شهید - صفحه 5

مادر شهید وحید سعادت می‌گوید: وحید تلاش می‌کرد همواره برای یتیم‌ها کاری انجام دهد. یک بار توانست مغازه ای برای آغاز کار پسر جوانی در خیابان سمزقند مهيا كند. گاهی نیز برای یتیم‌ها لباس می‌خرید. 
معصومه ذبیحی، ۳۰ ساله بوده که همسرش شهید موسوی قوچانی می‌شود. ۱۴ سال در محله عامل زندگی کرده‌اند و شهید در ساخت مسجد اخلمدی‌ها در همین محل بسیار نقش آفرینی کرده است.
سردارشهیدهاشم ساجدی، مدرک فوق‌دیپلم تکنسین سازمان پنبه داشت و بعد از پیروزی انقلاب در کمیته اسلامی و مسئول جهاد گنبد فعالیت می‌کرد؛ درست زمانی که تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به دانشگاه علوم اسلامی رضوی برود جنگ شروع شد و او به جبهه رفت.
شهید سید‌مصطفی جعفری، مهندسی مکانیک و تخصص ماشین‌ابزار خوانده بود و در بخش فنی سازمان هوافضای سپاه مشغول به کار شده بود. به همین‌دلیل بود که در اولین ساعات جنگ تحمیلی احساس می‌کرد به تخصص او نیاز است.
بتول جبینی همسر شهید تعریف می‌کند: عزیزالله آقاجان‌زاده، با بچه‌ها خیلی مهربان بود. وقتی از بیرون می‌آمد، با لباس‌های خاکی و خسته مستقیم می‌رفت سراغ بچه‌ها. محال بود بدون بغل‌کردن آنها وارد خانه بشود.
در طول هشت سال دفاع مقدس، پنج تا از پسران خانواده شیشه‌چی و حتی پدر میان‌سال آنها، دفاع از تمامیت ارضی و کیان جمهوری اسلامی را ترک نکردند و تا روز‌های پایانی در سنگر مبارزه با دشمن باقی ماندند.
جواد نباتی مقدم، جوان ۱۷ ساله‌ای است که در جریان تظاهرات‌ سال۱۳۵۷ دستگیر و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد. در جریان شورشی در زندان آتش‌سوزی رخ می‌دهد و این جوان محله چهنو در میان شعله‌های آتش به شهادت می‌رسد.
شهید سیدنوری موسوی طلبه‌ای بود که به عشق کشور و امام خمینی(ره) درس را رها کرد و راهی جبهه شد. او تیربارچی و معاون فرمانده دسته بود.روز تشییع پیکر او دانش‌آموزان دبستان شهید جهان‌آرا مدرسه را تعطیل کردند.
فارغ از اینکه فاطمه دهنوی خواهر دو شهید است، او را به‌واسطه قدم‌های خیری که در محله برداشته است، می‌شناسند. هرکسی کارش گره بخورد یک‌راست به خانه خانم دهنوی می‌رود! همه احترام زیادی برایش قائلند و به او لقب «مادر محله» را داده‌اند.
نه‌تنها قدیمی‌های شهرک شهیدرجایی که بچه‌های این محله هم داستان شهادت شهیدان سیدی، شهریورکامه‌علیا، معقول وقاجوری را مثل لالایی شبانه از دهان مادرانشان شنیده‌اند.
۹۷لاله برای رفتن به خاک‌ریزهای جبهه از مسجد المهدی(عج) محله رضاشهر بند‌ پوتین‌هایشان را محکم ‌بستند تا خدای‌نکرده، سختی راه، عقیده‌شان را سست و از رفتن به این راه پشیمان نکند.
شهید علی ترک‌جوکار به دلیل علاقه فراوان به بارگاه ملکوتی امام‌هشتم(ع) زندگی در مشهد را به تهران ترجیح می‌دهد و همراه همسر و دو فرزندش یکی از محله‌های اطراف حرم را برای زندگی انتخاب می‌کند.
خانم حمامی، مادرشهید می‌گوید: امیرحسین همیشه وقتی عکس شهیدی را می‌دید می‌گفت یک روز عکس من را هم روی در و دیوار شهر می‌بینید و به آن افتخار می‌کنید. لحظه شهادت پای تنور نان می‌پخته که به پاسگاه حمله می‌کنند و....
طلعت‌خانم نیکنام هر‌وقت، هرجا، کاری از دستش برمی‌آمد، برای دیگران انجام می‌داد. شاید به همین دلیل بود که همه به نفس حق او باور داشتند و برای رفع غم‌و بیماری و رفع مشکلاتشان از او طلب دعا می‌کردند.
«مکّیه غلومی» یکی از هزاران مادرِ جوان‌ازدست‌داده خرمشهری است که بهانه شهادت پسرش، او را شاعر ۱۱ جلد کتاب می‌کند؛ ۱۱ جلد کتابی که با نام «مرثیه‌های اولیا» نوشته «ام‌سید نورالموسوی» به چاپ رسید.
شهیدناصر عظیمی آخرین فرزند خانواده عظیمی بود که سال ۱۳۴۸ دیده به جهان‌گشود؛ آن زمان مادر هنوز داغ ۱۳‌فرزند فوت‌شده‌اش را داشت. شهیدناصر عظیمی چهاردهمین فرزند خانواده بود که در۱۴ سالگی شهید شد.
چندسالی است نام «شهیده زنگویی» بر تابلو شهید‌کامیاب ۶۰ نقش بسته است. او در حج تمتع سال۱۳۶۶، زمانی‌که با مشت‌های گره‌کرده در راهپیمایی برائت از مشرکین حضور داشت، به دست رژیم سعودی به شهادت که آرزویش بود، رسید.
این روایت قصه به دنبال هم گشتن سیدحسن و پسر شهیدش سیدکاظم مهدی‌زاده در جبهه است. اول پسر به جبهه می‌رود و بعد هم پدر به دنبالش. این دو همیشه چندقدم از فاصله داشتند تا روزی که پیکر پسر برمی‌گردد و دوباره در سردخانه معراج شهدا به هم می‌رسند.
شهید علی‌اصغر حاجی‌غلام‌زاده‌سبزی‌کار برای جنگیدن از عشق‌های بسیاری گذشت؛ از عشق به ورزش و دانشگاه تا ازدواج. مادرش بی بی فاطمه سیدنژاد می‌گوید: برایش همسر انتخاب کرده بودیم و حتی لباس دامادی‌اش را خریده‌ بود. قرار شده بود از این ماموریت که بازگشت جشن عقد بگیریم، اما هیچ‌وقت بازنگشت.
۲‌مهر‌۱۳۹۴، هم‌زمان با عید قربان در مراسم رمی‌جمرات در منطقه منای شهر مکه اتفاق تلخی رخ داد که منجر به جان باختن دست‌کم ۲ هزار‌و‌۲۳۶ زائر خانه خدا شد.یکی از آنها «محسن حاجی‌حسنی‌کارگر»، قاری مطرح مشهدی بود.