میرزامحمد صادقی پانزدهسال آزگار است که هر صبح، در سرما و گرما، مسیر خانهاش در محله فجر را تا مغازه نقلیاش عصازنان طی میکند، به امید مشتریهایی که به معجزه دستهای سالخورده و لرزان او برای نوکردن کفشهای کهنهشان اعتماد دارند.
از اوستاحسن طباطباییاصل، بهعنوان بانی و مسئول حفظ کشاورزی و باغداری در توس یاد میشود. او هنگام تعمیر تراکتورهای خراب هرجا که به بن بست برمیخورد، با استفاده از نبوغ خود، قطعاتی را تولید و تراکتور را راهاندازی میکرد.
شهرک صنفی صنعتی ثامن مخصوص خدمات خودرویی سبک بیشاز هزارمغازه و کارگاه فعال دارد که در هرکدام از آنها حداقل چهارپنجنفر مستقیم و غیرمستقیم مشغول به کارند اما آنطور که باید رونق ندارد و به آن رسیدگی چندانی نشده است.
حاجحسین، پس از ۵۳سال کار، درِ دکانش را تخته نکرده تا مبادا نان حلالش در بازار مکاره روزگار، حرام شود. مردی که ۴۰ سال است به کوچه وحدت ۲۱ آمده و عمر چکش سماورسازیاش لااقل ۱۰برابر همه برج و باروهای تازهبهدورانرسیده این کوچه است.
محمدعلی افراسیابی نقشه تمام تاسیسات پارک ملت را در ذهنش دارد و هنگامی که مشکلی پیش میآید، مستقیم به محل خرابی اتصالات میرود. ۲۸سال است که کارش همین است و نمیتوان انتظاری غیر از این داشت.
محمد رجبزاده آبرود چهاردهه است در چهاردیواری ساعتسازی امید، ساعتهای مرده را تحویل میگیرد و به عقربههایشان جان تازه میبخشد.
محمدرضا متقیان، سماورساز قدیمی محله پروین میگوید: مغازه مرحوم پدرم ۵۰سال قدمت دارد؛ آن موقع به ما میگفت در کنار درس این کار را هم یاد بگیر، یک زمانی به درد میخورد.
حسن آقا معروف به عمو اِصی تعریف میکند: با آسفالتشدن خیابان و پیادهروسازی، گیردادن مأموران شهرداری برای سد معبر شروع شد. مجبور شدم بهخاطر روغنریزی موتورها و کثیفی پیادهرو، موتورها را رد کنم و بزنم به کار فروش دوچرخه!
موتورساز محله رسالت با بقیه همکارانش فرق میکند! او یک مبتکر این رشته و واقعا موتورساز است؛ یعنی به تعمیر موتورسیکلت اکتفا نمیکند و از ضایعات موتورهای اسقاطی، یک موتور واقعی میسازد.
علیاصغر کربلایی پورصفری سال ۳۶ مغازهاش را در خیابان آیتالله عبادی راهاندازی کرد و از ۲۵ سال پیش فقط تعمیر ساعت انجام میدهد.
ایمان گلختمی هیچ دستگاهی را غیرقابل تعمیر نمیداند؛ تعمیراتی که از دست کمتر کسی برمیآید. همین مهارت باعث شده مشتریهایش از گوشهوکنار شهر سر برسند. او سال۹۷ یک اختراع به نام دستگاه فتوتراپی نوزاد ثبت کرده است.
مبینا ثانی مهندس کامپیوتری است که فعالیت حرفهایاش را از مغازه تعمیرات یخچال محله آغاز کرده است، میگوید: پدرم بنکدار قطعات لوازم منزل است و من با مشورت ایشان، خواستم روی فروش و تعمیر قطعات یخچال متمرکز باشم.
کار در شهرک صنعتی شهیدرجایی و ساخت مسجدی برای کسبه در این محدوده سبب شد حاجآقا عارف وارد گود تولید صنعتی شود. او حالا لوستر گازی و رحل متفاوت قرآن به نام خود دارد.
یکی از خیابانهای مهم و پرتردد در محدوده گاراژدارها معبر شهیدخبیری است که قدمتش بیش از شصتسال است و هنوز آن را به سیمتری فرعی گاراژدارها میشناسند.
حاجی مهرعلی ۴۰ سالی میشود که میدوزد و سوزن میزند، نخ میکند و دوباره سوزن میزند، دوختودوز کفشهایی که شاید چند سالی است با صاحب خود همراهند.
عمو محمد جمال، چینیبندزن قدیمی محله مقدم است. او هر روز کنار سوپری جعفرآقا مینشیند و کار میکند. ابزار کارش هم انبر، چکش، سندان، دَمباریک، سوهان، مته و چوبکمانه است.
مهدی صبوری تعریف میکند: دیدم بچههای گشت بسیج جلو خودروهایی را که نیاز به بازرسی دارند میگیرند و تا صبح درگیر هستند؛ خواستم برای تشویق و قدردانی از آنها کاری کنم و خودروهایشان را رایگان تعمیر کنم.
علی محمد شرف دینان صدایش رساتر از آن است که ۸۶ سال داشته باشد! وقتی میپرسیم در این مغازه چه میکنی، میگوید: «هر چیزی را تعمیر میکنم؛ طیاره هم اگر خراب باشد، درستش میکنم!»
حاج عباس حاجیزاده، میگوید: میدانم بیشتر مشتریانم که کفشهایشان را برای تعمیر میآورند اوضاع مالیشان خوب نیست، اگر خوب میبود حتما کفش نو میخریدند. هر مشتری هر قدر دلش بخواهد میدهد.
تعداد زیادی از شاغلان زحمتکش حرفه تعمیرات خودرو در راستههای تعمیرگاههای منطقه به رفع نقص و مشکلات خودروهای شهروندان مشغولند؛ راسته تعمیرگاههای مسلمجنوبی، یکی از این خیابانهاست.