سید محمدحامد موسویان که تحصیلکرده دانشسرا بوده است، بهجز اینکه موسس مدرسه خصوصی «ابنسینا»ی در محله راهآهن مشهد بوده، به خواسته مسئولان آموزشی آن زمان، ریاضی هم تدریس میکرده است.
بهدنبال تهیه تدارکات، لشکر ایران پس از ورود به مشهد، به پنج توپ قلعهکوب مجهز شد و به سمت قندهار لشکر کشیدند. این محاصره دو ماه طول کشید و بالاخره قندهار به دست سپاهیان ایران آزاد شد.
بیبیمعصومه چهارطاقی با پیگیریهایش برق را به محله کلاته برفی آورد، مدرسه را راه انداخت و تعداد زیادی درخت توت کاشت.
رقیه خواجهبامری میگوید: تازهوارد بودیم و همه همسایهها به ما لطف داشتند. عفت خانم خدابیامرز از روی پشتبام خانهاش مادرم را صدا میکرد و میپرسید: «همسایه چیزی لازم نداری؟ کاری داری، بیایم کمک.»
معاون حملونقل جادهای خراسان رضوی میگوید: همه فروشها ازطریق درگاه اینترنتی انجام میشود تا شفافیت برقرار باشد و هزینهای اضافه به مسافر تحمیل نشود.
خیابان رستگاری ۲ در محله حجاب به نام شهیدغلامعلی کمالی مزین شده است. در این معبر چندین مجتمع مسکونی قدیمی قرار دارد که عمرشان بیشتر از سیسال است و از میان آنها میتوان به مجتمعهای امامعلی (ع)، سامان، پیام و آرمان اشاره کرد.
گذری بر تاریخ کوچهای صدساله که بین مشهدیها به «کوچه آمریکایی» معروف است. خرید باغ انتهای کوچه توسط یک مجموعه میسیونری مذهبی آمریکایی , تبدیل آن به بیمارستان سبب شد این کوچه یکباره اهمیت ویژهای نزد مردم مشهد پیدا کند.
زیبا بخشی بافنده محله پورسینا، حیاط خانهاش را تبدیل به کارگاه قالیبافی و برای ۸ زن اشتغالزایی کرده است. میگوید: از همان اول نیت کردم که آموزش رایگان باشد.
مقبره شیخ محمدالمقتدی کارندهی که با نام «مقبره پیر پالاندوز» شهره است، در بخش شمال شرقی حرمرضوی قرار گرفته و پیکر شیخ بزرگ طریقت ذهبیه در همین بنا به خاک سپرده شد.
کوچه شهیدقرنی ۲۱ که به نام شهید محمدجواد مهربان نامگذاری شده، در گذشته به کوچه علافها معروف بوده است. علافها اجناس و تولیدات روستاییان و باغدارانی را که از اطراف به مشهد میآمدند، پیشخرید کرده و بعد راهی بازار میکردند.
در اطراف مشهد نیز مکانهایی به نام «پاچنار» وجود داشت که خاطره برخی از آنها در دل تاریخ محو شده و از تعدادی دیگر، تنها نشانههای اندکی باقی مانده است.
رمضانعلی اخرویمایوان میگوید: برای شرکت در مراسمی به گرادیان آمده بودم که بسیاری از والدین دانشآموزانم به احترامم بلند شدند. مجری با تصور اینکه من باید مسئول باشم حضورم را خیر مقدم گفت.
در محله آقامصطفی خمینی هرکسی گوشهای از کار را میگیرد؛ یکی بساط آشپزی مراسم را میچیند و یکی کلاس قرآن برگزار میکند. همین فعالیتهای ساده و خودجوش، پیوند دلها را محکم کرده است.
کوچه شیخ صدوق۲، از فرعیهای طبرسی۴۰ به شمار میرود که نهفقط بهدلیل میانبربودن بهسمت خیابان مجلسی غربی و نیز سرسبزی کوچه، بلکه بهدلیل جانمایی کاربریهایی ویژه مهاجران افغانستانی، روزانه اتباع بسیاری در آن تردد میکنند.
کوچه شهیدطالبی (توس یک) در گذشته به «کوی زرگران» معروف بود و شصتسال قبل در این محدوده، زمینها و باغات آستان قدس رضوی قرار داشت. از پنجاهسال پیش، بهتدریج مسکونی شد و نخستین ساکنانش، کارگران آستان قدس رضوی بودند.
معصومه امیری، خاطرات خوشی از کوچه آموزگار ۷۴ دارد؛ کوچهای که روزگاری به «کوچه دوستی» معروف بود. از روزهایی یادش است که نه از بولوار آموزگار خبری بود و نه بولوار معلم. نشانیدادن هم اینطور بود؛ بعد از آمادگاه میثم، خانهای با پنجره حصیری!
اوایل دهه ۷۰ که ساکنان کوچه اندیشه ۷۱ اولینبار در این معبر ساکن شدند، هنوز درست نمیدانستند که مرز بین کوچهها و خیابانهایشان کجاست و بیشتر خانهها نیمهکاره بود.نه لولهکشی آب بود و نه برق و گاز.
مهمترین تغییرات کوچه پاچنار در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، همان ساختوسازهای کوچک و بزرگ فراوان این محدوده است که آن را به محدودهای تبدیل میکند که بسیاری از پلاکهای آن بهعنوان واحدهای اقامتی رسمی یا غیررسمی توسط زائران مورد استفاده قرار میگیرد.
طعم بستنیهای حاجاصغر غفوریان، حالا به هویت مشهد گره خورده است، هر زائری که به این شهر میآید کنار زیارت حتما سری هم به بستنی دقت طلاب میزند.
خیابان شهیدثنایی ۳ که به نام شهیدمحمدعلی محمدیبروانلو مزین شده است. این معبر قدیمی از سال ۱۳۶۰ جزو محدوده شهری محسوب میشود و پیش از آن بهصورت باغهای میوه و زمینهای کشاورزی بوده است.