از زمانی که به این محله آمدیم به رصد کردن مشکلهای بانوان که همیشه دغدغهام بود پرداختم. در این محله چند مشکل وجود دارد، اول خشونتهای خانگی بعد هم فقر فرهنگی، اعتیاد و مشکلهای معیشتی. به این نتیجه رسیدم که اگر روی فرهنگ و توانمندسازی دختران و مادران کار کنم مشکلها کمتر خواهد شد زیرا معتقدم در صورتی که بانوان و دختران باسواد در جامعه بیشتر باشند میتوانند بایدها و نبایدها را در تربیتشان لحاظ کنند.
کوچه شهید علیمردانی 13 و کوچههای مجاور به بیستمتری طلاب اتصال دارند. گرچه نام شهیدعلیمردانی که ساکن این محدوده بوده، بعد از شهادتش بر آن نشسته است، هنوز به کوچههای بیستمتری شهرهاند، بهخصوص برای قدیمیها. روایت کوچه را با این پیشزمینه مرور کنید که بین قدیمیها، کوچه هنوز به میلان معروف است.
داستان زندگی عباسعلی دلاور، اولین کسی که در منطقه جدید شهری و تازهساز قاسمآباد در اوایل دهه هفتاد، سوپرمارکت به معنای مدرن و امروزی آن ایجاد کرد و برای اولین بار در این منطقه فروشگاههای زنجیرهای را راه انداخت، از جایی در مرز ایران و ترکمنستان آغاز میشود. روستایی خوش آب و هوا و تاریخی به نام «رباط» که دقیقترش میشود «پایین بخش قوشخانه شهرستان شیروان استان خراسان شمالی».
«حنانه قاسمی» دختر 10ساله محله امام خمینی دو جزء قرآن را ظرف دو سال حفظ کرده است. پدر و مادر حنانه هر دو مربی قرآن هستند و این امر در تربیت و حفظ قرآنی دخترانشان نقش بسزایی داشته است. الگوی او در قرائت «حنانه خلفی» است، دختری که همنامش و حافظ کل قرآن کریم است و دوست دارد روزی مانند او قرائتی زیبا داشته باشد.
نازنین نوروزی 16سال دارد. او از 14سالگی متوجه استعداد و علاقهاش به نقاشی و طراحی میشود. حالا دانشآموز رشته گرافیک در هنرستان شده و در این مدت کوتاه آثار زیادی بر روی شیشه، بوم، پارچه و سفال کشیده است. نازنین در تفسیر قرآن هم رتبه اول استان را در بین مدارس دارد. به جز اینها به نوشتن هم علاقه دارد و بهطور افتخاری برای روزنامه جام جم در ضمیمه «نوجوانه» آن مینویسد.
رسول عبدی، نوجوان هفدهساله میگوید: حفظ قرآن غیر از استعداد و علاقه، نیاز به تلاش هم دارد. من سال اول با 5جزء حفظ را شروع کردم، سال دوم با سرعت بیشتری پیش رفتم و 10جزء را حفظ کردم و در سال سوم بیش از 25جزء قرآن را از بر شدم. اکنون در سال چهارم، هدفم این است بتوانم تمام قرآن را حفظ کنم تا برکات آن بیشتر به زندگیام روشنایی ببخشد.
قرآنهای موجود در کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی از زمان ظهور اسلام تا عصر حاضر نگاشته شده و با انواع خط، به نقش و نگارهای زیبا در ابعاد و اشکال مختلف مزین شده است.از دل این قرآنها که ارادتمندان به آستان حضرت رضا(ع) در ادوار گذشته آنها را وقف کردهاند، میتوان تاریخ کتابت در اسلام را مرور کرد.
زهرا فاطمی و فاطمه رضایی دو دانشآموز نوجوان شهرک شهید رجایی هستند که به تازگی در مسابقات دانشآموزی قرآن، عترت و نماز در سطح ناحیه 5 آموزش و پرورش کسب کردهاند.
در یک خانواده کمجمعیت بزرگ شده و صدای قرآن همیشه در خانهشان بلند بوده است. پدرش شغل شریف پاکبانی دارد و مادرش از جانودل برایش مایه میگذاشته است؛ مادری که در کنار صبوری، مشوق او در درسها و برنامههای قرآنیاش نیز هست. همه اینها زمینهای را فراهم کرده است تا فاطمه سجادی حالا در هفدهسالگی حافظ 8جزء قرآن باشد.
اولینهای بسیاری از محلات منطقه ما به همین چند سال پیش برمیگردد؛ اولین هیئت مذهبی، اولین جلسه دوره قرآن، اولین گروه همسایگان محله و... . محمد حسینپناه یک جوان دهه شصتی و مبتکر برخی از این اولینهای خیابان تقویه است. او در تشویق و جذب جوانان کمسن و سال به پایگاههای بسیج مساجد منطقه12 نقش بسزایی را ایفا کرده است.
اگر گذرتان به محله مهرآباد بخورد خواهید دید از خیلی خانههای آن صدای قرآن و دعا به گوش میرسد و تابلو هیئتها و جلسات تقریبا در هر کوچهای نصب است.
35سال مؤذن مسجد گوهرشاد بود و بهواسطه صدای خوش و فعالیتهای قرآنیاش به شیخالقراء شهر معروف شد. احمد مهرمشهدی، معروف به افخمی، تاریخ زنده 100سال اخیر مشهد است. کسی که از مجالس سنتی قرآن مرحوم عابدزاده و مسجد کرامت گرفته، تا مبارزات انقلابی چهرههایی چون شهیدان آستانهپرست و نوابصفوی و همچنین رهبر معظم انقلاب را به یاد دارد.
سروش عظیمی رئیس هیئت مدیره جوان مؤسسه قرآنی اظهرالجمیل الاعلی میگوید: بیش از ۳۰ قاری و حافظ ممتاز تربیت کردهایم. هم اکنون تعداد قرآن آموزان حاضر و مشغول در مؤسسه در بخش برادران و خواهران، در بخش مجازی و حضوری، بیش از ۲۰۰۰ نفر است که با توجه به شناخته شدن فعالیتهای مؤسسه در شهر و رغبت خانوادهها به تربیت قرآنی و پرورش استعدادهای فرزندانشان، تعداد علاقهمندان روز به روز در حال افزایش است.
اهالی محله فاطمه هنرمند گلشن را به عنوان جوان فعال اجتماعی، فرهنگی و مذهبی محله امیرالمؤمنین(ع) میشناسند. او مسئول فرهنگی پایگاه بسیج ریحانه النبی(س) در مسجد حضرت ابالفضل العباس(ع) و مربی کودکان این پایگاه است. فاطمه خانم توانسته در دو سال گذشته مربی خوبی برای 40کودک محلهاش باشد و از طرف ناحیه مقاومت بسیج میثم به عنوان مربی برتر تجلیل شود.
غلام عباس کیهانیمنش آرایشگر قدیمی محله پورسینا است که حالا آرایشگاهش چند وجب بیشتر جا ندارد، همه محله قبولش دارند و همیشه خدا مشتری دارد. او چند سالی است که عضو پایگاه شهید کاوه این محله شده و کار افرادی را که از طرف پایگاه معرفی شوند رایگان راه میاندازد.
پدرم حاج علیاصغر، قاری قرآن است و به همین دلیل همیشه در خانه ما صوت قرآن پخش میشد و فضای منزل معطر از آن بود. مادرم نیز در زمان بارداری بسیار قرآن میخواند. سال 76در محله طبرسی به دنیا آمدم. بعد از تولدم باز هم نوای قرآن در خانه ما شنیده میشد. در چنین شرایطی قد کشیدم. به خاطر دارم در شش سالگی در یک جلسه قرآن خانگی سوره تبت را در حضور دیگران تلاوت کردم. پدرم وقتی علاقه و اشتیاقم را دید من را در ششسالگی نزد آقامصطفی و حاج محسن کارگر برد و از آنها خواست تا قرائت قرآن را یادم دهند.
مسجد امام جعفرصادق(ع) اوایل انقلاب با همت اهالی کلاهدوز ساخته شد. آنها زمینی برای ساخت مسجد خریدند و با یاری یکدیگر ظرف 2 سال آن را بنا کردند. مسجدی که امروز با فعالیتهای بسیارش توانسته اهالی محله را مانند قدیم در کنار هم حفظ کند.
«هنر این است که از گوشت یخزده برزیلی بهترین چلوگوشت دنیا را درست کنی!» این مثال را از لابهلای تجربههایش بیرون میکشد تا نقب بزند به دغدغه اصلیاش و پشتبندش میگوید: «کار سخت هم این است که بتوانی از بیعلاقهترین شاگرد، بهترین قاری را بسازی!» توی جیبش کلی از این مثالها دارد که لابهلای حرفهایش رو میکند.
دلسپردگیاش به آیات نورانی موجب شده بود رؤیاهایش با بسیاری از همسن و سالانش متفاوت باشد. تلاوت در حرم اباعبدا...الحسین(ع) در کربلا یکی از همان رؤیاهای شیرین بود که ابتلایش به سرماخوردگی آن هم دقیقا در روزی که مهمترین اجرا را در تمام سالهای فعالیتش داشت، اتفاق عجیبی برایش رقم زد که برای همیشه در ذهنش ثبت شد...
امیرمحمدخالقی دارای رتبه اول کشور در جشنواره ترنم وحی سال 99و نیز رتبه دوم جشنواره تلاوتهای مجلسی کشور در سال گذشته است. همچنین عضو و یکی از تکخوانهای گروه بین المللی تواشیح «شمس الهدی مشهد» است.