هویت - صفحه 23

امیریه‌۳۷ دومین معبر پرجمعیت منطقه ۱۲ است که احتمالا برای هر مستأجر و خریداری، یک گزینه سکونت خوب است و همین موضوع باعث شده است که هیچ‌یک از چهارده‌مجتمع مسکونی آن با واحد‌های پرشمار خالی نماند.
عباس‌ ربانی می‌گوید: عمارت اربابی چهاربرج برای چند نسل، خانه ارباب‌هایی بود به نام سبزواری. یک بار هوس زردآلو کردم و با رفیقم، شاه‌محمد وارد باغ شدیم. زردآلو که نخوردیم هیچ، کلی هم کتک خوردیم!
محسن کاشفیان با اندوه از خراب‌شدن خانه‌های قدیمی می‌گوید و از همسایه‌هایشان با افسوس یاد می‌کند. کنار درخت توت تنومند می‌ایستد و می‌گوید: همه این زمین‌های خالی که پارکینگ شده است، قبلا خانه بود.
خیابان شهید فلاحی‌۱۷ بخشی از محله فرهنگیان است. در این خیابان، کاربری درمانی دست بالا را دارد، به‌طوری‌که بیمارستان مهرگان و درمانگاه فرهنگیان در این خیابان به بیماران خدمات می‌دهند.
محمد وزیری می‌گوید: وقتی کار خرید زمین مسجد جفت‌و‌جور شد، همه اهالی دست‌به‌دست هم دادند. حتی بچه‌ها دانه‌دانه آجر می‌آوردند و دست ما می‌دادند. خانم‌ها چادر‌هایشان را گره می‌زدند و گچ درست می‌کردند.
«بالاخیابان» مشهد یکی از گذر‌های مشهور و باسابقه است که تا شکل گرفتن محلات جدید بیرون از مرز‌های باروی قدیمی شهر مشهد، گل سرسبد خیابان‌های شهر بود و مکان قدم زدن و تفرج مردم.
قدیمی‌ترین سندی که در آن نامی از «نوده» به میان آمده، سندی وقفی و متعلق به سال‌ ۱۰۲۲ خورشیدی است. این سند در واقع همان وقف‌نامه مشهور میرزامحسن‌رضوی داماد شاه عباس یکم صفوی است.
در دهه ۳۰ و ۴۰ درست روبه‌روی خیابان نجف‌۶ و در مسیر جاده قدیم قوچان، عوارضی قرار داشت که از خودرو‌های وارد‌شده به مشهد ورودی می‌گرفت. به همین‌دلیل این خیابان «عوارضی» نیز خوانده می‌شد.
بولوار ابوذر غفاری یادآور خاطرات بسیاری برای سیدمحسن موسوی‌زاده‌جزایری است که از بدو تولد تا زمان ازدواجش را در آنجا گذرانده است. هنوز هم گاهی برای مرور خاطراتش، سری به محله می‌زند.
غلامرضا عنایتی هفتاد‌ساله می‌گوید: خیابان «علویه» طی ۱۰ سال اخیر چطور چهره عوض کرده و به توسعه رسیده است. اسم اصلی این خیابان را «تقویه» گذاشته بودند اما در نهایت بدلیل تشابه اسمی، علویه شد.
کوچه یاس‌۷ در محله شریعتی، یکی از کلونی‌های مدارس در سطح منطقه ۱۰ محسوب می‌شود. بوستان خطی کاکتوس یکی از بهترین پارک‌های خطی در منطقه ۱۰ به شمار می‌آید که طول آن از کوچه یاس ۷ تا بزرگراه امام‌علی (ع) کشیده می‌شود.
«چاهش» روستایی حد‌فاصل «کلاتچه‌بوغا» و حدود مزار خواجه‌ربیع که کال موجود در این منطقه را به اسم آن می‌شناسند و «کال چاییش» یا «کال چاهش» می‌خوانند.
سیدحسن رضوی می‌گوید: خانه پدری‌ام همچنان در خیابان امام‌رضا‌۵۹ است. مادرم در تنور حیاط نان می‌پخت و ما را می‌فرستاد که نان‌ها را تحویل هیئت محله دهیم.
مهم‌ترین نام مردمی کوچه سرشور ۵ که هنوز هم برخی قدیمی‌های محله سرشور از آن برای نام بردن از این مسیر استفاده می‌کنند، نام کوچه «مطب‌دکتر‌شیخ» یا به‌طور خلاصه کوچه «دکتر‌شیخ» است.
خیابان بهمن ۴/۲۰ تا پیش از انقلاب جزو اراضی روستای حسن‌آباد چاهش بود؛ روستایی با شصت‌خانوار که به‌دلیل ناامنی‌های رایج در آن دوران، در قلعه‌ای به وسعت ۷‌هزار‌مترمربع محصور بود.
از خواجه‌روشنایی حالا فقط نامی به‌جا مانده و صورت قبری که منسوب به اوست. هیچ‌کس درست نمی‌داند خواجه‌روشنایی که بوده و چه کرده، اما هر که بوده است، مردم مشهد سخت به او اعتقاد داشته‌اند.
‌درختان توت با عمر بیش‌از صدسال، بخشی از هویت محله چهاربرج هستند. درختانی که تعدادشان از بیست‌اصله عبور می‌کند و علاوه‌بر زیبایی‌بخشی به این کوچه، شیرینی و آجیل اهالی را در گذشته تأمین می‌کرده‌اند.
تابستان دهه‌۶۰ بود که محمدجلیل عرفانیان با موتور گازی‌اش کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر را دور می‌زد و به‌دنبال یک مغازه عکاسی و مستقل‌شدن بود و در این گشت‌و‌گذار، راه گم کرد و سر از بیابانی درآورد که به‌جز چند مدرسه و یک خواربارفروشی و نانوایی سنگک، بنای دیگری در آن نبود.
کوچه حجاب‌۷۱ که به نام شهید مجید‌دمساز مزین شده است، در محله حجاب قرار دارد و از سمت دیگر به اندیشه‌۵۶ می‌رسد. در این کوچه، آنچه بیشتر از همه به چشم می‌آید، وجود مجتمع‌های مسکونی است.
سال‌۱۳۲۸‌خورشیدی؛ اراضی «بجمهن» که با نام «بجمعه» در ذهن مردم مشهد جا افتاده‌بود، در محدوده شهری قرار داشت و با ۲۵۸‌نفر سکنه، منطقه‌ای نسبتا پرجمعیت به حساب می‌آمد.