محله پنجتن - صفحه 7

محله

پنجتن

محله پنجتن

محله پنجتن تا حدود ۲۵ سال پیش همراه با دیگر محله‌های اطرافش مانند شهید قربانی به محدوده التیمور معروف بود. اما از آنجا که راه اصلی رسیدن به بارگاه پنچ امامزاده روستای تبادکان، از محله پنجتن می‌گذشت محله به این نام معروف شد. پنجتن از محدوده‌های پرترافیک مشهد است. فرهنگ‌سرای انقلاب در پنجتن پاتوق فرهنگی محسوب می‌شود.

محله پنجتن
ساکنان خودشان هم می‌دانند تعبیر زیبایی نیست اما خیابان پنجتن40 به گفته آن‌ها آخر محدوده است و به دلیل شرایط نامناسب بهداشتی کال، ابتدای آن به «مگس‌آباد» معروف بوده است. این معبر به خیابان افسر شمالی 83 (دریای دوم) ختم می‌شود و وجود زمین‌های افتاده و رها از ویژگی‌های آن است که دردسرهای زیادی دارد. به‌ویژه به این علت که مجاور با دبیرستان علی‌بن‌ابیطالب، دبیرستان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و دبیرستان الزهراست. در محدوده این خیابان، زمین بایر بیش از بافت مسکونی آن است.
با وجود دردی که در حین مسابقه گاهی در پایش می‌نشست، فقط به عشق ایران توانست زود‌تر از همه دونده‌ها از خط پایان عبور کند. بعد، از شدت درد پا بر زمین افتاد. دقایقی بعد، روی سکوی قهرمانی ایستاد و همان روز با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد. محمد اسلامی با افتخار پرچمی مزین به نام سردار سلیمانی را بر سکوی اول چهاردهمین دوره مسابقات المپیک لیسبون پرتغال آتش‌نشانان به اهتزاز درآورد و نام قمر بنی‌هاشم روی لباسش برای او دلگرمی بسیاری در مسابقات جهانی آتش‌نشانان بود. او چهار مدالی را هم که از مسابقات المپیک اردیبهشت در چهار رقابت سخت به دست آورد در همان مسابقات به شهدای آتش‌نشان تقدیم کرد.
خیابان شهید بابانظر42 یکی از معبرهایی است که به بزرگراه شهید بابانظر دسترسی دارد. بافت آموزشی و فرهنگی این معبر را از کوچه‌ها و خیابان‌های مجاور متفاوت کرده است. پنج مجموعه آموزشی در یک راسته خیابان و کنار هم قرار گرفته‌اند. ساختمان سرخ اصطلاحی است که ساکنان برای شهرداری منطقه به کار می برند که در ابتدای خیابان است و بافت این محدوده را شکیل کرده است. گفته می‌شود در گذشته زمین‌های این محدوده کشاورزی بوده‌اند و در آن‌ها بیشتر تخم جارو کشت می‌شده است.
خیابان پنجتن47 ظرفیت‌های زیادی دارد. ویژگی مهم خیابان این است که دو بوستان دارد؛ «خطیب» و «ارم» که روبه‌روی هم قرار دارند. زمین‌های این محدوده که به نام خطیب معروف است، وقفی است و ساکنان سالانه مبلغی را به اداره اوقاف و امور خیریه مشهد می‌دهند. بنا به اطلاعاتی که دفتر موقوفات آقاالتفات(خطیب)، مستقر در این خیابان، به شهرآرامحله داد، زمین‌های خطیب بیشتر از سی هکتار را شامل می‌شود و اولین مالک آن‌ها آقاالتفات بوده که سال1079 آن‌ها را خریده و پس از هفت‌هشت نسل دست‌به‌دست شده تا به شیخ بهاءالدینی رسیده است.
شاید خیلی‌ها ندانند که اعضای یک گروه جهادی به‌صورت گمنام در تعطیلات نوروزی، زائران رسیده به مشهد را اسکان داده‌اند و با جان و دل پذیرایی‌شان می‌کردند. بیش از دو دهه است که خادمان گمنام در ساختمان به‌نسبت بزرگی به نام حسینیه جان‌نثاران علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)(شهیدبرزنونی) در محله پنجتن اتفاقات زیبایی را رقم می‌زنند که در روزهای ابتدایی امسال شیرین‌تر هم شد.
اگر دقت کنیم بارها و بارها از سر بی‌حوصلگی یا غفلت، خواندن نماز را پشت گوش انداخته‌ایم. بهترین وقت خواب زمان نماز صبح است، به‌قول معروف دقیقا گل خواب است. وقتی عقل ما دلیل بیدارشدن و نمازخواندن را نداند، از خوابش نمی‌زند. با اجبار خانواده و در جمع شاید نماز بخواند، اما زمان تنهایی رغبتی برای اقامه نماز ندارد. درحالی‌که یکی از دغدغه‌های امامان جماعت مساجد ترویج فرهنگ نورانی نمازخوانی است و علاوه‌بر آن یکی از مهم‌ترین موضوعات دستگاه‌های فرهنگی کشور است که اگر این اصل درست شود، خیلی از ناهنجاری‌ها در محله حل‌وفصل می‌شود.
سرهنگ بازنشسته نیروی انتظامی است و نگاه فرهنگی دارد، اینکه چرا و چطور وارد حوزه نظامی‌گری شده است، ماجرایی طولانی است. کمک در حوزه فرهنگ حاشیه‌نشینان که از یک اتفاق نشأت می‌گیرد، سرگرمی روز‌های گذشته او بوده و حالا به یک دغدغه جدی در زندگی‌اش تبدیل شده است. حاج‌آقا افتخاری حالا ۱۰ مجموعه بزرگ به‌نام «بیت‌المهدی (عج)» را با کمک ۶۰ مربی و خادمان افتخاری مدیریت می‌کند. فعالیت‌های این مجموعه گسترده و خارج از شمارش و بحث است، از برنامه‌های قرآنی و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا حوزه ورزش و هنر و...
سابق تعداد بازارهای مشهد کمتر بود و تکلیف آدم‌ها با خودشان مشخص‌تر، اما حالا تعدادشان خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. ایثار، سی‌متری طلاب یا بازار بزرگ فردوسی راهرو و ویترین بسیاری دارد که می‌توانی مردم را در آن‌ها ببینی؛ مردمی که پس از گذراندن روزهای سخت اوج کرونا، حالا انگار دارند نفسی تازه می‌کنند. با این حال به خاطر کرونا و وضعیت معیشتی مردم، کاسبان بازارها را کم رونق توصیف می‌کنند.
امیر محمدپور بازیکن بیست‌ساله تیم فوتسال فولاد زرند کرمان است که تیمش در حال حاضر در جایگاه ششم لیگ برتر فوتسال قرار دارد. امیر برای رسیدن به لیگ برتر فوتسال روزهای سختی را پشت سر گذاشت. او هنوز به مدرسه نرفته بود که پایش به زمین‌های خاکی محله باز شد؛ بین نوجوانان و جوانانی که همه با عشق توپ می‌زدند و بازی می‌کردند.
کوچه بوکانی5 یکی از معبرهای فرعی خیابان پنجتن45 است. در میانه کوچه خانه‌های سازمانی شهرداری به چشم می‌آید که جریان استقرار ساکنان آن به ساخت طرح کمربند سبز مشهد (صدمتری شهیدبابانظر) در دهه 70 برمی‌گردد. مدیریت‌شهری آن زمان مجبور شد در عوض منازل مسکونی که در طرح قرار گرفتند، به مالکان جای اسکان بدهد و خانواده‌ها به این محدوده منتقل شده‌اند. بافت فرسوده و قدیمی این کوچه و کوچه‌های هم‌جوار ایجاب می‌کرد به‌دلیل کم‌کردن خطرات احتمالی، خانه داوطلبان هلال‌احمر(سال 1389) پا بگیرد.
بیشتر اعضای خانواده راستگو اهل روستای کاریزنو از توابع شهرستان فریمان هستند، اما بعد از کوچ به مشهد در اوایل دهه هفتاد ساکن محله پنجتن شده‌اند. در زادگاه آن‌ها به کشتی پهلوانی اهمیت زیادی داده می‌شود. بیشتر پسربچه‌های روستا در گودهای کشتی رسم مردانگی را یاد می‌گیرند. پسران خانواده راستگو نیز در چنین محیطی بزرگ شده‌اند. حالا این برادران بزرگ شده‌اند و هر کدام سرنوشت جالبی دارند.
همه آن‌هایی که بومی و ساکن این منطقه‌اند و جای المان‌های دائمی را در برخی محدوده‌ها خالی می‌دانند؛ مانند بازار نگین‌تراش‌ها در محله طلاب و کوی مهدی و همچنین بازار جاروباف‌های محله تلگرد. آن‌ها می‌گویند باید متناسب با همین هویت، المان‌هایی در این نقاط ایجاد شوند.
سید حسین حسینی، پاکبان شهرداری مشهد بود که در سال 90 بر اثر تصادف دچار آسیب نخاعی شد. این حادثه تلخ‌ترین اتفاق زندگی بی‌بی ربابه، مادر خانواده است و یادآوری‌اش هم برای او دردناک است. سیدمحمد، مرد خانه نحیف و لاغر است؛ جانباز شیمیایی جنگ. قدیم کارگر کارخانه موزاییک سازی بوده، اما توان جابه جاکردن بار نداشته است و حالا نان خشک خانه ها را جمع می کند. سیدمحمد مهمان نواز است. چندمین بار خوشامدمان می گوید. برایش عجیب است که کسی زنگ در خانه آن ها را زده باشد. همه درددلش به همین جمله خلاصه می شود؛ «در همه این سال ها کسی به دیدن حسین نیامده است.»
در ایام نوروز سال‌های گذشته در محله‌های منطقه المان‌هایی با عنوان «بدرقه راهم»، «ماشین گل»، «پیرمرد لحاف‌دوز»، «رنگین‌کمان» «ژیانی در قاب تلویزیون» و... نصب شدند. علاوه بر این، نقاشی‌دیواری‌ها به کوچه‌ها جان و حیات دادند. کار هنرمندان نقاش از چندماه پیش از آمدن عید شروع می‌شد وگاه مردم را با خود همراه می‌کرد و با سطل رنگ می‌افتادند به جان دیوار.
ابوالفضل جغتایی ساکن و متولد مشهد (1387) است. او یک فعال محیط زیست، و حوزه علاقه مندی اش حیات وحش است. اطلاعات زیادش چندی پیش پای او را به یک برنامه تلویزیونی باز کرد. به گفته مادرش، بعد از برنامه «شگفت انگیزان»، دنبال کنندگان ابوالفضل در فضای مجازی خیلی زیاد شدند و پیشنهادهای مختلفی برای اجرای مستندهای تلویزیونی به او داده شد.
حسین حسن‌پور 4دهه بیشتر از عمرش نگذشته است. او کارش تحقیق پیرامون سال‌های گذشته است که نیاکان و اجدادمان زندگی می‌کرده‌اند. جمع‌آوری اشیای قدیمی و عتیقه که در منزلش نگهداری می‌کند به همین علاقه و کار برمی‌گردد. می‌گوید: «کار نمایشگاهی زیاد نداشته‌ام و منزل شخصی خودم را برای این کار گذاشته‌ام و معمولا کسانی که بدانند، طالب تماشا می‌شوند و این فرصت را برایشان آماده می‌کنم و این تقریبا اولین کار رسمی و نمایشگاهی من است. البته اشتیاق و استقبال آن‌قدر بوده است که مشتاقم دوباره آن را تکرار کنم.»
قصه ما تصویر آدم‌هایی را نشان می‌دهد که زندگی آرام و خوبشان حاصل کارگردانی بی‌نقص خودشان است. آن‌ها بعد از فهمیدن اینکه با دیگران کمی فرق می‌کنند، تکانی اساسی به زندگی‌شان دادند و اجازه ندادند کسی برایشان دل بسوزاند. روایت گروه تئاتری که طوفان حادثه‌ای به شکل‌های مختلف تلنگری به زندگی‌شان زده است، اما نگذاشته‌اند آن را به‌هم بریزد و پایان بدهد. توان‌یابانی که اجرا‌های متعددی بین مردم داشته‌اند و حالا بااعتماد به‌نفس حرف می‌زنند، روایت می‌کنند و پیام می‌دهند هیچ حادثه‌ای آن‌قدر مهم نیست که تو را اسیر چهاردیوار خانه و سکوت و روزمرگی و رنجوری کند.
خرداد امسال مرکز یادگیری نرجس که سال 1395راه‌اندازی شده‌بود در مدرسه شهدای نیروی انتظامی شروع به کار کرد تا در کلاس‌ها به‌جای دانش‌آموزان خردسال و نوجوان، افرادی بنشینند که از تحصیل جا مانده‌اند. کادر آموزشی نرجس از همان ابتدا به شناسایی بی‌سوادها و کم‌سوادهای محله پرداخت. اطلاعات زیادی هم به‌دست آورد؛ اینکه بیش از 800مرد و زن بی‌سواد در این محله است. کادر آموزشی از ابتدای شهریور شروع به تبلیغات کردند و بعد هم با جامعه هدفشان ارتباط گرفتند. نتیجه تلاششان ثبت‌نام بیش از 250سوادآموز خانم و 25سوادآموز مرد شد.
علیرضا مسعودی تهیه‌کننده و کارگردان از بین همه محدوده‌های شهری، این خیابان را برای آماده‌سازی سریال «نوروز رنگی» و به‌تصویرکشیدن دهه60 انتخاب کرده است.
کلام طلایی کارشناس مدیریت پسماند شهرداری مشهد به بچه‌ها این بود: «برگ‌های خشک‌شده و ریخته بر زمین زباله هستند و زباله‌ها آن‌قدر قیمتی و ارزشمندند که قابلیت تابلوشدن و نمایشگاهی‌شدن را دارند.»