امام حسین(ع) - صفحه 9

کلثوم فاروقی از سال‌۹۸ می‌گوید. اولین باری که تصمیم به راه‌اندازی کاروان خانم‌های محله گرفتند؛ نه راه را بلد بودیم نه جایی را می‌شناختیم اما دلمان می‌خواست یک قدم کوچک برداریم برای برآورده شدن آرزوی زیارت اولی‌های محله. خانم‌های مسنی که زیرپوشش کمیته امداد امام خمینی(ره) بودند و بیشترشان یک بار هم به کربلا نرفته بودند. بعضی‌ها عصا به دست بودند و بعضی‌ها به سختی مسیری کوتاه را طی می‌کردند. با همه این ها ۴۸ نفر را صحیح و سالم بردیم و برگرداندیم. هنوز که هنوز است ما را که می‌بینند به جانمان دعا می‌کنند.
گرمای هوا 40 درجه بود و لباس به تنمان می‌چسبید. یک مسیر را برای نظافت مشخص کرده بودند و در قالب چند شیفت خدمتگزاری می‌کردیم. اصلا تعارف نیست. این همه محبت را یکجا ندیده بودم. وقتی دیگران را می‌دیدم که با چه ذوق و شوقی دارند به زائر امام حسین(ع) خدمت می‌کنند، شرمنده می‌شدم. کف پای خیلی از زائرها آبله و تاول بسته بود اما می‌گویند عشق که باشد، حریف همه چیز می‌شود. فقط عشق این معجزه را می‌کند. هیچ‌کدام دوست نداشتیم زمان خدمت به پایان برسد.
علی اشکذری متولد 1326بود و در سال‌ 1346 چراغ روضه را ‌در خانه کوچکش حوالی‌ کوچه سرآسیاب روشن کرد و 10 سال بعد بیت الرقیه را در خیابان نکاح راه انداخت. حاج‌علی اشکذری، خادم‌الرقیه‌ کوچه نکاح سال 1396 در شب اربعین‌حسینی(ع) از دنیا رفت و میراث تا ابد ماندگارش را به همسر و پسرها و دخترها سپرد که دوتایشان نابینا هستند.از حاج‌علی اشکذری پنج پسر و دو دختر به یادگار مانده که دو‌ پسرش مداح و نوحه‌خوان ائمه(ع) هستند.
آن روزها حاج اصغر خباز که بین مشهدی‌ها به «اصغرکله» شناخته می‌شد، بعد از برخوردش با درهای بسته در دایرکردن مجدد کله‌پزی سرانجام به این فکر می‌افتد که قسمت جلو خانه‌اش در خیابان دریادل را تفکیک کند، سروشکلش را تغییر دهد و در همان‌جا مشغول کاسبی شود. آغاز این کار برای حاج‌اصغر با اتفاق‌ بدی همراه می‌شود؛ اتفاقی که او برای گذر از آن نذر کله‌پاچه به‌نام امام‌حسین(ع) می‌کند. این نذر حاج‌اصغر هم‌زمان با اربعین امسال پنجاه‌ساله می‌شود.
گذر زمان سر و شکل کوچه را تغییر داده، اما هنوز هم قصه نشستن نام حسنقلی‌خان روی این معبر در خاطر چند خانواده قدیمی مانده است. طبق گفته‌های جعفرنیا که خانه پدری‌اش در این کوچه وقف‌نامه 150ساله دارد، این محدوده زمین و باغ‌های این مرد ثروتمند مشهدی بوده که در دوره صفوی می‌زیسته است.
مسعود بهروزیان حدود سال89 که نوجوانی هجده‌ساله و از اعضای فعال هیئت بود، با خانواده‌ای آشنا شد که اهل روضه و روضه‌خوانی بودند. از آن‌ها خواست اجازه دهند مراسم هفتگی‌شان را در منزل این خانواده برگزار کنند. آن‌ها هم موافقت کردند اما به‌مرور آن‌قدر تعداد شرکت‌کنندگان جلسه زیاد شد که دیگر این خانه هم برایشان کوچک بود. چندی نگذشت که پدر خانم مالک خانه که زمینی هزار متری در حاشیه بولوار وکیل‌آباد داشت، 500متر از زمینش را وقف حسینیه کرد و در اختیار این هیئت قرار داد.
اتفاق قشنگی که در محله رسالت افتاده است تشکیل هیئتی خاص دهه نودی‌هاست که خیلی‌ها برای شکل گیری آن آستین بالا زدند: اعضای شورای اجتماعی محله رسالت، بانیان مسجد المهدی و معاون فرهنگی اجتماعی شهرداری و حتی اعضای شورای شهر. از فروردین و با آغاز ماه مبارک رمضان، هیئت «نسل ظهور» زیر نظر کانون فرهنگی تبلیغی شهید علی لندی فعالیت خود را رسمیت بخشید و جمع چهارصدنفره پرشوری را در محله شکل دادند که در بسیاری از برنامه‌های فرهنگی و تفریحی شهر اجرا داشته است.
جنب وجوش جوانان محب امام‌حسین(ع) درحالی در زیر پوست شهر جریان پیدا کرده است که سادگی و بی‌ریابودن کارشان موجب شده است روزبه‌روز به خیل مشتاقان اضافه و صف سربازان و احیاگران در این موکب‌ها بزرگ و بزرگ‌تر شود. موکب‌هایی که از حدود یک‌سال پیش با فروکش‌کردن شیوع کرونا دوباره جان گرفته‌اند و هرشب جمعه در نقاط مختلف شهر پذیرای مردم می‌شوند. یکی از نقاط ثابتشان در اطراف حرم مطهر هم خیابان شهید نواب‌صفوی۱۰ است.
سیدمولا مردی مخلص و بی‌پیرایه‌ بود که نامش به نام امام حسین( ع) مهر شده بود و ناداری او را از میزبانی زائران امام هشتم غافل نکرده بود؛ مردی که خودش را وقف هیئت سیدالشهدا( ع) کرده بود و درِ خانه‌اش در محله قدیمی قبر میر در پایین‌خیابان به روی زائران حضرت رضا( ع) باز بود.سیداحمد گلابگیران که میان هیئت‌های مذهبی و مردم کوچه و بازار به سیدمولا معروف بود، در ساخت یکی از درهای چوبی حرم نیز مشارکت داشت تا یادگارش در حرم مطهر رضوی نیز باقی بماند.
بنت الرقیه(س) در بولوار شهید کریمی15به مدت 10شب حال و هوای دیگری داشت. رفت و آمد از طرف‌های عصر آغاز می‌شد و تا 10شب ادامه داشت. درست از شب شام غریبان امام حسین(ع)بنت الرقیه میزبان بانوان روشندلی بود که از سراسر شهر آمده بودند تا در روضه‌های اباعبدالله(ع) شرکت کنند.این خانه وقف برگزاری مراسم‌های مذهبی برای بانوان است. واقف آن هم مرحوم حاج علی اشکذری است که از اهالی همین کوچه است. خانه از آنچه از بیرون به نظر می‌رسد دلبازتر و زیباتر است و حیاط پر از درخت و گل و گیاه آن همان ابتدای ورود چشم را می‌نوازد.
مشهد به‌دلیل وجود بارگاه مقدس رضوی، هرسال میزبان زائران از نقاط گوناگون کشور است. این میزبانی قدمتی دیرینه دارد و باعث شده است تا ساکنان هر شهر و دیاری خانه دومشان را در مشهد و اطراف حرم مطهر رضوی بنا کنند. مثل حسینیه‌ها و هیئت‌های مذهبی که نام شهرها و روستاهایشان خبر از اصالت و قدمت حضورشان در مشهد می‌دهد.
پس از مقتل‌خوانی، پیرمرد از منبر پایین می‌آید و عمامه‌اش را میان جمعیت پرت می‌کند. میان مردم راه می‌رود و سینه می‌زند. دیدن شیخ روی‌سپید‌کرده و قد‌خمیده با جسمی نحیف و حالی نزار در عزای روز عاشورا مستمعان را نیز منقلب و فریاد یا حسین‌شان را بلندتر می‌کند. این توصیف، تنها یکی از فیلم‌هایی است که از مقتل‌خوانی آیت‌الله محمدحسین سیبویه حائری باقی مانده است. مردی که سال57 به کشور آبا و اجدادی‌اش بازمی‌گردد تا پایه‌های مقتل‌خوانی روز عاشورا را در ایران بگذارد.
با خبر شدیم در محله امام خمینی(ره) روضه‌ خانگی‌ای برگزار می‌شود که برای اولین سال برنامه‌ای نیز برای بهره‌مندی کودکان از فضای محرم دارد. در این روضه فضایی برای نقاشی کردن کودکان در نظرگرفته شده است. این ایده را امیرمهدی و امیرحسین خوشرو دو برادر دوقلوی یازده ساله به مادرشان داده‌اند و با تأیید او آن را اجرا کرده‌اند.
پای ثابت مراسم‌های عزاداری ماه محرم و دیگر سوگواری‌ها، همیشه چند کودک شر و بازیگوش هستند که از دیوار راست بالا می‌روند. بچه‌هایی که در آن چند ساعت فرصت را برای بازی مناسب می‌بینند و مجلس را روی سرشان می‌گذارند. پدر و مادرها و گاهی سخنران مجلس، در طول مراسم مدام کودکان را با بشین و ندو و نرو، سر جایشان می‌نشانند و آنان را بار اضافه‌ای می‌دانند که باید کنترلشان کنند. چندسالی است حسینیه‌های زیادی برای کودکان در این سوی شهر راه‌اندازی شده است.
از کودکی و همراه پدر با هیئت و مکتب امام حسین(ع) آشنا می‌شود و پیش استادان قدیمی و بنام مداحی را آموزش می‌بیند. پدرش روحانی و محضردار بوده و در مجالس مذهبی هم برای اهل بیت(ع) روضه می‌خوانده است. او در محله طبرسی و در فاصله کوتاهی از بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع) در کوچه‌ای به نام کوچه حمام حاج نوروز بزرگ شده است. اولین جایی که برای سینه‌زنی به آنجا می‌رود هیئت جوانان علی اصغر(ع) در همان محله بوده است. همانجا بوده که مسیر زندگی‌اش تعیین می‌شود.
سید مصطفی قدمگاهی می‌گوید: اولین مداحی‌ام را در سال 1375 در مسجد ولی عصر(عج) محله‌مان انجام دادم. نوجوانی هفده‌ساله بودم ترس و اضطراب تمام وجودم را فراگرفته بود اولش کمی‌سخت بود اما وقتی چهره‌های مشتاق بچه‌محل‌ها و عزاداران منتظر را دیدم مداحی را با همان ریتم و آهنگی که بارها و بارها تمرین کرده بودم ادامه دادم. مداحی که به پایان رسید با صلوات همه عزاداران مسجد روبه‌رو شدم. چند نفری از بزرگان مجلس به پدرم تبریک گفتند روزها و سال‌های بعد مداحی ماه محرم را ادامه دادم و الان 25سال است که افتخارم مداحی برای امام حسین(ع) است.
امیرمحمد پهلوان که همراه خانواده‌اش در محله الهیه سکونت دارد، از یک‌دهه پیش هر تاسوعا و عاشورا با لباس تعزیه‌خوانی وارد روستای آبا و اجدادی‌اش می‌شود تا ارادتش را به آستان حضرت دوست به‌جای آورد، رسمی که او را «علی‌اکبر خوان» و «قاسم‌خوان» گروه تعزیه روستای «حسین‌آباد» شیروان کرده‌ است.آن‌طور که خودش می‌گوید تعزیه‌خوانی در بین فامیلشان موروثی است و نقش‌ها و اشعار آن سینه‌به‌سینه و نسل‌به‌نسل از پدران به پسران رسیده‌ است.
سال87 بود. کلاس پنجم. زنگ ادبیات. درسی داشتند که درباره تعزیه‌خوانی مختصر توضیحی می‌داد. از کودکی در روستایشان مراسم تعزیه‌خوانی را دیده بود. عاشق آن بود اما هر بار سمت اعضای این گروه و وسایلشان می‌رفت با این تصور که او بچه است، دورش می‌کردند. این کلاس و درس، آتش آن علاقه را شعله‌ور کرد. به همکلاسی‌اش گفت بیا یک گروه تعزیه تشکیل دهیم. همین ایده، محمد ابراهیمیان را وارد عرصه تازه‌ای کرد و از آن‌زمان که یک گروه تعزیه پنج‌نفری تشکیل داد تا امروز که گروهی 35نفری هستند، هر سال مراسم تعزیه‌خوانی دارند.
نه تنها در خاطرات مشهدی‌های قدیم، که در تاریخ این شهر، نام «روضه خاندان شاه‌حیدری»یک نماد هویتی است که بیش از یک قرن است در محله سرشور جان دارد و نفس می‌کشد. تکیه‌ای که نامش را از اسم برپاکننده‌اش، «سیداسماعیل شاه حیدری» معروف به «آقای شاه» وام گرفته ونشان این وام داری را می‌توان در ماجرایی شیرین و شنیدنی جست وجو کرد؛ روایت است که آقای شاه رامشهدی‌ها به دلیل خصوصیاتی اخلاقی که ویژه او بوده، دوست داشتند و بسیار احترامش می‌کردند.
منزل مرحوم ماشاالله عابدین‌زاده در محله عنصری بیش از نیم قرن است ازعزاداران حسینی(ع) میزبانی می‌کند. روضه خانگی که بعد از فوت پدر توسط پسرش محمدتقی عابدین‌زاده برگزار می‌شود.