معصومه رضایی تحصیل کرده رشته ادبیاتفارسی است اما از آنجا که علاقه زیادی به بافندگی دارد، مدرکش را دریافت میکند و با یک میلیون تومان سرمایه یکی از اتاقهای منزلش را به کارگاه بافندگی تبدیل میکند.
چون درون این سیستم فن به کار رفته و قطعات آن داخلی است آن را فنایج نامیدم تا تفاوتش با پکیج که هزینه زیادی دارد و بیشتر قطعاتش خارجی است، مشخص شود.
حسین نیکطلب، هنرمند فیروزه کوب قدیمی محله طبرسی شمالی جلوهای دیگر از تابلوی «عصر عاشورا»ی فرشچیان را با نمایش زنان مویهگر و اسب و خیمه و نخل، جملگی از جنس فیروزه، بر زمینهای از عقیق، ساخته است.
ترشیهای دستساز عذرا محمدی یا عزیزخانم طرفداران زیادی دارد. او روزانه تا ۵۰۰ کیلوگرم ترشی و انواع سالاد تهیه می کند. ترشی انبه، بامیه و زیتون او بارها به کشورهایی مانند کانادا، سوئد و آلمان صادر شده است.
زهرا حداد هنر بافندگیاش را بهانهای قرار داد برای رفتوآمد بیشتر با همسایهها و آموختن آنچه در چنته دارد به عنوان زکات علمش به آنها. البته این به تعبیر خودش یعنی «یک تیر و چند نشان».
قدیمیهای این بازار خیلی زحمت میکشیدند، ما هرچند روز یکبار باید به تهران میرفتیم و پارچه میخریدیم و بسیاری از شبها در گارگاه میماندیم تا کار دوخت و دوز مانتوها تمام شود.
از بچگی آنقدر به ترمیم کفشهای پاره علاقه داشتم که حتی پس از اینکه به استخدام آموزش و پرورش درآمدم، در وقتهای خالی کفشهای اهالی محل را میدوختم!
سیدرضا سادات، متصدی شیرینیسرای سادات، بیش از ۳۵ سال است در محله گاز با شیرینیهای متنوع کام مردم را شیرین میکند. او کارش را در کودکی به عنوان کارآموز در قنادی طباطبایی آغاز کرده است.
لابه لای سماورها نیمتنهای از رستمجهانپهلوان و قهرمان ملی اسطورههای ایرانی است که با قلمزنی استاد روی ورقه برنجی سماور این هیئت هنرمندانه را پیدا کرده است.
ابراهیم تبادکان میگوید: ۴۰ سال است که جارو میبافم. اوایل این کار را در خانه انجام میدادم و بهصورت سیار آن را میفروختم، تا اینکه حدود ۲۰ سال پیش مغازهام را در محله بهمن راه انداختم.
حاجی عطری قدیمیترین کفشدوز خیابان شهیدمحسن کاشانی، در ۷۶ سالگی درفش و چکش و گَزَن در دست میگیرد و چرم به قالب میکشد تا کفشهای دستدوز تولید کند.
اسماعیل جلالی صاحب کارگاه انگشترسازی نوکاریز است. او ۳۰سال از عمرش را پشت دستگاه انگشترسازی گذرانده است.
هفت جوان محله پنجتن ۱۲، ۱۳ ساعت از روز به تولید کفش مشغولند؛ وقت دلتنگیها با هم درددل میکنند، گاهی برای آوردن خنده روی لب، به گرفتاریهایشان هم میخندند و همزمان روزی ۴۰ جفت کفش تهیه میکنند.
حسن و حسین قویدل، دو برادر دوقلو هستند که در حال حاظر تنها تولیدکنندگان دستگاه CNC در مشهد بهشمار میروند. این دستگاه میتواند برش، حکاکی و تراش را روی چوب، فلز و سنگ انجام دهد.
بعد از یک ماه کار گروهی، قالی تمام میشود. اگرچه که این کار طاقتفرسا سختیهای زیادی دارد اما قصه شروع و اوج و پایان این قالی مثل هر قصه جذابی، آنها را تا پایان کار پای خود نگه میدارد
مرتضی مرتضایی از کسبه خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ میگوید: سال ۵۸ وقتی به مشهد آمدم، فقط شش مغازه چادردوزی در این شهر بود که در پایینخیابان واقع شده بودند. من بودجهام نمیرسید آنجا مغازه راه بیندازم؛ به همین دلیل به این خیابان آمدم.
حاج عباس قویپیکر ۴۰سالی میشود که توی کوچه شهید قویپیکر جارو میبافد، همان کوچهای که به نام برادر شهیدش نام گذاشتهاند و روزگاری قطب جاروبافی مشهد بود و امروز باقیمانده نسل قدیم هنوز چراغش را روشن نگه داشتهاند.
وارثان «چاپ سیادت» یادگاری پدرشان را زنده نگه داشتهاند. مغازهای که سال ۴۱ مرحوم سیدمحمود رعنایی سیادت در اطراف حرم بنا کرد و هنوز هم در خیابان آیتالله بهجت فعالیت دارد.
محمدرضا دارابی و همسرش، زوج کارآفرین شهرک شهیدباهنر، با ایدههای خلاقانه به سراغ ایجاد شغلهای جدید رفتهاند و با این روش برای ۲۳۰ نفر در مشهد کارآفرینی کردهاند.
علیرضا پوریانژاد، با تمرکز بر تولید صنایع چرمی با استفاده از ایدههای جدید تلاش دارد، هنر و محصولات مشهد را به دیگر شهرها معرفی کند.