زندگی ایرانی همه لطف و هنر و لعابش را از هنر مسگری دارد؛ هنری که هنوز در خیابان سرخس مشهدمشتریهای خود را دارد. با حجرههایی که دود از دودکششان بالا میرود.
ساختمان مسجد که تا حدی قابل استفاده شد، هیئتامنا با اجرای برنامههای مختلف در جذب نوجوانان و جوانان گام مؤثری برداشت و در همین مدت کوتاه، پایگاه بسیج مسجد جزو پنج پایگاه برتر در سطح کشور قرارگرفت.
به هنگام عقد، عروس را مقابل آینه و روبهقبله مینشاندند و هنگامیکه عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم میدانستند که عروس حتماً در آینه نگاه کند تا بدین ترتیب بختش همچون آینه صاف و روشن باشد.
علی کاظمی تعریف میکند: شیر آب که نبود، مردم از آب قنات استفاده میکردند برای وضو و آشامیدن. ظهر که میشد، رضا آهنگر بدون معطلی قفلی روی در دکان میزدند و با آب همان چاه وضو میگرفت.
سیدرضا هاشمی قدیمیترین پارچهفروش بولوار شهید مفتح است. او درسال ۱۳۳۰ اولین پارچهفروشی محله طلاب مشهد را افتتاح کرد و هنوز هم بعد از گذشت ۵۰ سال و در ۸۰ سالگی به فروش پارچه مشغول است.
مهرآباد را با جمعههای شلوغش میشناسند از جمعهبازار کالا و خوراک و پوشاک که در آن از شیر مرغ تا جان آدمیزاد یافت میشود تا جمعهبازار پرندگان. پیچ میامی را که رد کنید رانندهها داد میزنند: «بازار چغوکها».
با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران و ایجاد شرایط خاص ناشی از آن، پدیده احتکار و گرانفروشی دوباره در جامعه سر برآورد و به معضلی دامنگیر تبدیل شد. این وضعیت حکومت نوپای جمهوری اسلامی ایران را ناچار به واکنش کرد.
عدهای از کسبه خیابان سرخس روزشان را با الککردن و آب و نمکزدن به خشکبار میگذرانند تا بزم دیگران را شیرین کنند. آنها کامشان را با شوری آجیل شیرین میکنندو سالهاست در این گوشه دنج با همین کار روزشان را به شب سنجاق میکنند.
نزدیک بودن بقعه امامزاده سید محمد به حرم مطهر رضوی این مکان زیارتی را به پاتوق زائران تبدیل کرده است.
جمعهبازار مهرآباد از بازارهای معروف سنتی مشهد است. ریشه شکلگیری این بازار به تقاضای مردم بر میگردد.
از انواع میوه و خوراکی گرفته تا ظروف و لوازم منزل و پوشاک در دوشنبه بازار محله مهرگان پیدا میشود، به همین دلیل هم هست که مردم برای تهیه مایحتاج خود دوشنبهها راهی این بازار میشوند.
تعداد زیادی از شاغلان زحمتکش حرفه تعمیرات خودرو در راستههای تعمیرگاههای منطقه به رفع نقص و مشکلات خودروهای شهروندان مشغولند؛ راسته تعمیرگاههای مسلمجنوبی، یکی از این خیابانهاست.
بولوار ۲۲ بهمن راسته ابزارفروشهای مشهد است. یعنی اگر بخواهید میخ، پیچ، انبردست، فرغون، سرند، اره، دریل یا ابزاری دیگر بخرید هیچ جای بهتری پیدا نمیکنید.
حمام حضرتی که در ضلع شمالی حرم رضوی قرار داشت، میگفتند همان مکانی است که پیکر امامرضا (ع) را بعد از شهادت آنحضرت غسل دادهاند. این حمام موقوفه آستانقدسرضوی بود.
هیچکس یادش نمیآید چطور، مغازههای اول خیابان دریا شد فروشگاههای کیف و کولهپشتی، اما چشم باز کردیم و دیدیم یک راستهبازار درست شده با فروشگاههای کوچک و بزرگی که همهجور برندی میشود در آن یافت.
حتی حجرههای کوچک خیابان سرخس هم آنقدر جاذبه دارد که عدهای را دور هم کنار یک چراغ کوچک جمع کند و نگذارد روزگار سخت بگذرد.
مرتضی مرتضایی از کسبه خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ میگوید: سال ۵۸ وقتی به مشهد آمدم، فقط شش مغازه چادردوزی در این شهر بود که در پایینخیابان واقع شده بودند. من بودجهام نمیرسید آنجا مغازه راه بیندازم؛ به همین دلیل به این خیابان آمدم.
اگر از خیابان طبرسی جنوبی ۳۲ بگذرید، حتما مغازههای «دَلوسازی» را دیدهاید که جلب توجه میکند. آن ها برای ساخت دلوها لاستيكهاي فرسوده كاميون را خريداري و از آنها استفادههاي متفاوتي میکنند.
حسین بیدمشکی، جوانی سیساله، یکی از معدودکارآفرینانی است که نهتنها از حاشیه شهر دل نکنده، بلکه همینجا دو کارگاه خیاطی راه انداخته و برای ۳۷نفر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم بازار کار فراهم کرده است.
ردیف نشستهاند در کوچه آیتالله شیرازی ۱۷، بهجتیک؛ روی دیوارک باغموزه و تکیهداده به نرده. اینجا پاتوق انگشترفروشهایی است که از شاه مقصود تا فیروز چینی هم دارند!