تعمیرکار - صفحه 3

حسن نصرالهی شانزده سال است که تعمیرات چرخ خیاطی را انجام می‌دهد و کسب روزی حلال، مهم‌ترین اولویت زندگی‌اش شده؛ برای همین است که بیش از آنچه که باید، از هنرش در کار خرج می‌کند.
ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
جواد ظفری‌نژاد، ۲۰ شغل در طول زندگی‌اش آموخته است، از صافکاری و برق‌کشی و بنایی گرفته تا عکاسی و فیلم‌برداری و باغداری.
حالا اسمش کوشش است. قبل از آن‌هم حافظ بود، اما هنوز خیلی از پنجاه‌شصت‌ساله‌های مشهدی به حرمت گاراژ‌های قدیمی با نمای آجری، «گاراژدارها» صدایش می‌زنند.
غلامرضا محمدپور تعمیرکار حرفه‌ای موتورسیکلت است، او در این سال‌ها از سر عشق به موتورسیکلت به‌عنوان موتوسواری از تیم قاسم‌آباد به مسابقات موتورسواری مشهد، استان و منطقه‌ای کشور هم راه‌ یافته است.
محمد شوقی از کار تأسیسات آب و برق سر در‌می‌آورد و هر‌کس مشکلی در این زمینه داشته باشد، اول از همه در خانه او را می‌زند.
ساخت بزرگترین مجتمع خدمات خودرویی مشهد که ۲۶ سال پیش باهدف سامان‌دهی مشاغل مزاحم و آلاینده شروع شد، هنوز به پایان نرسیده است.
کمتر مشهدی است که گذرش به کوچه پشت پمپ بنزین بولوار معلم نیفتاده باشد. کوچه‌ای که سرتاسر آن را تعمیرگاه‌های خودرو و یا فروشگاه‌های لوازم یدکی گرفته است.
مهم‌ترین ویژگی این محدوده، کنار‌هم‌بودن همه مشاغل مربوط به خودرو در یک راسته است. اگر کسی بخواهد خودرواش را تعمیر کند، بدون هیچ مشکلی متخصصان مربوطه را پیدا می‌کند.
تعمیرگاه سیدمهدی موسوی آن‌قدر تمیز و مرتب است که انگار چند روزی بیشتر نیست که راه افتاده. می‌پرسیم تازه به اینجا نقل مکان کرده‌اید؟ می‌گوید از سال ۱۳۵۸ که مغازه راه افتاد روی تمیزی تعمیرگاه حساس بودم.
اصغر مجربی‌کرمانی می‌گوید: در این خانه ۱۳۸ سال است که اقوام من زندگی کرده‌اند. مادربزرگم این ملک را با ۲۰۰ تومان می‌خرد و به همراه فرزندش در آن ساکن می‌شود. وقتی اینجا را می‌خرد، دورتا دور خانه را اتاق می‌سازد و همه را اجاره می‌دهد.
تعمیرگاه خودروی برادران؛ یک تفاوت اساسی با دیگر تعمیرگاه‌های خودرو دارد، در واقع هم مکانیکی است، هم مسجد.
سید محمدتقی ضیاء الحق از آن آدم‌هایی است که دل و روده همه چیز را بیرون می‌ریزند و دوباره سرهم می‌کنند و در این سرهم کردن یک چیز‌هایی اضافه می‌آورند و یک چیز‌هایی هم کشف می‌کنند!
بازار تعمیرات خودرو مهرآباد سابقه ساخت ۱۰ ساله و شاید هم بیشتر دارد و تعداد واحد‌های تعمیرات خودرو به ۲ هزار واحد می‌رسد.
دپارتمان تعمیر موتور مثل اتاق عمل است. موتور مانند قلب عمل می‌کند و اگر قلب سالم نباشد، ماشین از کار می‌افتد. کار دستگاه «سی‌ام» هم مانند آزمایش خون است و نشان می‌دهد فرد چه بیماری‌ای دارد.
مغازه ساعت‌سازی مجید بهروزی‌نژاد در خیابان امام‌رضا(ع) قرار دارد. از آن مغازه‌هایی است که خیلی از عابران بدون اینکه توجه‌شان به آن جلب شود، از مقابلش عبور می‌کنند. تابلو سر‌در ورودی و ویترین مغازه، قدیمی‌ است و نشان می‌دهد که مطابق مد روز پیش نرفته است. بهروزی‌نژاد و پدرش جزو قدیمی‌‌های صنف خودشان هستند.
در شانزده‌سالگی به مغازه دایی‌اش رفت و در‌کنار او برق‌کشی ساختمان را آموخت. سیدمحمود حاجیان متولد‌1350 به‌صورت تجربی این حرفه را آموخته و اکنون بعد‌از گذشت 35‌سال، استاد کار شده است؛ به‌طوری‌که علاوه‌بر تعمیرات برق ساختمان‌های محله، برق‌کشی آپارتمان‌های نوساز را نیز قبول می‌کند. روی گشاده و ‌انصاف این کسبه محله پروین اعتصامی سبب شد با او گفت‌و‌گو کنیم
سجادحسن‌زاده استاد مکانیک می‌گوید: از هفت شاگرد چهار نفرشان فقط در تعطیلات تابستان به تعمیرگاه می‌آیند. یکی از شاگردان هم از چند روز قبل کارش را شروع کرده است. شاگردی هم دارم که امسال سومین تابستان است که اینجا مشغول به کار است. او در کارش پیشرفت خوبی داشته است و تعمیر و باز و بسته کردن موتور خودرو را انجام می‌دهد و به یک استاد نیمه‌ماهر تبدیل شده است.در گذشته شغل مکانیکی به دلیل سروکارداشتن دائمی‌ با روغن و بوی بنزین چندان مورد استقبال دانش‌آموزان نبوده است. اما چندسالی است که این دیدگاه تغییر کرده است.
داوود خسروجردی می‌گوید: آن‌هایی که می‌مانند آینده خوبی دارند. الان خودرو زیاد است و تعمیرکار خوب، مشتری خودش را دارد. به نظرم مکانیک‌های الان به خاطر اجاره‌ها و هزینه‌های زیاد نمی‌توانند چندان حقوقی به شاگردان دهند اما اگر کارآموزی باشد که از ابتدا دنبال پول نباشد و سختی‌های اولیه را تحمل کند، بعد خودش می‌تواند مغازه دایر کند و درآمد خوبی داشته باشد.
منظمی 53سال دارد و 35سال است که در زمینه تعمیر وسایل الکترونیکی فعالیت می‌کند. او از کودکی در همین محله بزرگ شده و با علاقه‌ای که به وسایل الکترونیکی داشته به‌سمت این شغل کشیده می‌شود. در عالم کودکی کنجکاو بوده که صدای فرد چطوری از داخل این جعبه جادویی می‌آمد؟ به همین دلیل بارها رادیوها را باز کرده و داخل آن‌ها را نگاه کرده، اما حاصل کنجکاوی‌اش خراب‌شدن وسایل و مؤاخذه از سوی خانواده بوده است. او می‌گوید: همین عشق و علاقه‌ام سبب شد تا از اول راهنمایی به دنبال شاگردی مغازه الکترونیکی بروم.