محمدرضا حمیدی، از معدود بازماندگان هنر نقاشی قهوهخانهای میگوید: شاهنامه در برخی دورهها فقط با کمک نقاشی در ذهن مردم زنده ماند، این نقاشی در دورهای برای مردم، حکم رسانه فرهنگی و ادبی را داشته است.
رضا خوری معتقد است حتی اگر در یک گوشه از حرم بهتنهایی مشغول مداحی باشی، حضرترضا (ع) صدایت را میشنود و مزدت را میدهد.
او میگوید: روزهای اولی که به مدرسه رفتم، سرمشقهای درسی را با دقت درست شبیه سرمشقهای خانم معلم مینوشتم. خانم معلم پی به استعدادم درزمینه خوشنویسی برد.
جلال مقدم میگوید: هدف من از هنر معرق، القای یک حس بود، حسی شاید شبیه نشان دادن هر چند کوچک یک ارادت به پروردگار، ائمه اطهار (ع)، واقعه عاشورا برای همین دست به خلق تابلوی زیارت زدم.
لیلا محمدزاده که مدیر مدرسه سوم شعبان ۲ و برگزارکننده این نمایشگاه است، میگوید: تاکنون برای معلولان بازارچه دایر شده است، اما تابه حال بازارچه مخصوص ناشنوایان ندیده بودم؛ بههمیندلیل تصمیم گرفتیم محصولات این بچهها را نیز در بازارچهای به نمایش بگذاریم.
برگزاری نمایشگاه «بافتنی با قلاب» برای آیدا قدوسی، حکم بهحقیقتپیوستن یک باور را داشت. او باور دارد وقتی مشغول بافتن است، دغدغههایش را فراموش میکند و فکرش آزاد میشود.
اولین تابلوی نقاشی امام خمینی به دست مرتضی روحانیمشهدی کشیده شده است، هنرمندی که از حرفه آهنگری آغاز کرده و بعدها در مغازه تابلوسازی، نقاشی را یاد میگیرد.
روایتی از سپیده و سحر عینالله قضایی که رشته تحصیلیشان «سراجی» است و بهدلیل عجینبودن با روحیات هنریشان و به پیشنهاد برادرشان آن را انتخاب کرده و حالا در این رشته به درآمدزایی خوبی رسیدهاند.
رضا صولانی میگوید:من لیاقت این را داشتم که دستهای من زیر پای مسافر و زوار امامرضا (ع) باشد؛ هم اویی که به نشان ارادت، همان سنگها را میبوسد و پیشانیاش را هم روی آن سنگها میگذارد.
عبدالحسین مهدویمقدم ۵۰ سال سابقه در هنر گلدوزی دارد. او بیش از ۱۰۰ اثر هنری در قالب تابلو، پرده و پرچم تولید کرده که برخی از آنها در ایران و خارج از کشور به فروش رفته است.
مهین بهرامیه بانوی هنرمند محله ایثارگران مشهد میگوید: بیشتر ساعات شبانهروز را پای دار قالی میگذرانم. با گلهای قالی حرف میزنم و قربانصدقهشان میروم که چقدر زیبایند، اگر چند ساعت آنان را رها کنم، دلتنگی غریبی پیدا میکنم.
محسن احمدیانفر میگوید: الان برای بهدستآوردن مقام باید بتوانیم با انواع سبکها بخوانیم؛ پس لازم است که با چند استاد مختلف کار کنیم. من به سبکهای مختلف میخوانم، اما سبک اصلی من روش استاد مصطفی اسماعیل است؛ به این دلیل که عامهپسندتر است.
وقتی هنوز خبری از رایانه و فتوشاپ و دیگر نرمافزارهای گرافیکی نبود و اصلا کسی نمیدانست که بنر چیست و با آن چه میکنند، پردهنویسها آقایی میکردند. «محمود فدایی» جزو آخرین نسل پردهنویسهاست؛ کسی که بعد از ۴۷ سال هنوز دست از کارش نکشیده است.
ایده الناز نادره، او را منتخب جشنواره استانی جابربنحیان کرد.
پروین تیزدست هنر گل سازی را از ۲۰ سال قبل یاد گرفته و تا مدتها زندگیاش را با همین هنر میچرخانده است.
موذنی، آغازی شد برای ورود رضا خراسانی به دنیای اصوات و صداهای پرطنین. او تنها مدرس آواز دارای کارت صلاحیت تدریس از وزارت فرهنگ و ارشاد در خراسان است.
زهرا اطهری، هنرمند محله سیدرضی معتقد است آدمها باید استعداد و علاقه خودشان را پیدا کنند.
محمد بافندگانسمائی میگوید: روزگاری بیشتر از پانصدفیروزهتراش در مشهد مشغول به کار بودند. در بازار ناصریه ۲۰۰ تا ۲۵۰مغازه فیروزهتراشی بود. در خیابان خسروی نو هم روبهروی بازار سرشور کار میکردند.
محمدرضا مومنیفر، انگشترساز محله فاطمیه خوشنویسی و موسیقی را نیز فراگرفته است.
اسماعیل کفاش، معروف به «داییعلی»، بیش از دو دهه از عمر خود را در حرفه شعبدهبازی گذرانده است. او بلد است که چطور مردم را سرگرم کند و برای لحظاتی، تماشاچیان را از دنیای پردغدغهشان دور کند.