قرآن - صفحه 15

کانون فرهنگی‌قرآنی «برهان» که در ابتدا باهدف آموزش روخوانی قرآن تأسیس شد، در حال حاضر به کانونی برای تربیت قرآنی و دینی نسل نوجوان و جوان محله کلاهدوز تبدیل شده است.
محمد‌یاسین از چهارسالگی وقتی خواهرش قرآن را حفظ می‌کرد، پشت سرش کلمات را تکرار می‌کرد.
مطهره صدقی می‌گوید: دوست دارم روزی بتوانم در حرم رضوی مجری شوم و برنامه اجرا کنم. این جشنواره فرصت خوبی بود تا خودم را محک بزنم.
رویا فضائلی به‌عنوان سفیر فرهنگی مسابقات بین‌المللی که بین کشور‌های مسلمان در کشور اردن برگزار شده، به‌عنوان اولین زن در این عرصه شرکت کرد.
استاد محمد تعریفی‌خشتی یکی از برجسته‌ترین استادان خطاطی و خوش‌نویسی قرآنی کشور است که آثار نفیس و برجسته‌ای در علوم قرآنی به ثبت رسانده.
حمید ظهوریان قرآن نفیسی را با بهره از تذهیب در قطع و شمایلی نو با خط فارسی تهیه کرده و منتظر اسپانسر است تا بتواند آن را به جامعه اسلامی هدیه کند.
قرآن که می‌خوانم، آرامش بیشتری دارم و می‌دانم خدا هم در ورزش و هم در درس کمکم می‌کند.
سرپاماندن این جلسه هفتادساله قرآن به تلاش‌های حاج‌خانم زهرا شهفر برمی‌گردد که سر یک قرار همسایگی با مرحوم بی‌بی‌کلانتر ماند.
نفیسه رضایی، نوجوان محله جاهدشهر تاکنون ۸ جزء قرآن را حفظ کرده است.
دختران بیت الحفاظ نرجس (س) از سراسر ایران برای حفظ قرآن دور هم جمع شدند.
داوود خلوصی طی ۳۰ سال فعالیت در حوزه قرآن مقام‌های متفاوتی را در رقابت‌های قرآنی به دست آورده و افتخار قرآن‌آموزی به ۶۰۰ شاگرد را دارد که بعضی از آنان، توانسته‌اند مقام‌های ملی و بین‌المللی کسب کنند.
فضای جلسات قرآن بسیار کوچک و در حدود ۷۵ متر بود تااینکه شهربانو صادقی، یکی از اهالی محله خانه خود را وقف زینبیه کرد.
بین هیاهوی بچه‌ها سر صف، ناگهان اسمم را صدا کردند و برای حفظ سوره واقعه از من قدردانی شد و بعد از آن در هر مسابقه‌ای شرکت کردم، مقام اول را در ناحیه آموزش وپرورش کسب کردم یا جزو برتر‌ین‌ها بودم.
هادی بخشی آن‌قدر شیفته فضای مدرسه بوده است که گرچه سنگ‌های زیادی سر راهش گذاشته شد، به فضای آموزش برگشت.
برای اولین سفارش، پیرزنی پا به مغازه‌اش گذاشت؛ او قرآنی قدیمی را آورده بود که تمام ورق‌های آن از هم باز شده بود. می‌گفت یادگار پدرش است.
ماجرا روایت یک قرآن است به خط یکی از ائمه اطهار (ع) که از زمان صفویه تا قاجار بر روی مزار مطهر حضرت رضا (ع) قرار داشته، ولی ۱۱۰ سال پیش از درون ضریح مطهر دزدیده می‌شود.
سال ۱۳۸۱ صندوق قرض‌الحسنه تشکیل شد و اولین مبلغ قرعه‌کشی ۱۰ هزار تومان بود. اولین برنده قرعه‌کشی هم جوانی بود که با همین پول انگشتر طلا خرید و به خواستگاری رفت.
پدر شهید امجدی دوست داشت کاری کند که خانه پدری‌اش در جوار بارگاه حضرت‌رضا (ع) آباد شود و همیشه زنده و پویا بماند.
۱۰ خواهر و برادر با فرزندانشان در ساختمان پنج‌طبقه‌ای در محله مجیدیه زندگی می‌کنند، ساکنان این ساختمان در شادی و غم و در سختی و راحتی کنار هم هستند.
وقتی کسی گرفتاری مالی دارد، حاج‌خانم در جلسه اعلام می‌کند یک نفر ۴ میلیون تومان پول لازم دارد. همه کمک می‌کنند تا این مبلغ فراهم شود و بدون اینکه آن فرد را کسی بشناسد، پول را به دستش می‌رسانند.