محله گردی - صفحه 51

یاد خاندان نصیرزاده با وقف‌های ماندگارشان، در کوچه شهید محسن کاشانی22 جاری است. این خانواده متمول که از مهاجران بنام قفقازی بودند،‌ در سال‌های 1305-1308 ساختمان چهارطبقه را در خیابان ارگ، یکی از معابر پرتردد مشهد، بنا می‌کنند. خانواده نصیرزاده موقوفاتی در زمینه تعلیم و تربیت دارند که برخی‌هایش در این معبر قرار گرفته و آن را شلوغ و پرتردد کرده‌اند. تقریبا نیمی از این معبر را فضاهای آموزشی نصیرزاده در بر می‌گیرند و استقرار ناحیه مقاومت بسیج و سپاه مالک اشتر در انتهای معبر امنیت آن را کامل کرده است.
«افسر» خیابانی است بابیش‌از یک‌کیلومتر در مرکز مشهد؛ جایی بین ایستگاه راه آهن و حرم مطهر رضوی. دقیق‌ترش را اگر می‌خواهید، این‌طور می‌شود: خیابانی که سه خیابان شهیدهاشمی‌نژاد، آیت الله بهجت و بیهقی را قطع می‌کند.خیابان افسر از دو طرف بسته است. ته شرقی محله به یک بن‌بست می‌رسد؛ در نزدیکی‌های کوچه نوغان و ته غربی آن به بن‌بست دیگری می‌رسد، نزدیکی‌های کوچه حسین‌باشی. آخرین خانه سمت شرقی یک آپارتمان بزرگ است که در گذشته، خانه‌ای بود معروف به خانه «چهل‌خانواری». از آن خانه‌های قدیمی که یک حیاط بزرگ با حوض پر‌آب وسطش و دور‌تا‌دورش اتاق‌هایی بود که توی هر‌کدام از آن‌ها یک خانواده زندگی می‌کردند با آشپزخانه و سرویس بهداشتی اشتراکی برای همه.
کوچه شهید قرنی41 به نام برادران شهید واحدی مزین است. در بین بسیاری از مردم نیز به کوچه بیمارستان خاتم‌الأنبیا(ص) شهرت دارد. درختان توت پنجاه‌ساله در حاشیه کوچه به زیبایی آن افزوده است. آن‌طور که قدیمی‌‌ها می‌گویند حدود پنجاه‌سال پیش در این کوچه زمین‌های بایری وجود داشته که متعلق به آستان قدس رضوی بوده است. آستانه بخشی از این زمین‌ها را به مجتمع مسکونی تبدیل کرد. زندگی ساکنان این کوچه تحت‌الشعاع وجود بیمارستان تخصصی چشم خاتم‌الأنبیا(ص) قرار دارد چرا که از سراسر کشور برای درمان تخصصی به این بیمارستان مراجعه می‌کنند.
کوچه سجادیه8 از قدیمی‌ترین معابر منطقه12 و در محدوده محله جاهدشهر قرار دارد. در سرتاسر این کوچه، مجتمع قدیمی «آرامس» جای دارد که بزرگ‌ترین هسته جمعیتی ناحیه متصل شهری منطقه12 است و حدود 1200واحد مسکونی را در خوی جای داده است. همچنین در سرتاسر این خیابان سه مرکز خرید تجاری محله قرار دارد که بیشتر نیازهای خوراکی، میوه‌جات، پروتئینی و حتی پوشاک اهالی را برطرف می‌کند.
تا پیش از سال 92 این کوچه منتهی به کوه‌های جنوبی و سراسر خاکی و بدون سازه بود. از این سال کم‌کم ساخت‌و‌سازها پا گرفت اما تا سال 97 هنوز نمی‌شد نام یک کوچه را بر آن گذاشت. از سال 97 به بعد، ساخت‌و‌سازها در کوچه بالا گرفت و آپارتمان‌های پنج‌شش‌طبقه یکی‌یکی ساخته شدند. حالا این کوچه که «شهید اکبری» نام‌گذاری شده است، یکی از پرترددترین کوچه‌های منطقه9 محسوب می‌شود. معبر انتهای کوچه هنوز به طور کامل ساخته نشده است و به همین دلیل کوچه اکنون بن‌بست است.
برخی قدیمی ها کوچه را با نام «کامکار» می شناسند، عده ای هم می گویند کوچه «آیت ا...طبسی حائری»، اما اکنون تابلو امام‌رضا(ع)۱۸  مزین به نام شهید امیر بنیمن شده است و بر سر کوچه به چشم می خورد. گرچه هنوز چهار خانه قدیمی در این کوچه باقی مانده است، به دلیل خالی از سکنه بودن این خانه ها، می توان گفت اکنون زائران تنها ساکنان کوچه امام رضا(ع)۱۸ هستند.
کوچه عبادی12 از زمان جنگ تحمیلی به نام شهید محمدزاده مزین شده است. این معبر در گذشته به «هشت آباد» شهرت داشته است. نامی برگرفته از باغی به همین نام که در میانه کوچه قرار داشت. به گفته ساکنان قدیمی کوچه، باغ هشت‌آباد وقفی بوده است‌. روزگاری دور، زمانی که هنوز مردم در خانه‌هایشان یخچال نداشتند یخدان باغ هشت‌آباد، یخ تابستان‌های مردم را تأمین می‌کرد. این بوستان یادآور خاطرات تابستانی اهالی کوچه است. پایانه شهدا، مسجد یزدی آبادی و حسینیه آذربایجانی‌های تبریز از ظرفیت‌های این کوچه به شمار می‌روند.
خیابان صدف که اکنون از بولوار وکیل‌آباد تا آموزگار کشیده شده است، جزو قدیمی‌ترین معابر و محله‌های منطقه‌11 است و در ابتدای تشکیل‌، از وکیل‌آباد تا بولوار فرهنگ فعلی را شامل می‌شده است. هنوز هیچ سند مکتوبی درباره تاریخچه تشکیل محله صدف نوشته نشده و برای دستیابی به این منظور، چند روز متوالی راهی محله می‌شویم و مغازه به مغازه و خانه‌‌به‌خانه پای صحبت‌های اهالی می‌نشینیم و پرسان‌پرسان به حاج حسن مقدسی می‌رسیم که اولین فرد ساکن در این محله بوده است.
یکی از محدوده‌هایی که هنوز هم حضور طلاب در آن زیاد به چشم می‌خورد، همین کوچه است. کوچه‌ای در خیابان آیت‌الله بهجت3 که به‌واسطه وجود مدرسه علمیه امام‌رضا(ع) و همچنین دو خانه شخصی که وقف اسکان طلاب شده‌، محل رفت‌وآمد بسیاری از طلبه‌هاست.
کوچه حسابی شمالی2در محله فرهنگیان تاریخ جذابی دارد.به گفته اهالی قدیمی کوچه که اوایل دهه60 در این معبر ساکن شده‌اند این کوچه آن زمان به بوستان جنگلی و چشمه معروف بوده است. بوستانی که در محل فعلی دانشگاه غیرانتفاعی خیام قرار داشته و خیلی‌ها تفریح بیرون‌‌‌‌‌‌شهر و سیزده‌به‌درشان را آنجا می‌گذراندند. وسط بوستان هم سوپر مارکتی بوده که از حلب ساخته شده بوده و نامش را «سوپر حلبی» گذاشته بودند. به گفته اهالی قدیمی اولین ساکنان اینجا کارگران شرکت لوله پولیکا «وینیکا» بودند که از طرف شرکت منازلی به آن‌ها داده شده است.
خیابان امام خمینی(ره)25 یکی از خیابان‌های قدیمی است که با توجه به قدمتی که دارد توجه چندانی به آن نشده است. یک سمت این خیابان باغ ملی، ساختمان صبا و پارکینگ طبقاتی قرار دارد و سمت دیگر آن خانه‌های مسکونی و مکان‌های تجاری قرار گرفته‌اند که به‌جز خانه آقای محمدی که طی دو سال گذشته با همان سبک و سیاق قدیمش بازسازی شده، دیگر بناهای قدیمی این خیابان بازسازی شده‌اند.
فرعی هفتم از خیابان شهید شیرنژاد به نام کوچه امام‌علی(ع) شمالی شناخته می‌شود. اینجا تا چند سال قبل، پیش از آنکه محدوده شهری شود، روستای همت‌آباد بوده است، روستایی با چند ده خانوار که حالا سر و شکل شهری دارد.
کوچه دانشجوی20 یکی از معابر فرعی محله دانشجوست که بولوار دانشجو را به خیابان قائم‌مقام فراهانی متصل می‌کند. شکل‌گیری این معبر از اوایل دهه70 و با ساخت‌وساز‌های پراکنده آغاز شد. از همان ابتدا با ایجاد چند فضای ورزشی در دانشجوی20 ورزشکاران زیادی در این مسیر تردد می‌کردند‌ و اکنون هم با توسعه فضاهای ورزشی این روند ادامه دارد. علاوه‌بر مکان‌های ورزشی، وجود مدارس دولتی و غیردولتی در این کوچه و معابر اطراف آن پای دانش‌آموزان زیادی را در طول سال به این کوچه باز می‌کند.
وجود هیئت‌های خانگی پیشینه‌ای طولانی در مشهد دارد؛ رسمی که بر خلاف تغییر سبک زندگی‌ها، هنوز به قوت خود پابرجاست. نشانه آن هم وجود پرچم‌های مختلف نصب‌شده روی در و دیوار خانه‌هاست. این رسم در کوچه خدابنده پررنگ‌تر است. این نکته را محمد خدادادی از اهالی قدیمی و مسئول هیئت چهارده‌معصوم(ع) این کوچه هم می‌گوید: «این رسم در این کوچه پررنگ است. هیئت چهل‌ساله خانه من هم یکی از همین‌هاست که در سال1362 با هدف تلاوت قرآن راه‌اندازی شد و در این سال‌ها هر هفته تشکیل شده‌است.»
کوچه بن‌بست اقبال لاهوری22 در انتهای بولوار اقبال لاهوری بخشی از زمین‌های مرحوم اعتمادرضایی در محله لادن است که اوایل دهه70 قطعه‌بندی و به‌طور قولنامه‌ای فروخته شد. نداشتن سند باعث شده بیشتر خانه‌های این محدوده ناایمن و بدون استحکام و استانداردهای لازم شهرسازی باشند. از خانه‌های پنجاه‌متری به بالا را می‌توان در این کوچه و کوچه‌های اطرف مشاهده کرد.
کوهسنگی و معابرش جزو شریان‌های اصلی رفت‌وآمدی محسوب می‌شوند. به همین دلیل بیشتر کوچه‌های کوهسنگی مانند کوهسنگی14 با زیرنویس شهید رضا مطهری‌نژاد ترافیک دارند. عرض کم معبر و وجود اداره «سازمان تأمین اجتماعی (مدیریت درمان)»و بیمارستان 17شهریور ترافیک این کوچه را دوبرابر کرده است. به همین دلیل جای پارک در راسته خیابان کوهسنگی و معابر فرعی‌اش به‌سختی پیدا می‌شود.
اگر یک روز برحسب اتفاق گذرتان به خیابان مصلی در محله چهنو افتاد، همین نشانی ساده «کوچه صابون‌پزها» شما را به معبری می‌رساند که صدسالگی‌اش را پشت سر گذاشته است و روزی روزگاری راسته حجره‌های صابون‌پزی بوده است. صابون‌پزهای سنتی این کوچه صابون‌های خود را با مواد طبیعی درست می‌کردند و قالب می‌زدند و روی پشت بام ردیف به ردیف می‌چیدند تا خشک شود. حالا همین صابون‌های سنتی جایی در بیرون شهر پخته و خشک می‌شوند و قفسه‌های تک و توک مغازه به جای مانده صابون‌پزی را پر از صابون می‌کنند.
با توسعه شهر و رونق ساخت‌و‌ساز، آپارتمان‌ها جای باغ‌ها را در خیابان وحید11 گرفته‌اند. قرار گرفتن مجموعه‌های فرهنگی مختلف همچون سالن ورزشی شهید باهنر،‌ این خیابان را به یکی از معابر پرتردد محله وحید تبدیل کرده است. درخت‌های تنومند توت ‌فرعی‌های خیابان وحید11 را که تابلوی آن به نام شهید عبدالحسین رمضانی نا‌م‌گذاری شده تماشایی کرده است. انتظار می‌رود با توجه به فراوانی بافت فرهنگی، فضای سبز این خیابان هم بیشتر شود.
از سمت چهارراه خواجه‌ربیع به سمت میدان شهدا، اولین کوچه سمت راست، کوچه عبادی12 است که به نام شهید ناصر نعمتی نام‌گذاری شده است. کوچه‌ای که پیش از دهه60 «یغما» نام گرفته بود. به گفته قدیمی‌های محل در این کوچه هفت،هشت آب‌انبار وجود داشته که آب آشامیدنی اهالی را تأمین می‌کرده است. بعضی از این آب‌انبارها که با حدود سی،چهل پله به زیر زمین راه داشته در راسته راه و بعضی در دل خانه‌های اهالی بوده است. کوچه شهید ناصر نعمتی به کوچه رضوی13 منتهی می‌شود. کوچه‌ای که تا چهار دهه قبل جوی آب روانی در آن جاری بوده است.
داستان کوچه‌ «پنجه» به حضور امام رضا(ع) در مشهد و رد انگشتان دستش روی سنگ سیاهی در این کوچه برمی‌گردد.