بازار - صفحه 7

در آستانه ماه مهر و بازگشایی مدارس، بازار بزرگ ملل برای رفاه حال خانواده‌ها، فضایی را به بازارچه لوازم‌التحریر و لوازم مدرسه اختصاص داده است تا خریداران این اقلام را با قیمت مناسب، مستقیم از بنکداران بخرند.
در این بازارچه کوچک هر چیزی پیدا می‌شود، از ترشیجات و داروی گیاهی گرفته تا بدلیجات و سنگ مصنوعی! بانوان منطقه ۶ می‌توانند بدون پرداخت هزینه‌ای هر پنجشنبه در سالن اصلی فرهنگ‌سرا یک میز فروش برپا کنند.
بازار حافظ از دور شباهتی به بازار‌های مواد غذایی ندارد. ورودی هلالی‌شکل و کاشی‌های فیروزه‌ای در زمینه آجری، بیشتر مرکزی فرهنگی و مذهبی را در ذهن تداعی می‌کند.
آقا محسن کارش را با حرفه نجاری شروع کرده که با فامیلش هم تناسب داشته است. او و برادرش ۳۳‌سال پیش همین‌جا کارشان را با تولید کیف‌های چرمی شروع کردند، اما حالا او دست‌تنها با تعمیر کیف و چمدان، مغازه را باز نگه داشته است.
پیرمرد نوغانی که اعتقادی به داشتن سواد بین کاسبان ندارد، اضافه می‌کند: قدیم در کلاس‌ها به شاگردان درس اخلاق، ادب و فرهنگ می‌دادند، اما امروزه همه چیز شده ریاضی، شیمی، فیزیک و... که به هیچ دردی نمی‌خورد!
نام این محله از قدیمی‌ترین مسجد محدوده کوی سیدی گرفته شده که هنوز تنها مسجد این محله است و در سال ۱۳۵۷ توسط اولین ساکنان در محدوده سیدی ساخته شده است.
محله قائم تا پیش از الحاق کوی سیدی به مشهد، بخشی از این کوی بود و هویت جداگانه‌ای نداشت و از سال ۱۳۹۱ به‌نام محله قائم شناخته می‌شود.
علی گل‌محمدی این دستگاه‌ها را بیش‌از پنجاه سال قبل برای تولید جوراب خریده بود و تا دو سال قبل هم با آن جوراب تولید می‌کرد؛ اما با رفتن شاگردش، چون خودش دیگر توانی ندارد، کار متوقف شد و همچنان نخ‌ها بدون استفاده روی آن سوارند.
حسین فروردین از فروشندگان خیابان شریعتی، انصافش زبانرد اهالی است. او در مغازه فروش پوشاک، بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب دارد که همراه با خرید به مشتریان به صورت رایگان اهدا می‌کند.
حاج علی گل محمدی می‌گوید: از همان اول هم به خودم قول دادم که هوای زائران را داشته باشم. الان هم با کمترین سود جوراب دست زائر می‌دهم. به برکت همین دعای زائران تا حالا دستم را پیش کسی دراز نکرده ام و در این سن سرحال و سلامتم.
آوازه بی‌عیب‌و نقص بودن الگو‌های خیاطی اقدس اسماعیل‌زاده به‌قدری در میان تولیدی‌ها و خیاط‌ها پیچیده که غیر از همسایه‌های دور‌و‌نزدیک محله نیروهوایی، از محدوده احمدآباد و نوغان هم برای آموزش آمده‌اند.
روایتی از سپیده و سحر عین‌الله قضایی که رشته تحصیلی‌شان «سراجی» است و به‌دلیل عجین‌بودن با روحیات هنری‌شان و به پیشنهاد برادرشان آن را انتخاب کرده و حالا در این رشته به درآمدزایی خوبی رسیده‌اند.
مغازه بی‌بی‌زهرا پاتوق شاد و سبزی است که زن‌های همسایه خیابان حجت در محله شهید مطهری مدام در آن رفت‌و‌آمد می‌کنند.
حمیدآقا عشقی، انگشترفروش پاساژ فیروزه مجموعه‌ای از نگین دارد که توی هرکدامشان طرحی افتاده است که شبیه چیزی است؛ از طرح‌هایی که می‌شود آنها را شبیه یک «نام» دید تا طرح‌هایی شبیه «شمایل».
اسناد باقی مانده نشان می‌دهد که در مشهد، تیمچه‌ها بیشتر در بازار‌ها و بازارچه‌های اطراف حرم قرار داشته اند و بیشتر عمده فروشان در آن تجارت می‌کرده اند.
کارگاه نمدمالی «مهدی علیزاده» هم که چسبیده به مشهد است، سرد و ساکت و تاریک است؛ جایی در «روستای گرجی» در انتهای «بولوار بهمن» که حالا جزئی از شهر است.
دو‌سه‌ماهی می‌شود که کلبه امید در محله تربیت افتتاح شده است و دوازده‌توان‌یاب در آن مشغول به کار‌ند. حدود هزار گلدان گل و گیاه و سبزه در اینجا قرار دارد که همه آن‌ها را توان‌یابان کاشته‌اند.
«تاجر آباد» شهرک شهیدباهنر از آن جا‌هایی است که حتما باید ببینید.اصلا انگار زندگی اینجا جور دیگری جریان دارد. چنین تفاوتی را حضور آدم‌هایی از قومیت‌های بلوچ، افغان و فارس رقم زده‌است.
ناصر سیرجانی که از ۵ سالگی وارد بازار کار شده و شاگردی کرده معتقد است قبل از شروع کاسبی باید چند سالی شاگردی کرد.
محدوده چهارراه لشکر مشهد به دلیل فعالیت چند مغازه نظامی‌فروش، در این شغل شهرت پیدا کرده است، اما محل‌های دیگری هم مانند پاساژ رحیمیان در خیابان نواب صفوی وجود دارد.