی تاریخی به این منطقه می‌دهد. زمین‌های بایر و رهاشده یکی از معضلات جدی این منطقه به‌شمار می‌آید که مشکلاتی ازجمله حضور معتادان، ایجاد گردوغبار و بیماری‌های مختلفی را به‌همراه داشته است.  شهرداری منطقه ۵ سال ۱۳۷۴ شکل گرفته و در مساحت ۱۴۳۸ هکتاری آن ۱۷۶ هزار نفر زندگی می‌کنند.

مجید حسن‌زاده به دنبال راه پدر ۱۲ سال پیش اولین پلاستیک‌فروشی خیابان میرزاکوچک‌خان را دایر می‌کند و بعد از آن نوبت به توسعه‌اش می‌رسد و مقدمات آن را هم خودش جور می‌کند.
این پسران در مرکز آموزش استثنایی «مرصعی» محله جلالیه تحصیل می‌کنند و در رسته کم‌توانان ذهنی با بهره هوشی ۵۰ تا ۷۰ جای می‌گیرند. هرکدام از آنها شاید به‌ظاهر در بخشی از انجام امور خود ناتوان باشند اما ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد خود را دارند.
دکتر ابوالقاسم رضایی، متخصص ارتوپد بیمارستان امام زمان (عج) است. او را به عنوان دکتر خیرخواه می‌شناسند چون تمام عمر کاری‌اش را وقف بیماران نیازمند کرده است.
تلاش و ممارست محسن رضایی موجب شده مدال‌های رنگارنگی را در رشته تکواندو باوجود کمبود امکانات به گردن بیاویزد؛ ازجمله مسابقات اخیر همبستگی کشور‌های اسلامی که از آنجا هم با مدال نقره به گلشهر برگشت.
تنهایی امینه‌بیگم رحمتی پس از فوت همسرش بیشتر شد. زیرا هم باید نقش مادری‌اش را ادامه می‌داد و هم جایگزین پدری مهربان و تلاشگر می‌شد که پس از شهادت پسر ارشدشان، روزبه‌روز رنجورتر و غمگین‌تر شد تا از دنیا رفت.
سر نبش خیابان سرخس روی شیشه‌هایش با خط نستعلیق و به‌رنگ آبی آسمانی نوشته است «کفاشی قربانی». ۴۰ سال است ساکنان محله کفش‌های خود را از حاج حسن می‌خرند. می‌گوید: کفش‌ هم دوره‌ دارد.
پایه‌گذار قهوه‌خانه عرب یک نجفی بود و بعد هم آقای عرب که حالا سن و سالی از او گذشته و در بستر بیماری است. توکلیان از قدیمی محله می‌گوید: تنها چیزی که از آن زمان به خاطرم مانده مهره‌هایی است که با آن چای می‌خریدند.