خیابان صاحبالزمان(عج) یا دانشگاه3بیش از یک دهه پیش معبر کم عرضی به نام «مشاق» بود به گفته کاسبان قدیمی، از میدان صاحبالزمان تا ابتدای این معبر فقط هشت مغازه بود. وقتی هوا تاریک میشد، مغازهدارها سر شب به خاطر نبود رفتوآمد و روشنایی کافی، کار و بارشان را تعطیل میکردند.
کوچه امیریه9 از معابر فرعی محله امیریه است. این معبر از دل اراضیای سر برآورده است که تا حدود 15سال قبل، در آنها کشاورزی رونق داشت. در این معبر چند مجموعه دانشجویی و ورزشی وجود دارد که سبب شده است ترددها به این معبر بیش از بقیه کوچههای امیریه باشد. از نکات مهم درباره امیریه9 تکمیل ساخت تمام قطعات زمین این معبر است که در محدوده الهیه کمتر این موضوع دیده میشود.
آنطور که آقای ایمانی، از قدیمیهای کوچه، میگوید: بیشاز صدسال قبل بیشتر ساکنان کوچه یزدی بودند. آن زمان چون این کوچه نسبت به کوچههای مجاورش آفتابگیرتر بود، آنها نام آفتاب را روی آن گذاشته بودند. البته این کوچه امروز بهنام شهید محمدآبادی خوانده میشود.
خیابان توس70 از نظر وجود کاربریهای اصلی همچون مذهبی، آموزشی، درمانی، فضای سبز و ورزشی در وضعیت مناسبی قرار دارد. وجود تمام کاربریهای مورد نیاز شهروندان در این محدوده با عملکرد محلی، مجموعهای سازگار را ایجاد کرده که بهویژه جوانان و دانشآموزان و کودکان را به خود جلب کرده و مرکز محلهای پویا و زنده را در تمام ساعات شبانهروز رقم زده است.
کوهسنگی2 یکی از کوچههایی است که بهدلیل واقعشدن در پشت ایستگاه مترو بهندرت کسی متوجه آن میشود. کوچهای پرکاربرد که یکی از درهای مجتمع زیست خاور به آن باز میشود و سرنبش آن سینما آفریقا قرار دارد. این کوچه که سنوسالش نزدیک به 50سال است در جریان انقلاب اسلامی یکی از مسیرهای تردد انقلابیون بود اما اکنون هیچ نشانی از گذشته ندارد.
روز تربیتبدنی بهانهای شد تا دنبال قدیمیترین سالن ورزشی در منطقه8 برویم و درباره تاریخچه و هویت آن بنویسیم. اما پس از بررسی کتابهای هویتی متوجه شدیم بنای بهظاهر ساده مجموعه ورزشی همجوار با دبیرستان فردوسی که این سالها بهدلیل کرونا سوت و کور مانده است، صد سال قبل اولین مکان ورزشی در مشهد بوده است. مکانی که به نقل از شماره 1700روزنامه خراسان «در اراضی دبیرستان که قریب سی هزار ذرع بودعملیات طراحی، باغچهبندی و تسطیح میدانهای ورزشی آن انجام شد.
خیابان شهدای فاطمیون (سرخس سابق) با مشاغل سنتی و حجرههای قدیمی پیوند خورده است. کوچه شهدای فاطمیون6 (شهید حسن شیخ) که یکی از گذرهای فرعی این راسته هویتی است از این قاعده مستثنا نیست. ورودی این کوچه تا چشم کار میکند با حجرههای قدیمی عطاری، ادویهفروشی و کارگاه چوب محاصره شده است.
خیابان شهید کامیاب یکی از شریانهای اصلی شهرمان است که از یک سو به تقاطع شهید گمنام میرسد و از طرف دیگر به چهارراه راهآهن.هنوز خیلی از مشهدیها تقاطع شهید گمنام را به نام چهارراه مقدم طبرسی میشناسند. وجهتسمیه آن به نقل قدیمیهای محله برمیگردد و گاراژ اتوبوسرانی مقدم که در این محدوده قرار داشت. ایستگاه راه آهن در یک سمت این خیابان و نمایشگاههای خرید و فروش ماشین در سمت دیگر معبر قرار دارند.
کوچه دانشسرای جنوبی یا سناباد35 در محله سعدآباد یکی از معدود کوچههای شهرمان است که مسکونی نیست. سمت چپ کوچه سرتاسر مراکز آموزشی و سمت راست آن دیوار باغ است. این کوچه که نزدیک به یک قرن قدمت دارد، در گذشته سرتاسر باغهای میوه و پر از دار و درخت بوده است.
کوچه آیتالله هاشمی رفسنجانی۱۲، یکی از معابر فرعی محله رحمانیه است. این معبر جزو اولین معابری بوده که در محدوده الهیه شکل گرفته است و مجتمعهای سازمانی در آن ساخته شده است. بسیاری از اهالی محدوده الهیه برای فرار از ترافیک میدان خلیج فارس و ابتدای بولوار مجیدیه از این کوچه برای رسیدن به مقصد استفاده میکنند.
خیابان «صیاد شیرازی8» یکی از معابر اصلی محله آب و برق است که از بولوار شهید صیادشیرازی به خیابان حافظ و بولوار شهید صارمی امتداد دارد. این خیابان با اجرای نمیه کاره طرح تعریض در حال حاضر حالت دندانموشی پیدا کرده و بهسازی آن در انتظار عقبنشینی تمام املاک است.
محله شقایق2 همیشه پر از رفت و آمد است و خرد و کلان در خیابانهای باریک و کوچههای پرپیچ و خمش در رفت وآمدند. کافیست دنبال آدرس یا فردی باشی، همه داوطلب میشوند که راهنماییات کنند. پیدا کردن یک همسایه کار راهانداز و خوب در این محله اصلا سخت نیست، چون همه عادت دارند که به داد هم برسند و گرهی از زندگی یکدیگر باز کنند. اما بیشتر اهالی روی بعضی همسایهها اتفاق نظر دارند و بیبرو برگرد یکی دوباری گره کارشان به دست آنها باز شده است.
کوچه خلج ۹ که به شهید ریاضی ۴ میرسد یکی از کوچههای قدیمی محله قائم است که در اوایل دهه ۷۰ شکل گرفته است.
خیابان پنجتن 29 تقریبا در میانه خیابان اصلی محله است. معبر باریکی است که در وسط کمی عریضتر میشود. به نقل ساکنان، در گذشته همه زمینهای این منطقه کشاورزی بوده است. بافت این محدوده قدیمی است با خانههای کوچک و کنار هم که جمعیت زیادی را شامل میشود. علاوه بر این، یکی از خیابانهای محوری است که قرار گرفتن چند مجموعه آموزشی و مرکز مذهبی بیشتر شلوغش میکند.
خیابان ابوطالب78 به شهرک نان رضوی در بین قدیمیها معروف است. این شهرک از یکسو به بزرگراه شهید چراغچی متصل است و درست رو بهروی شهرک قدس قرار دارد. تا سال۶۳ سرتاسر این محدوده خاکی و زمین بایر بوده است. همان سال این زمینها را آستان قدس رضوی در اختیار کارکنان شرکت نان رضوی قرار داد. از آن سال به بعد این محدوده به شهرک نان رضوی معروف شد. در فاصله سالهای ۶۳ تا ۶۵ اوج ساختوساز و آبادانی در این نقطه از شهر مشهد بود.
خیابان معلم69 قدمتی نزدیک به 40سال دارد. این کوچه در گذشته قسمتی از زمینهای کشاورزی بوده است و اکنون معبری مناسب برای زندگی شهروندان است که چند مرکز علمی را هم در خود جای داده است. آغاز مهرماه روزهای شلوغی را برای این معبر رقم زده است و همین موضوع، مشکل همیشگی ترافیک و کمبود جای پارک را برای اهالی پررنگتر کرده است. در این خیابان بهواسطه حضور مدارس و مسجد، فعالیتهای فرهنگی زیادی انجام میشود.
چهارراه خسروی را که به سمت گنبدسبز میآییم سومین کوچه، آخوند خراسانی۵، کوچه حوض مونس یا همان شهید محمد رواقی است که انتهای آن به دیالمه۳ ختم میشود. در این کوچه دو متری حوض انباری وجود داشت که واقف آن شخصی به نام مونس بوده به همین دلیل به این نام معروف شده است.
کوچه شهید یحیی فرزین به موازات خیابان عبادت محله مهرآباد است. محدوده این کوچه معروف به قلعه کهنه مهرآباد است و هنوز تعدادی از منازل آن بافت و حالت قدیمی دارند. آغاز کوچه شهید فرزین از خیابان عبادت28 است و انتهای آن نیز به خیابان عبادت12 یا همان بولوار کرامت میرسد اما چون قسمتهایی از بولوار کرامت هنوز به هم متصل نشدهاند، این محدوده سر و شکل خیابان ندارد.
کوچه رسالت 55/3 که تا اوایل دهه 70 محل کشت و زرع و کشاورزی بوده است، اکنون در حصار دیوارها و خانههای امروزی، فضای شلوغ شهرنشینی را تجربه میکند. گرچه هنوز زمینهای رها و افتادهای بین خانهها فاصله انداخته است، خبری از چاهموتورهای آب و باغ حاج کربلایی علی که در این کوچه معروف بود نیست. خیلی از ساکنان میگویند این کوچه یکی از آبادترین نقاط محله دروی از نظر ساختو ساز است. پلیس+10 در محل ورودی معبر است.
با سه همسایه دیواربهدیوار برخورد میکنیم و پای حرفهایشان از همجواری با هم مینشینیم. حضورمان در محله عجین میشود با شیطنت شاگرد یکی از مغازههای محله که بنزین کف مغازه ریخته است. شعلههای کوچک آتش بزرگترها را نگران میکند و آتش را با آب خاموش میکنند. همان نشانهای میشود که سوپری محله که خانمی جوان است میگوید: مالک همان مغازهای که آتش گرفت از قدیمیهاست و همسایه خوب این محله.