حمام

سال ۱۳۳۰، خیابان شیخ صدوق بیابانی بود با باغ‌های تو در تو و چند گاوداری و کارخانه که بیشتر این محدوده را به جایی برای تفریح در خارج از شهر شبیه کرده بودند. همان روزها عموصفر یک گرمابه ساخت تا نیاز اهالی مرتفع شود.
حواخانم تعریف می‌کند: یک‌بار بعد از استحمام بغچه را باز کردم، دیدم چادرم نیست. یک نفر چادر من را به‌اشتباه برده بود. با چشم گریان به جامه‌دار گفتم اگر بدون چادر بروم خانه، شوهرم من را می‌کشد! او هم چادرش را داد و گفت دفعه‌ بعد برایم بیاور.
در ضلع غربی حرم مطهر امام رضا (ع) و در کنار مقبره امیر ملک شاه (معروف به مسجد ۷۲ تن) ساختمان قدیمی حمامی قرار دارد که به «قلی ‏بیگ» یا «شاه» و گاهی «رضوی» شهره است.
در قسمت ورودی کوچه کنونی کوره آجرپزی وجود داشت که متعلق به حاج حسین باشی زاده فخار بود. خدا رحمتش کند مرد خیّری بود، برای کارگرانی که در کوره کار می‌کردند و افراد نیازمند خانه‌هایی ساخت و به طور رایگان در اختیارشان قرار داد.
هیچ فرقی نمی‌کند ولی اعیان و بزرگان حمام عمومی را بیشتر دوست داشتند فکر کنم می‌خواستند دور و اطرافشان همیشه شلوغ باشد و یکی از اوضاع و احوال مملکت برایشان گزارش دهد.
طبق مستندات درج‌شده در روزنامه‌های دوره قاجار، از اوایل حکومت احمدشاه قاجار، حمام‌های زیادی به دوش مجهز بوده‌اند و در عصر رضاخان نه‌تنها دوش در حمام‌ها اجباری می‌شود که خزینه‌ها نیز برچیده می‌شوند.
حاج حسن دامادی ۶۰‌سال است که نانش را از حمام به خانه می‌برد. رفتن زیر دستِ قدیمی‌ترین دلاک شهر حشس غریبی دارد. حسی از زنده کردن خاطرات قدیمی با دستان کسی که از آخرین بازماندگان این حرفه است.
«گرمابه سعدی» هم حمام عمومی دارد و هم نمره خصوصی. حسن موذنی ۵۶ ساله که از ۱۴ سالگی گرداننده این گرمابه است راوی این خاطرات است تا در مورد هویت این گرمابه ۱۱۰ ساله در محله آیت‌ا... خامنه‌ای بیشتر برایمان بگوید.
حمام ولی عصر (عج) در محله لشکر مشهد جزو اندک حمام‌های شهر است که تا به حال خراب یا بدون استفاده نبوده و هنوز هم مشتری‌های خاص خود را دارد.
حمام حضرتی که در ضلع شمالی حرم رضوی قرار داشت، می‌گفتند همان مکانی است که پیکر امام‌رضا (ع) را بعد از شهادت آن‌حضرت غسل داده‌اند. این حمام موقوفه آستان‌قدس‌رضوی بود.
آقای گندمکار می‌گوید: در مکان ایستگاه قطار شهری فعلی، باغ صیفی‌جات بود که مردم به آن باغ‌تره می‌گفتند. باغ، چاه آبی به نام حاج‌عباس داشت که انواع سبزی و صیفی‌جات آنجا می‌کاشتند. بعدازظهر‌های تابستان با خانواده اینجا می‌آمدیم.
گرمابه‌های مشهد مثل گرمابه خیابان سرخس بروبیایی داشته است. گرمابه متعلق به حاج‌احمد ضعیف‌السادات چون بر مسیر راه روستاییان قرار داشت، سال‌های دور شلوغ و پرمسافر بود.
حمام شاه که پس از مرمت در سال ۱۳۸۵ به‌عنوان موزه مردم‌شناسی به روی مردم گشوده شد، درواقع بنای عصر صفویه و قاجار بود که با همت مرمتگران به اصل خود بازگشت، اما این حمام در دهه ۳۰ بالاتر از سطح امروزی قرار داشت.
محمد هماور تعریف می‌کند: حمامی گفت: نمی‌دانم کدام از خدا بی‌خبری گفته حمام‌کردن در حمام جدید، آدم را پاک نمی‌کند، بلکه نجس‌تر هم می‌شود! الان چند‌هفته است که مشتری برای ما نمی‌آید. بعد‌از این همه، خرج‌کردن باید از جیب بخورم.
پدر و مادر شهید علی‌نژاد حدود چهل سال در گرمابه گلبهار کار می‌کردند. گرمابه‌ای که حالا دیگر به تاریخ پیوسته است. انگار چیزی روی دل مادرشهید سنگینی می‌کند، اما لب از لب نمی‌گشاید. می‌ترسد حرف‌های کهنه، نو شوند.
تاسیس حمام کاخ برمی‌گردد به سال ۴۲. همان سالی که مامور بازنشسته شهربانی، محمد‌علی مکاری‌گل‌ختمی، وقتی دید در محله‌شان حمامی وجود ندارد، تصمیم گرفت حمامی در نزدیکی یکی از دروازه‌های شهر بنا کند.
رمضانعلی سیرجانی که سال‌ها در حمام قدیمی سه راه فردوسی کار کرده می‌گوید: می‌خواستم روغن سیاه بریزم داخل مخزن و آب را گرم کنم. لبه پشت‌بام پایم لیز خورد و از همان بالا نقش زمین شدم. کمرم شکست، اما نیاز مالی نگذاشت از این کار دل بکنم.
خیابان فرعی شهید شوشتری ۱۰ را مشهدی‌ها با نام کوچه «حاج‌ابرام»، خیر و واقف حمام موجود در این مسیر می‌شناسند.
سربینه حمام مهدی قلی بیک یا همان حمام شاه دارای ساروج‌بری و گچ‌کاری با تعداد ۲۸ لایه بوده که از این تعداد ۱۳ لایه دارای تزیینات نقاشی است و قدیمی‌ترین لایه نقاشی آن، به دوره صفوی و جدیدترین لایه، به اواخر دوره قاجار مربوط است.
رضا باقری، حمام‌دار خیابان کوهسنگی می‌گوید: پدربزرگم بنّای حمام بوده ، بنّایی ساختمان، یک چیز است و بنّایی حمام یک چیز دیگر و اتفاقا ساخت حمام دشوارتر است؛ چون نیاز به زیرساخت‌های زیادی دارد.