احکام دین را مرور میکرد تا بداند در امور روزمره زندگی، چه دستورات دینیای برعهدهاش است. با همین پیشزمینه وقتی در مدرسه مسابقات برگزار شد، رشته احکام توجهش را جلب کرد و با توجه به مطالعاتی که داشت، توانست پنجبار در سالهای متوالی، مقام برتر ناحیه را در این رشته به دست آورد. محمدمهدی زاهدی علاوه براین، حافظ دو جزء قرآن است.
کارنامه تحصیلی سبحان کامیاب، دانشآموز مدرسه امید انقلاب، امسال با دو رتبه در مسابقات ترتیل قرآن و نهجالبلاغه درخشان بسته شد: رتبه سوم مسابقات در رشته ترتیل قرآن و رتبه دوم در مسابقات نهجالبلاغه ناحیه5 آموزش و پرورش مشهد. سبحان حفظ قرآن کریم را از کودکی شروع کرده است و اکنون حافظ پنج جزء قرآن است اما علاقهای که به علوم قرآنی و نهجالبلاغه دارد او را از سالهای ابتدایی تحصیل به دنیای دیگری سوق داده است. سبحان متولد 1388 و دانشآموز کلاس هفتم است.
محمد عرفان بعد از کسب رتبه دوم مسابقات زیرنظر استاد قرآن، دوباره از همان ابتدا حفظ قرآن را با اصول تجوید شروع میکند. دراینباره میگوید: یکبار دیگر با جزء30 قرآن شروع کردم. این مرتبه در کنار حفظ لفظی آیات، تجوید و دیگر قواعد صرف و نحوی را هم یاد گرفتم. سیدعلی مؤمنیان استاد از همان کلاس سوم تا امروز معلم و همراهم بوده است. با توجه به تجربه گذشته، حفظ برایم خیلی آسان شده بود و در مدت چند ماه بیش از نصف قرآن را از بر شدم.
شایانمنش که بین بچههای بهزیستی به خانم اکبری معروف است، تعریف میکند: خانمهای بسیج را به اردوی زیارتی قم و جمکران برده بودم که بچهها زنگ زدند و گریهکنان میگفتند بهزیستی گفته باید مستقل شویم و این موضوع برای ما سخت است. حق هم داشتند. دختر هجدهساله کجا برود و چطور زندگیاش را اداره کند. البته آنطور نیست که بهزیستی درکل رهایشان کند. حمایتهایی دارد اما کافی نیست و این بچهها هم در معرض آسیبهای زیادی قرار دارند. از فکر و خیال، شب خوابم نمیبرد و با خودم میگفتم این چه قانونی است.
مرحوم علی اصغری بیشاز 50سال پیش بود که به این محل آمد. او خیاطی را از مدتها قبل پیش استادانی چون حاجآقا قدیریان و آقای همتیان فراگرفته بود. البته علیآقا از آنها فقط دوختودوز یاد نگرفت، بلکه درس قرآن را هم از آنها آموخته بود. بعد از اینکه خوب این حرفه را فراگرفت، زیرزمین منزلش را مغازه کرد و تا وقتی توان کار کردن داشت، همانجا به خیاطی مشغول بود.
دورهمنشستن خانوادهها، دوستان و هممحلهایها و تلاوت قرآنکریم از رویدادها و جلسات زیبایی است که در هر گوشه شهر میتوان دید؛ جلساتی که برگزاری آنها در دو سال اخیر و با شیوع ویروس کرونا کمرنگ شده بود، اما اکنون بار دیگر احیا شده است و صدای تلاوت آیات قرآن در این جلسات شنیده میشود. جلسه قرآنی «عترت» از همین محافل قرآنی است که حدود چهارده سال پیش در محله سیدرضی تشکیل شد.
فاطمه یکتا با اینکه هنوز 13سال بیشتر ندارد، قرآن بر اخلاق و شیوه زندگیاش تأثیر گذاشته و دیگران به واسطه یاد داشتن قرآن خیلی به او احترام میگذارند. خودش میگوید: هرجا که متوجه تلاشهای قرآنیام میشوند، با احترام بیشتری برخورد میکنند اما فراتر از اینها، خودم به واسطه قرآن آگاهی بیشتری از دنیا و آخرت پیدا کردهام و بهویژه با خواندن سوره واقعه خیلی بیدار شدهام. او به این باور رسیده که بهترین راهنما برایش قرآن است برای همین میخواهد شیوه زندگیاش را براساس آموزههای این کتاب الهی قرار دهد.
پیشینه جلسات قرآن مسجد کرامت مشهد به سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برمیگردد. صبحهای جمعه مسجد کرامت میعادگاه عاشقان کلام وحی بود و پس از قرائت دعای کمیل نیز جلسه قرآن با مدیریت سیدمرتضی ساداتفاطمی برگزار میشد.
در آن سالها که در اوج خفقان رژیم طاغوت سپری میشد، این جلسه با حضور رهبر معظم انقلاب به کانونی برای گردهمایی مردم انقلابی تبدیل شده بود.
سیدعلی حسینی که اکنون 15سال از فعالیتش در قرائت و اذان میگذرد سال گذشته مقام ممتاز مسابقات کشوری نیروهای مسلح را در رشته اذان کسب کرده است. او که متولد 1380 است توانسته مقامهای مختلفی را در مسابقات استانی و کشوری کسب کند. با حسینی از ساکنان محله آبشار همکلام شدیم تا از علاقه و رمز موفقیت خود بگوید.
اینجا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شماره 2 مشهد واقع در پارک کودک است. یکی از مجموعههایی که از سال 47 در همین مکان دایر بوده است و در تمام طول سال برای کودکان برنامههای ویژهای برگزار میکند. بسیاری از والدین با فرا رسیدن فصل تابستان و تعطیلی مدارس به دنبال پر کردن اوقات فراغت کودکان خود هستند، به همین منظور نیز با ثبتنام آنها در کلاسهای مختلف به نوعی میخواهند در کنار ایجاد فضای لذتبخش، بحث آموزشی نیز پیگیری شود. این مرکز با داشتن وسیعترین کتابخانه و کلاسهای فرهنگی و هنری در ایام تابستان کلاسهای خاصی نیز برگزار میکند.
در خانهای نشستهایم که دو حافظ کل قرآن در آن بزرگ شدهاند: امیر و مسعود لعل اول با کارنامهای پربار از فعالیتهای قرآنی. امیر لعل خادم حرم مطهر است و رتبه اول مسابقات بینالمللی روسیه در سال 1396 را دارد. علاوه بر آن، در حوزههای مختلف از حفظ و قرائت تا تدریس و داوری فعالیت میکند. برادرش، مسعود، هم قاری و حافظ کل قرآن است و کلی فعالیت قرآنی دارد. برخی از عروسخانمها و نوهها نیز همین طور. چند جزء از قرآن را حفظ هستند. اینها همه ربط ظریفی دارد به بزرگ خانواده حاج غلامحسین که شصتسالگی را رد کرده است.
طاها حیدری درباره قدم گذاشتن در این مسیر معنوی میگوید: پدرم که حافظ سه جزء قرآن بود، کمک کرد تا روش حفظ را به صورت حرفه ای و پیشرفته بیاموزم. پس از حفظ جزء سی ام قرآن، سال سوم دبستان در مسابقات حفظ جزء سی ام در ناحیه 3 آموزش وپرورش شرکت کردم و رتبه برتر مسابقات را به دست آوردم. کلاس چهارم بودم که دو جزء 1 و 29 قرآن را هم حفظ کردم. در سالهای چهارم و پنجم دبستان نیز رتبه اول مسابقات حفظ قرآن درناحیه 3 آموزش وپرورش را کسب کردم.
سیدمحمد باقرزاده درباره طرح مدارس شهدایی توضیح میدهد: ایده اولیه کار از مسجد قمر بنی هاشم(ع) واقع در هاشمیه62 شروع شد. بچهها در حال بازی بودند و من برای نماز رفته بودم. یاد حدیث پیامبر(ص) افتادم که میفرمایند اگر میخواهید دعایتان مستجاب شود بچهها را دور خودتان جمع کنید، دعا کنید و آنها آمین بگویند. یک بسته شکلات خریدم و آنها را جمع کردم و به آنها گفتم من دعا میکنم، آمین بگویید، من هم به شما شکلات میدهم. این شکلاتدادن همانا و جمعشدن بچهها همانا و جلسه قرآن بزرگی تشکیل شد.
زهرا ساعی دوازدهساله و دانشآموز کلاس ششم دبستان هدی در منطقه آموزشی تبادکان است و به نقاشی علاقه زیادی دارد. جز این، او گویندگی، صداپیشگی و مجریگری هم از دستش برمیآید، به قول مادرش وقتی زهرا صحبت میکند انگار که صدای رادیو باز است و مجری شما را مخاطب قرار داده است. زهرا با اینکه سنوسالی ندارد در نقاشی مهارت خوبی دارد.
آسیه آقایی دانشآموز سال دهم رشته علوم تجربی و راهیافته به مرحله دوم المپیاد کشوری کامپیوتر در این سال تحصیلی است که در سالهای گذشته هم با عناوین مختلف علمی، هنری، ورزشی و دینی جزو دانشآموزان موفق و پرتلاش بوده است. آسیه دوره دبستان خود را در یکی از محلات کمبرخوردار گذراند و خانواده او برای دوره متوسطه اول به محله رضاشهر نقل مکان کردند تا او بتواند از تحصیل در مدارسی با سطح بالاتر برخوردار شود.
دختر فعال محله فرهنگیان اردیبهشت امسال وارد 18سال شده است و در ابتدای جوانی مسئولیت سه تشکل مهم مدرسه برعهده اوست. فاطمه فلاح، نماینده استان خراسان رضوی در مجلس شورای دانشآموزی کشور، رئیس کنگره همفکری بسیج دانشآموزی در استان خراسان رضوی و مسئول انجمن اسلامی مدرسه فرهیختگان در استان خراسان رضوی است. او امیدوار است با همت، تلاش و حمایتهای پدر و مادرش انسانی مؤثر برای کشور، خانواده و خودش باشد.
علیاصغر و محمدحسین دو برادر ساکن محله الهیه هستند که در خانوادهای مذهبی متولد شدهاند اما هیچوقت پدر و مادرشان آنها را به حفظ قرآن مجبور نکردهاند. علت علاقهمندشدن این برادران به حفظ آیات الهی برمیگردد به زمانی که علیاصغر 9سالش بود و در کنار مادر، حفظ سورههای کوتاه جزء30 قرآن را آغاز کرد. او مدتی بعد در مسابقات دانشآموزی حفظ قرآن کریم در ناحیه و شهر مشهد عنوان اول را کسب کرد و همین موضوع او و سپس محمدحسین را به حفظ قرآن علاقهمند کرد.
در سکوت خبری که همه در تعطیلات نوروز به سر میبرند، خبر شهادت هادی در هیچ روزنامهای درج نمیشود و در کانالهای تلگرامی و صفحات اینستاگرامی میان تبریکات نوروز گم میشود. در اتفاقی 2 درجهدار ناجای کلانتری سناباد شهید میشوند، هادی عزتی و هادی صفایی. به خانه عزتی میرویم. اگر قبل از این یک نفر اسمش هادی بود، حالا کافی است این نام را از زبان هر کسی بشنوند تا نگاهشان به آن سو بچرخد و یک جستوجوی ناکام را آغاز کنند. انگار قرار است هادی برگردد. آنها همه پر از هادی شدهاند و لحظهای از نبودش غافل نیستند.
دوران کودکی و نوجوانی خود را با تلاوت قرآن و آموختن صوت و لحن آن گذراند اما در بیستوچهارسالگی بنا بر عهدی که با امام زمان(عج) بست، تصمیم گرفت حفظ آیات کلامالله مجید را شروع کند. پایبندی به عهدش باعث شد تا فقط در 75روز، 20جزء قرآن کریم را حفظ کند. موضوعی که حیرتانگیز است و باعث شد تا با احمد گریوانی جوان بیستوپنجساله متولد روستای گریوان نزدیک شهرستان بجنورد که چند ماهی است ساکن محله آبشار شده است، همصحبت شویم.
پرویز خالقپناه میگوید: هر خطاطی برای آنکه حق خود را به این هنر ادا کرده باشد قرآن، شاهنامه، بوستان یا دیوان حافظ کتابت میکند تا به یادگار بماند. من نیز سالهاست که آرزوی کتابت قرآن را دارم و حتی چندسال قبل یکی دو مرتبه آیاتی از قرآن را هم نوشتم اما مشکلات اجازه نمیداد. حالا هم که در هشتادویکسالگی دیگر نوری در چشمانم نمانده است و دستانم قوت گذشته را ندارد بعید میدانم که بتوانم به این آرزویم برسم.