قرآن - صفحه 22

زن اهل اینجا نیست ولی خانه فدوی را می شناسد. یک «یا حسین» روی دیوار مطمئنمان می کند که باید در همین خانه را محکم بکوبیم. در زدن حاصلی ندارد جز هجوم سؤال های متوالی در ذهنمان که همسایه ای از راه می رسد! این بار از حاج آقا واله می پرسیم. می خواهیم بدانیم که این شهر او را می شناسند یا نه. «خدا رحمتش کند»، «برای تشییع جنازه اش مشهد هم رفتم.» و چیزهایی از این دست زیاد گفته می شود. کمی که جلوتر می رویم، سؤالمان عوض می شود: «آیا در این شهر کسی هست که او را نشناسد؟»
حاج آقای واله یک مسلمان واقعی بود؛ تسلیم محض. از خودش اختیاری در برابر پروردگار حس نمی کرد. این حرف ها را من نه از باب اینکه پسرش هستم که از طرف شاگردی درباره معلمش می‌گویم. مثلا وقتی می خواست خانه‌اش را بسازد معمار گفته بود سقف خانه کوتاه است. گفته باید 20سانت دیگر این سقف برود بالا. او گفته بود نه. همین جوری درست کنید. به معمار گفته بود من با این کار به اندازه 20سانت جلوی آفتاب همسایه را می گیرم. هرکاری کردند نتوانستند او را راضی کنند. زمانی که می خواستند قیر گرم کنند می گفتند توی حیاط نه، همسایه ها آزار می بینند، بروید توی زیرزمین.
پاییز 1307 حسینیه آماده و هیئت آل طه در این مکان تأسیس شد، از همان زمان تاکنون شب‌های جمعه روضه سید الشهدا(ع) و صبح‌های جمعه دعای ندبه برقرار بوده است. بعد از حیاط حسینیه اتاق‌های اطرافش ساخته می‌شود. آن‌زمان حسینیه‌ها داخل خانه‌ها بودند، بدین صورت که دور تا دور، خانه و وسط، حیاط قرار داشت که از فضای حیاط برای حسینیه استفاده می‌کردند. پدربزرگم از قفقاز به مشهد مهاجرت کرده بود و دوستان ترکش پای ثابت حسینیه بودند به‌طوری‌که همان اول کار هیئت 200نفره برپا شد.
مریم زارع‌دوست، حافظ کل قرآن و دارنده مقام اول کشوری در رشته حفظ قرآن کریم، از جمله کسانی است که به بیماری کرونا مبتلا شده و روز‌های سخت قرنطینه خانگی را با قرائت و نوشتن قرآن تحمل و سپری می‌کند. خانم زارع‌دوست بعد از ۴۰ روز تحمل درد و رنج بیماری، کرونا را شکست می‌دهد. یادگاری این روز‌های قرنطینه برای وی و خانواده‌اش، قرآن دست‌نویسی است که او به همراه فرزندش (علی رضایی) نوشته است. مریم زارع‌دوست قصد دارد به پاس خدمات بی‌دریغ و جان‌فشانانه کادر درمان، این قرآن را به پرستاران تقدیم کند.
خانم مهین خدیوی‌زند می‌گوید: پدرم که آن سال فوت شد من صندوق را برعهده گرفتم و عزمم را جزم کردم که رد خوبی‌های او را دنبال کنم. یکی از دوستان پدرم به نام آقای پرویز احمدی که در نخریسی صندوق مالک‌اشتر را داشت به من گفت: شما که این‌کار را به عهده گرفته‌اید برای اینکه زحمات پدرتان هم حفظ شود، از اعضای صندوق بخواهید که به غیر از ۱۰۰ تومانی که برای صندوق قرض‌الحسنه پرداخت می‌کنند، نفری ۳۰ تک تومانی در ماه برای خیریه پرداخت کنند تا از این طریق بشود دردی از نیازمندان دوا کرد.
برادر بزرگترم برایم تعریف می‌کرد که وقتی رهبری به دنیا آمدند پدرم با مرحوم آیت الله خامنه‌ای در بالاخیابان روبه رو شدند. ایشان به پدرم گفتند: خداوند به من پسری عطا کرده است که اسمش را «علی» گذاشتم. پس از آن پدرم را به منزل آیت‌الله سید هاشم میردامادی، پدربزرگ رهبری، دعوت کردند تا در گوش فرزند نورسیده‌شان اذان و اقامه بگویند.
شرح فعالیت‌هایش را که بشنوی به‌سختی می‌توانی سن و سال کمش را باور کنی. ١٢سال بیشتر ندارد اما در همین سن و سال به فعالیت‌های متفاوتی پرداخته و در هر کدام مهارتی را کسب کرده است. عروسک‌گردانی را از همان دوران کودکی دوست داشته و چند تئاتر عروسکی را توی مدرسه به روی صحنه برده است. در همین دوران قرنطینه اوقات فراغتش را به حفظ قرآن پرداخته و حالا حافظ کل قرآن است.
حدود ۳۰ سال است که در حوزه قرآن و مداحی فعالیت می‌کنم؛ تفسیر، تدبر در قرآن، تلاوت، تجوید، قرائت، روخوانی و حفظ (سوره‎‌های کاربردی نظیر: یس، الرحمن، تبارک، واقعه، جمعه و...) فعالیت‌هایی هستند که در طول این سال‌ها به آن‌ها پرداخته‌ام. آن اوایل در یک مجموعه‌ای با نام مکتب حضرت سکینه (س) در بولوار ابوطالب مشغول شدم. انواع فعالیت‌های فرهنگی، آموزش قرآن و... را در آن برگزار می‌کردیم. مدتی که گذشت، مکتب جمع شد و من ادامه کلاس‌ها و دوره‌ها را در منزل شخصی خود برگزار کردم.
از همان دوران کودکی با قرآن انس می‌گیرد و آرزوی حفظ آن در وجودش شکل می‌گیرد. مدتی از این آرزو دور می‌ماند تا اینکه عزمش را جزم می‌کند و ظرف یک سال و نیم می‌تواند حافظ کل قرآن شود. زهرا ملکی بیرجندی متولد سال ١٣٨١ ساکن محله اسوه‌های دفاع مقدس، حالا علاوه‌بر حفظ قرآن، مدرک مربیگری‌اش را هم گرفته و حفظ قرآن را در مسجد شهرک پردیس به بچه‌ها رایگان آموزش می‌دهد تا به قول خودش زکات علمش را بپردازد.
وقتی قرآن می‌خواند از طنین صدایش کودک و پیر به ذوق می‌آیند. تفاوتی هم ندارد شنونده‌ قرائت او دانش‌آموزان یک مدرسه در سیدی باشند یا رئیس جمهور و حتی سردارشهید قاسم سلیمانی. سینا فتحی دانش‌آموز و قاری برتر کشوری ساکن در محله سیدی، هنگامی که کلام خدا را با صدای دلنشینش می‌خواند مخاطبانش را تحت تأثیر کلام خدا قرار می‌دهد.
حبیب‌پور که 61بهار از زندگی‌اش می‌گذرد دراین باره توضیح می‌دهد: دوست داشتم همراه با دوستانم به عشق امام حسین(ع) و دیگر اهل بیت در هیئت‌ها سینه بزنیم و عزاداری کنیم، اما آن‌طور که باید فضا مهیا نبود. برای همین به همت بچه‌های تپل‌محله هیئتی تشکیل دادیم و کودکان بسیاری را دور خودمان جمع کردیم. مادرم در این مسیر خیلی به من کمک کرد. مراسم عزاداری را در خانه برگزار می‌کردیم.
شیوع کرونا در 2سال گذشته فشار زیادی بر اقشار آسیب‌پذیر آورده است. در این بین مؤسسه‌ها و نیکوکاران زیادی به کمک این بخش از جامعه آمدند تا همه بتوانند در کنار یکدیگر این روزهای سخت را پشت سر بگذارند. زهرا توکلیان حقیقی، مدیر و مؤسس مؤسسه قرآن و عترت دانش‌آوران در محله جلالیه، توانسته با کمک خیران، مؤسسه خیریه امام زمان(عج) را تأسیس کند و به بیماران صعب‌العلاج در دوران کرونا کمک برساند.
6سال بیشتر نداشته که به حفظ و قرائت قرآن علاقه‌مند می‌شود. از آن روز تا حالا حداقل 2ساعت در شبانه‌روز را به تلاوت قرآن اختصاص می‌دهد. معتقد است بیشترین آرامش را در زندگی قرآن به او هدیه داده است. در این شماره با سجاد دانشور، نوجوان ١5ساله‌ای گفت‌وگو کرده‌ایم که تا به امروز موفق به حفظ 9جزء قرآن شده است.
خدیجه بلقوریان، حافظ کل قرآن، تاکنون ۲۰ نفر از بانوان محله رسالت را به افتخار حافظی کلام وحی رسانده است.
در‌حالی‌که صحافی‌ها هرسال در حال ازدست‌دادن مراجعانشان هستند، صحافی ابوالقاسم ابویی‌مهریزی به‌عنوان یکی از قدیمی‌ها در مشهد تلاش می‌کند با ارائه خدمات متنوع، مشتری‌های خود را حفظ کند و حوزه کاری‌اش را گسترش دهد. متنوع‌ترین خدمتش هم صحافی قرآن و ادعیه‌ها با ضمانت است؛ کاری که خیلی از صحاف‌های مشهد به‌علت وقت‌‌گیری زیاد و اجرت کم انجام نمی‌دهند، اما استاد مهریزی با سفارش‌گرفتن از مشهدی‌ها و دیگر شهرستان‌ها سالانه حدود 3000قرآن را در کنار دیگر سفارش‌هایش صحافی می‌کند.
محمدرسول پاینده می‌گوید: اگر همراهی و حمایت‌های پدرم نبود امکان حضور در کلاس‌ها را نداشتم. ما هر روز عصر با همدیگر به محل آموزش کلاس‌ها می‌رفتیم. پدرم همان جا می‌ماند، تا زمانی که کلاسم تمام می‌شد. گاهی نیمه‌های شب به خانه می‌رسیدیم. بعد از 5سال موفق به حفظ کل قرآن شدم.
سال تحصیلی 99 با تمام فرازوفرودهایش به پایان رسید. سال تحصیلی‌ای که بیشتر آن در سایه کرونا و درس و کلاس‌های آنلاین گذشت. در این بین آنچه که مهم است دانش‌آموزانی هستند که نهایت تلاششان را می‌کنند تا بهترین نتیجه‌ها را به دست آورند. به سراغ 8دانش‌آموز برتر مدرسه متوسطه اول هاشمی‌نژاد3 رفتیم که سال گذشته را با آزمون‌های مجازی پشت سر گذاشتند و در المپیادهای مختلف استانی خوش درخشیدند.
زینب کاظمی نوجوان 17ساله محله رضائیه است. او حافظ 10جزء قران است و در المپیاد ریاضی هم مقام دارد. جریان حفظ قرآن به 11سالگی‌اش برمی‌گردد، زمانی که در کلاس‌های مرکز جامعه‌المصطفی شرکت کرد چون پدرش طلبه این مرکز بود، اما در ادامه خودش شیفته این مسیر معنوی شد.
این مقام‌ها که روزی برای محمدرسول در حد دریافت جایزه ارزش داشت، اکنون روزنه امیدی است تا فراتر از کسب جایزه و مقام به فکر انجام رسالتش که از نظر خودش زمینه سازی ظهور است، باشد. او دیگر دغدغه دریافت جایزه را ندارد، می‌خواهد آن‌قدر اطلاعاتش را افزایش دهد تا سربازی برحق برای امام زمانش(عج) باشد و فراتر از دعا برای ظهور، گامی عملی در این راستا بردارد.
حمید حق‌طلب در طول سال‌ها قرائت قرآن، هدایای مادی و معنوی بسیاری دریافت کرده است، اما بزرگ‌ترین آرزوی او رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن است. می‌گوید: چندین سال قبل که در یکی از جلسات قرآنی در حال تلاوت قرآن بودم، یکی از حاضران در آن مجلس تشویقم کرد و هزینه یک سفر زیارتی به کربلا را به عنوان هدیه به من داد، به برکت قرآن این سفر زیارتی نصیبم شد و توانستم در کنار حرم امام‌حسین(ع)، امام علی(ع) و دیگر عتبات مقدسه کشور عراق به تلاوت قرآن بپردازم اما هنوز آرزومند رفتن به مکه و تلاوت قرآن در محل نزول قرآن هستم.