«گل سرخ دارم»؛ این صدای پیرمردی است که در روزهای پیش از عید نوروز گاری پر از گلش را در خیابانهای محله میگرداند و گلهای سرخی که با دستان خودش آنها را در گلدان کاشته به مردم میفروشد.
محله
پنجتن
محله پنجتن تا حدود ۲۵ سال پیش همراه با دیگر محلههای اطرافش مانند شهید قربانی به محدوده التیمور معروف بود. اما از آنجا که راه اصلی رسیدن به بارگاه پنچ امامزاده روستای تبادکان، از محله پنجتن میگذشت محله به این نام معروف شد. پنجتن از محدودههای پرترافیک مشهد است. فرهنگسرای انقلاب در پنجتن پاتوق فرهنگی محسوب میشود.
نانوایی خانواده تفقدرُخی در جای شلوغ و توی چشمی نیست، بااینحال هم مشتری دارد؛ هم نان خوب دست مردم میدهد. میگوید: نانوایی خوب را هرجا باشد، پیدا میکنند و حتی ساعتها در صفش میایستند.
آبادی این کوچه به سالهای میانی دهه ۸۰ باز میگردد؛ زمانیکه علاوه بر ساخت مسجد فاطمه الزهرا (س)، دبستان پسرانه امام هادی (ع) برای رفع نیازهای آموزشی این محدوده، به بهرهبرداری رسید.
علی اروندی میگوید: وقتی جوانان محلهمان را میدیدم که مجبور بودند به خاطر ساعتی ورزش مسافت زیادی را بپیمایند این فکر در سرم افتاد تا سرمایهام را در این راه صرف کنم.
سمانه رحیمی در ۱۳سالگی به عنوان مربی احکام در کانون فعالیت میکرد و توانست در چاپ دو نشریه «صراط» و «پرواز» نقش مهمی داشته باشد.
صفر چمچاخ کارگر ساختمانی است که از ارتفاع ۱۰ متری میافتد، ۱۰ روز به کما میرود و بعد از ۵ ماه کسی مسئولیت او را قبول نمیکند.
اسماعیل جلالی صاحب کارگاه انگشترسازی نوکاریز است. او ۳۰سال از عمرش را پشت دستگاه انگشترسازی گذرانده است.
یک چلوکبابی درست سر پیچی بود که الان محو شده و داخل صدمتری است. صاحب این کبابی ذوقش کشید و با ماژیک نوشت ؛«به طرف کوی پنجتن.» بعد هم انقلاب شد و بسیج آمد به اسم بسیج ناحیه پنجتن!
هووی گُلی چهار فرزند به دنیا میآورد. او که از نظر ذهنی کمی دچار مشکل است نمیتواند بهخوبی مسئولیت بزرگ کردن فرزندانش را انجام دهد و در این مدت گُلی آنها را تروخشک میکند.
هفت جوان محله پنجتن ۱۲، ۱۳ ساعت از روز به تولید کفش مشغولند؛ وقت دلتنگیها با هم درددل میکنند، گاهی برای آوردن خنده روی لب، به گرفتاریهایشان هم میخندند و همزمان روزی ۴۰ جفت کفش تهیه میکنند.
نفیسه صابری، پزشک خیراندیش محله همه تمرکزش را روی خدمت به بیماران معطوف کرده است و کوشیده از نیازمندان حق ویزیت دریافت نکند. او ترجیح داد یک پزشک عمومی باشد که تخصص اصلیاش، درک عمومی از رنجهای مردم است.
حسن و حسین قویدل، دو برادر دوقلو هستند که در حال حاظر تنها تولیدکنندگان دستگاه CNC در مشهد بهشمار میروند. این دستگاه میتواند برش، حکاکی و تراش را روی چوب، فلز و سنگ انجام دهد.
اینکه پیرمرد چطور توانسته ۲۰سال در این دکه زندگی کند برای من جای سوال است، دکهای که حتی جایی برای درازکشیدن هم ندارد. محمدناصر میگوید: وقت خوابیدن پاهایم را جمع میکنم و تابستانها درِ دکه را باز میگذارم.
زهرا خانم از رنگهای شاد در بافتن فرت استفاده میکند. او میگوید: از رنگهای شاد استفاده میکنیم تا افرادي كه روی آنها پا میگذارند، زندگي شادي داشته باشد.
عارفه عزتی از زمانیکه خبرنگاران تلویزیونی را تماشا میکرد، به این حرفه علاقهمند شد. او حالا یکسالی میشود که عضو خبرگزاری دانشآموزی پاناست و به قول خودش تجربههایی هیجانانگیز در کارنامهاش ثبت کرده است.
راهاندازی گلخانه، یکی از گزینههای پیش روی مهیار قاسمی برای کسبوکار آیندهاش است. او در نوروز امسال با فروش محصولاتش حدود ۲۵میلیونتومان درآمد کسب کرد که به گفته خودش ۹۰ درصد آن سود خالص است.
اسماعیل نجاتیان در مسابقات جام جهانی۲۰۰۹ تهران مقام دوم، در سال ۲۰۱۰ فنلاند مقام اول، در مسابقات بینالمللی اسپانیا مقام سوم و در سال۲۰۱۱ جایزه بزرگ باکو را از آن خود کرده است.
جعفر آکار، مسئول سفرهخانه سنتی در محله پنجتن است. او یک کارآفرین نمونه و فرد موفقی به حساب میآید که توانسته برای بیشاز ۲۰۰ نفر خانم و آقا فرصت شغلی ایجاد کند.
حسین کارآزما تا قبل از شهادت سه مرتبه عازم جبهه شده بود و در ۴۳ سالگی (سال ۱۳۶۵) که صاحب ۱۰ فرزند قد و نیم قد بود، خود را از حضور در جبهه محروم نکرد.
مجتبی امینی، ۱۸ ساله، رتبه سوم کنکور کاردانی امسال در رشته الکتروتکنیک یا برق صنعتی به خود اختصاص دادهاست. او از همه میخواهد قدر برق را بندانند و در مصرفش صرفه جویی کنند.