ناهید دلشاد که خیاطی هنر اجدادی اوست، احیاکننده ۵۵رشته سوزندوزی، مبدع الگوهای ایرانی لباس و پیشگام مد در حوزه لباسهای سنتی است.
زهره صداقت، با هزینه شخصیاش چرخ خیاطی برای بانوان محله پورسینا میخرد و سپس به آنها سفارش کار میدهد.
سیما سادات فیروزنیا، ساکن میثم شمالی، از ۲۴ سالگی با حضور در برنامههای پایگاه سلامت محله و شهرداری توانست منشأ تحولات خوبی در محله و منطقه باشد.
کارگاه عروسکسازی ریحانه بزازیان و زهرا خلیلزاده، ۲ بانوی محله فرهنگیان، برای خانمها اشتغالزایی کرده است.
سعیده زنبوری تعریف میکند: بهطورکامل فلج شده بودم. تنها چیزی که زنده بود، مغزم بود. پنجسالم که شد، کمکم توانستم دستهایم را تکان بدهم.
مریم قنادزاده، دختر سوم «طلعت شمشیری» بانوی شاعر مشهدی، هزینه مراسم چهلم مادرش را وقف کارگاه خیاطی و آموزش هنرجویان مشهدی کرده است.
حرفه زهرا غلامشاهی پرستاری است، ولی نه استخدام وزارت بهداشت است و نه به خاطر کاری که میکند، قرانی پول میگیرد.
حمید قاسمی، عضو شورای اجتماعی محله رسالت است که در محله اش کارگاه خیاطی راه اندازی کرده و قرار است چرخهایش به دست نیازمندان بچرخد تا منبع درآمدی برای آنها باشد.
زهرا هوشیارامامی مربی خیاطی محله بهشتی میگوید: یکی از شاگردان کلاسم میگفت که افسردگی داشته و بهسراغ روانشناسی مشهور رفته است. او پیشنهاد کرده که در یکی از دورههای خیاطی ثبتنام کند.
موسسه خیریه خاتمالانبیا(ص) توس، توانسته است برای ۲۶ نفر از خانمهای این محله، کارآفرینی کند که از این میان، نیمیاز آنان زنان بیسرپرست و بدسرپرست هستند.
۱۲۰ خیاط با مرضیه خیرخواه کار میکنند که حدود ۱۵ نفر از آنها بهصورت مستقیم و با حضور در داخل کارگاه و مابقی نیز با گرفتن کار در خانه همکاری میکنند. اغلب آنها را زنان سرپرست خانوار یا بدسرپرست تشکیل میدهند.
فروغ فیاض میگوید: زمانی که مدرک پایۀ ششم را گرفته، پدرش به او و خواهرانش گفته که بروید هر هنری میخواهید یاد بگیرید. او هم خیاطی را انتخاب کرده. از ۱۴ سالگی دستش توی جیب خودش بوده است.
با افزایش تمایل مردم به خرید لباسهای حاضری، چرخ زندگی ۴۰ خیاط کت و شلوار دوز خیابان گلستان کمتر میچرخد، اما کماکان خوشپوشی طرفداران خودش را دارد.
الهه سلمانی دوغآبادی که کارآفرین خیاطی بود، پس از ازدواج با کمک همسرش با راهاندازی کارگاهی توانستند در حوزه صحافی هم کارآفرینی کنند.
حال و هوای خیاطخانهاش به دهه ۳۰ و ۴۰ میماند. انگار در بالاآمدن از هر پله یکدهه به عقب برمیگردی، آنگونه که وقتی به اتاق خیاطیاش میرسی و آن ایوان باصفایی که اکنون دیگر برای خودش اثری تاریخی است.
کبری جهانگیری با راهاندازی کارگاه دوزندگی، زندگی آدمهای پردغدغه را میچرخاند. بسیاری از هنرآموزانش در این مسیر به خودکفایی مالی رسیدهاند.
هادی خوشدل اولین خیاط جاده سیمان و یک جورهایی جعبه سیاه این محدوده است که در حافظهاش تصویری روشن از تاریخ ۵۰-۴۰ سال قبل این محدوده دارد.
قدیم کار خیاطی در مشهد سکه بود. آن زمان مردم پوشیدن لباس بازاری را بد میدانستند و لباسهای موردنیازشان را به خیاط سفارش میدادند.
هیچ تصویری از چهره مادرم نداشتم، تنها رابط بین من و مادرم، یک دست لباسی بود که هرسال از مشهد برایم میفرستاد، فقط میدانستم که او مجاور و همسایه امام رضا (ع) است.
خیلی دوست داشتم دکتر شوم. درسهایم خوب بود و کنکور هم رتبه کمتر از ۶ هزار آوردم، اما نشد که بشود. تازه انقلاب شده بود و بازار روپوش اسلامی رونق داشت.