اهالی تلگرد در کنار فروش محصولات زراعی با تولید جارو و صادر کردن صنایع دستی دیگر مانند سبد و حصیر به دیگر نقاط کشور، آبرو برای محله شان خریدند.
محله دروی یادگار مزرعه درآبد است. از این مزرعه در وقفنامه میرزا ابراهیم رضوی در اوایل قرن دوازدهم و همچنین وقفنامه خزانهدارها (آمنه جواهری) در اواخر دوره قاجار نام برده شده است.
مزرعه دیشدیش که در محله عباسآباد امروزی قرار گرفته در سال ۱۰۷۹قمری وقف اولاد سروقدیها شده است. محله عباسآباد تا سال ۱۳۹۹ جزئی از محله طبرسی شمالی بود.
در سیسآباد که مردم آن را به نام «سیسواد» میشناختند، سه مکتبخانه وجود داشت که به کودکان آموزش میداد.
یکی از میرابهای معروف مشهد در دوره تیموری، «شمسالدین میرکاریزی» بود. در گذشته، مردم بر سر مزار او، آش اوماج و کماج خیرات میکردند.
توی کوچه و حتی خانه ما از آب سناباد، جوی آبی روان بود و برای شستوشو مشکل کمآبی نداشتیم، اما آب شرب و پختوپز از کاریز باغ حاجی نادری بود.
در روزگاری که هنوز این محله جزو محدوده شهری نبود، بین مردم به کوی امامرضا (ع) معروف بود. دلیل این نامگذاری دیدهشدن گنبد حرم مطهر امامرضا (ع) از کوچههای محله بود.
نسلی که به آبوهوای اینجا عادت دارند و هویت خود را در قرقی شناختهاند، دل به شهر و زندگی شهری نمیدهند.
اولین چیزی که در شهرک مهرگان توجه هر فرد را به خودش جلب میکند، خانههای یکشکل است. این واحدهای مسکونی در بلوکهای ویلایی دوطبقه ساخته شدهاند.
خیابان دانشجوی۱۱، چهار مدرسه دولتی و غیردولتی را در خود جای داده است که رفتوآمدها به این معبر را افزایش میدهد.
فرعی دوم کوچه آبمیرزا گذشتهاش بهنام مادرشاهی گره خورده است. ثروت و شهرت مرحوم مادرشاهی در بازار پارچه مشهد باعث شده بود کوچه با نام او شناخته شود.
با فوت میرزا، پیکرش در همین مکان به خاک سپرده میشود، اما به وصیتش مبنی بر وقف این مکان توجه نمیشود و حسینیه به فروش گذاشته میشود.
میان رزمندهها زیارت حرم امامهشتم (ع) پیش از اعزام، به وداع آخر معروف بود؛ وداعی که میدانستند شاید تکرارشدنی نباشد.
پیروزی ۱۴ که از سمت دیگر به فکوری ۸۲ میرسد، معبری است در محله رضاشهر که بهنام شهید حمیدرضا طیاری مزین شده است. کاربری شاخص این خیابان از نوع فضای سبز و آموزشی است.
مشهد که دوچرخهسوار کم نداشت، نخستین میدان دوچرخه را در اواسط کوچه جوادیه در بولوار طبرسی به خود دید. میدانی که تاریخ دقیق شکلگیری آن در دست نیست.
وضع آبانبار تشکری را در یک کلمه خلاصه میکنند: «بحرانی». همان بحرانی که به سراغ این آبانبار ۱۵۰ ساله آمده است؛ بنایی که عمر آجرهایش به دوران قاجار بر میگردد.
۳۰ سال قبل مسجدی در بولوار استاد حسابی ساخته شد که شاید کمتر کسی فکر میکرد، سالها بعد به یکی از بهترین خانههای خدا در شهر مشهد تبدیل شود.
در آن سالها بر خلاف حالا خانهتکانی فقط توسط خانمها انجام میشد و مردان در این کار همکاری نمیکردند و معتقد بودند دخالت آقایان در خانهتکانی باعث قهر و دعوا در زندگی زناشویی خواهد شد.
خیابان ارگ در دوره پهلوی اول و بهویژه دوم، نشان تجدد است. اصطلاحهایی مثل حالاییها و املها مدام در این خیابان رد و بدل میشد. گاهی طبقات فرودستتر ولو برای دیدن «حالاییها» به خیابان ارگ میآمدند.
مردی بهنام خواجه روشنایی که باخدا، مردمدار و اهل ادب بود. سلوک خاصی داشت و بیش از آنکه شبیه کاسبها باشد، به اهل عرفان شبیه بود. او حسینیه و مسجدی را در اختیار بابامسجدی گذاشته بود.