خبرنگار روایت میکند: اینجا برای من جهان بوهاست؛ بوها هستند که اینجا حکومت میکنند و من که آدم این جهان نیستم، حسابی به زحمت افتاده ام و از حد توان تحمل من خارج میشود.
یکی از خانمهای ساکن در شهرک قدس میگوید: در بعضی محلهها مردم از حضور تعمیرگاه در محلهشان شاکی هستند، اما در محله ما این تعمیرگاهها برای خانمهای محله امنیت به همراه دارد.
اعتیاد و مصرف تریاک، از دوره صفویه مرسوم بوده و احتمالاً در مشهد نیز، این رویه وجود داشتهاست. با این حال، شیوع افسارگسیخته این بلای مهلک اجتماعی دوره محمدشاه قاجار، به چشم آمد.
برخی به امید فردا و زبالهجمعکردن و سرقت و کسب پولی برای نشئگی، خماری را سر میکنند و برخی دیگر آنقدر وجودشان را دود کردهاند که چیزی برای ازدستدادن ندارند و آرام و خاموش میمیرند.
محمدحسین قویدل میگوید: دوقانها الاغهایی بودند که قاچاقچیها تربیت میکردند. حیوان بدون سوار از سرخس به افغانستان میرفت. آن سوی مرز مواد بارش میکردند و دوباره همین راه را برمیگشت.
در سرای نجاتیافتگان مولا علی (سنا) کارتنخوابهای متعددی زندگی میکنند که روزی به آخر خط رسیده بودند، اما با تلنگری کوچک و البته ارادهای قوی، حالا به انسانهایی مفید در جامعه تبدیل شدهاند.
اعضای سرای نجاتیافتگان مولاعلی (ع) معروف به «سنا» سهسالی میشود که هر چهارشنبه گرد هم جمع میشوند و به امید نجات همدردهای سابقشان غذا میپزند.
سرپناه شبانهای در انتهای شهرک شهید رجایی پناهگاه بیخانمانهاست؛ محلی که با هزینه بهزیستی و کوشش مجید حشمتی تأسیس شده است؛ جایی که ۹۰ درصد افراد آن با اعتیاد دست و پنجه نرم میکنند.
یک طناب خریدم و وارد صحن که شدم، دخیل بستم. هرکس میپرسید: «برای چه دخیل بستی؟» میگفتم: «سرطان دارم.» واقعا هم اعتیاد مانند سرطان است و شاید از آن وحشتناکتر.
کارتنخوابها به من لقب «پادشاه کارتنخوابها» را دادهاند. بهگفته خودشان، همه، شماره من را برای روز مبادا در جیبشان دارند تا هر وقت بالاخره تصمیم به ترک گرفتند، تماس بگیرند و به «سنا» بیایند.
حمیرا پوررمضانی تاکنون معلم و مشاور صدها دانشآموز بوده و به سنگصبور فامیل نیز شهرت دارد. او بخشی از زندگی خود را صرف نجات بانوان مبتلا به اعتیاد کرده است.
دکتر حجتالله عابدی، بزرگشده محله طلاب، سرشلوغیهای بسیاری دارد، اما با جان و دل برای محرومان و معتادان وقت میگذارد.
همه کارگرهای کارخانه حاج حسن دهنوی آدمهایی هستند که اعتیاد را ترک کردند و حالا دارند یک لقمه نان حلال سر سفره زن و بچهشان میبرند.
مربی فوتبال محله دروی برای استعدادهای ورزشی مناطق کمبرخوردار سرمایهگذاری میکند.
داستان این سرا از یک توبه آغاز میشود. مصطفی نوشآذری، مؤسس سرای نجاتیافتگان مولا علی (ع)، که سالهایی از عمرش را گرفتار دام اعتیاد بوده است و تجربه چندین سال کارتنخوابی دارد، تحت تأثیر یک تحول روحی و با کمک یکی از شهروندان مشهدی توبه میکند.
این کار به درد کسی که سررشته ندارد، نمیخورد. شما نمیدانید چه چیزی میخرید. باید آدمها را بشناسید. نباید از معتاد جنس بخرید؛چون ممکن است دزدی باشد.
ابراهیم عصار سالخورده، معروف به سرهنگ عصاران، رئیس پلیس سابق آگاهی استان خراسان رضوی خاطراتی از قاتل عنکبوتی مشهد دارد.
بتول خیرعلیزاده مادری که ۴ دخترش گرفتار اعتیاد شده بودند خانه و حقوق بازنشستگیاش را وقف کمپ ترکاعتیاد کرد. یکی از دخترهایش بانی راهاندازی کمپ آفرینش است و تا کنون دوهزار و پانصد نفر را ترک داده اند.
برای خرید مواد پیش دکتر به جاده کلات رفته بودم. ۵۰ گرم کریستال و ۲۵ گرم شیشه بههمراه داشتم. مامورها دنبالم کردند. روی موتور بودم. فکر کنم با ۱۲۰ کیلومتر سرعت حرکت میکردم.
بیشتر اهالی محله بهمن به دلایل بسیاری ازجمله حضور معتادان، چندین سال است پیگیر تخریب و تبدیل آرامستان قدیمی محله به یک بوستان هستند.