از موذنی در محله سعدآباد تا خوانندگی در صداوسیما
از زمانی یاد میکند که ده، دوازده سال بیشتر نداشت؛ از روزهایی که همآوای موذن محله، به تقلید او، صوت اذان را در حیاط خانهشان سر میداد و جماعتی را از نماز ظهر و عشا باخبر میکرد. از زمانی که تشویق خانواده و همسایهها او را به راهی متفاوت، اما جذاب هدایت و مسیر زندگیاش را به کلی عوض کرد.همین موذنی، آغازی شد برای ورود رضا خراسانی به دنیای اصوات و صداهای پرطنین.
۱۹ ساله بود که به پیشنهاد چند نفر از دوستانش، قطعهای عرفانی را در یک مهمانی خصوصی اجرا کرد. از قضا حضور هنرمندی در این مهمانی باعث میشود رضا به عالم موسیقی و الحان علاقه بیشتری پیدا کند و راهی شود برای انگیزه بیشتر او برای ورود به این وادی. در آغازین روزهای فصل بهار به سراغ یکی از هنرمندان محلهمان رفتیم تا گپ و گفتی هنری با وی داشته باشیم. رضا خراسانی متولد سال۱۳۴۵هجری خورشیدی در مشهد و از هممحلهایهای ما و ساکن محله سعدآباد است.
۲۳سال پیشینه هنری و بیش از ۱۰ سال سابقه تدریس رسمی آواز در مشهد و تهران، تنها مدرس آواز دارای کارت صلاحیت تدریس از وزارت فرهنگ و ارشاد در خراسان، عضو درجه یک خانه موسیقی تهران، عضو کانون مدرسان ایران، خواننده صدا و سیما، اجراکننده برنامههای متعدد آوازی در سیمای جمهوری اسلامیایران و شبکه جام جم و کنسرتهای گوناگون از سال۷۲ شناسنامه کاری او را رقم میزند.
ارثیهای به نام صدا
آقارضای ۴۷ ساله ما که سابقه شرکت در برنامههای مختلف صدا و سیما و اداره ارشاد خراسان را نیز در کارنامه کاری خود دارد، رشته سخن را با ما باز میکند و میگوید: از موقعی که خودم را شناختم متوجه شدم که صدایم خوب است؛ چون هر وقت که میخواندم دیگران مرا تشویق میکردند و این موضوع موجب دلگرمیمن میشد.
این را از همان ابتدا متوجه شده بودم که این صدا گوهری است الهی که از طرف خداوند و از خانواده مادری به طور ارثی به من رسیده است.
او دوباره از همان شب مهمانی یادی میکند و میافزاید: آن شب آن مهمان، یک نشانی به من داد تا به آنجا مراجعه کنم. آن مکان جایی نبود جز اداره ارشاد اسلامیواقع در چهارراه استانداری که در سال۶۵ پایم به آنجا باز شد. استاد صحاف تست صدایی از من گرفت و من هم تصنیف «خواهم که بر زلفت/ هر دم زنم شانه» را خواندم که این تصنیف مورد لطف و تشویق استاد قرار گرفت.
از آن زمان افتخار حضور در کلاس آواز را پیدا کردم. خراسانی که حالا برای خود کلاسهای تدریسی هم دارد، ادامه میدهد: به هر حال بهترین سالهای جوانی من با آواز و فراگیری ردیفها و گوشههای موسیقی ایرانی سپری شد که حاصل آن آشنایی با تمام این ردیفها بود.
هنرمند باید سالم باشد. بسیاری اوقات کوهنوردی را انتخاب میکنم تا بیشتر با انعکاس صدایم آشنا شوم
شاگردانم پر شمار است
خراسانی در ادامه راه موسیقیاش همدم استادانی میشود که سهم زیادی در پیشرفت کارش داشتهاند و با کمی تامل از سالهای اولیه موسیقیاش میگوید: با همین نگاه، شاگردان بسیاری را برای ردیفخوانی از جمله بسیاری از مداحان جامعه قرآنی فن بیان آموزش دادم.
خراسانی که سالها در محله سناباد به دنبال پرورش شاگردانش بوده است، زندگیاش را به دو دوره تعلیم و آموزش تقسیم میکند و ادامه میدهد: با پول نمیتوان صدا خرید؛ افراد بسیاری به دنبال این هستند که برای نامآورشدن با پول موفقیت به دست آورند، ولی متاسفانه پس از مدتی میفهمند که با این روش به هدف خود نخواهند رسید.
هنرمند باید سالم زندگی کند
زندگی استاد خراسانی فقط معطوف به موسیقی نیست و در به زندگی ورزشیاش نیز اشاره میکند و میگوید: هنرمند باید سالم باشد؛ به همین دلیل بسیاری اوقات برای تفریح، کوهنوردی را انتخاب میکنم تا بیشتر با انعکاس صدایم آشنا شوم. او در ادامه کمی از پیشینه آواز ایرانی سخن به میان میآورد و میگوید: پیشینه آواز بهعنوان یکی از کهنترین گنجینههای ایران، به ۱۴۰۰سال پیش از میلاد برمیگردد.
آواز، نغمهای است که از اصوات پیدرپی موسیقایی با فاصلههای منظم تشکیل شده و آن را با لحنی دلنشین میخوانند و از آن لذتی حاصل میشود. آواز، ترکیبی از جسم و ذهن است. آواز و ردیف ایرانی بسیار تودرتو و پیچیده است و فقط در درازمدت و با ریاضت و تجربه میتوان به آن دست یافت. این استاد هممحلهای ما که کلاسهای ویژهای برای مداحان شهر برگزار میکند، ادامه میدهد: آواز، قالب نمیپذیرد و هرکس با رنگ و طنین و کششها و لطافتهای خود آواز میخواند.
از شعر تا آواز
او اهمیت شعر را در آواز، بسیار زیاد عنوان میکند و میگوید: اول باید خواننده با شعر آشنا باشد و بارها به صورت ساده یا دکلمه آن را بخواند تا بر شعر تسلط یابد. هر خواننده باید مشاور ادبی داشته باشد و نیز یک خواننده باید در کششها و تکیههای شعر دقت لازم را به خرج دهد، وگرنه آواز نامفهوم میشود و برای شنونده نازیبا جلوه میکند.
استاد خراسانی در سالهای زندگیاش بر تصنیف نیز مهارت خاصی یافته است و میگوید: تصنیفهای مختلفی داریم؛ اگر دقت کنید آدمهای مختلف و حتی بچههای کوچک هرگاه فرصتی پیش آید و به آنها بگوییم که بخوانند، بهسرعت ترانه (تصنیف) میخوانند؛ زیرا خواندن تصنیف سادهتر و راحتتر از خواندن آواز است و فقط یک شخص آموزش دیده و بااستعداد میتواند از پس کار دشواری، چون آوازخوانی درست برآید. البته هستند کسانی که آواز را مثلا از روی کاست یا سیدی آموختهاند و گاهی خوب هم میخوانند.
حرف آخر...
خراسانی در پایان میگوید: در سالهای مختلف زندگیام مانند همه هنرمندان مقابل تمام فشارها ایستادگی کردهام، اما هیچ وقت نمیتوانم فداکاریهای همسرم و پدرومادرم را فراموش کنم.
*این گزارش شنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۲ در شماره ۵۲ شهرآرا محله منطقه یک چاپ شده است.