آقاابوالفضل میگوید: قدمت خانهمان که ملک پدریام است، به بیش از صدسال میرسد؛ در حیاط خانه یک آبانبار داشتیم که آن زمانها، آب لولهکشی که قطع میشد، همسایهها از آبانبار ما آب برمیداشتند.
محله
سرشور
پس از نوغان و سراب، سرشور از قدیمیترین محلات مشهد است که پیش از سال ۱۳۰۰خورشیدی به بافت شهری پیوسته است. بیشتر ساکنان محله سرشور از گذشته تا کنون شغل بازاری داشتند. این محله پس از سراب، اعیاننشینترین محلهشهر بوده است. راسته بازار اصلی مشهد از این محله شروع و به محلهنوغان ختم میشده است.
حاجناصر کفایی، مدتی شبیه پیک موتوری، برای حفاظت از اطلاعات، پیامهای سری فرماندهان را در جنگ تحمیلی جابهجا میکرد. میگوید: حتی وقتی از اصطلاحات خاص استفاده میکردیم، دشمن متوجه حرفهایمان میشد.
درمیان مردم، مسجد خردو هنوز به همان نام قدیمی «سهدر» شناخته میشود. اما در سالهای اخیر به نام «صاحبالامر» مزین شد. با اینکه سالها از ساخت این مسجد میگذرد، بنای آن همچنان بدون تغییر باقی مانده است.
کوچه سرشور ۲۴ در طول تاریخ با اسامی مختلفی شناخته شده است، اما بین مردم هنوز به چهنو معروف است. برخی روایات، دلیل این نام را منبع آب آن دوران، یعنی حوض آبی میدانند که در میانههای کوچه قرار داشت.
مؤسسه انصارالحجه (عج) در محله سرشور یکی از مجموعههایی است که آدمهای خیّر بسیاری از شصتسال پیش در آن فعالیت میکنند. مهمترین برنامه این مرکز، برگزاری جشن ازدواج برای جوانان تحت پوشش و اهدای جهیزیه به آنهاست.
حاجمحمد اعتمادی هفتاد سال از عمرش را همینجا گذرانده است و وجببهوجب کوچه را بهنام آدمهایی که در آن زیستهاند، میشناسد، حتی حالا که چشمهایش کمسو شده است و بهسختی میتواند جایی را ببیند.
حسین ایوبی تعریف میکند: مرد همسایه دختری را به بهانهای صدا زد تا حسینآقا او را ببیند؛ «دختر باکمالات و بسیار مؤدبی بود. همان شب وقتی به خانه رسیدم، به همسرم گفتم یک دختر خوب برای پسرمان پیدا کردهام.»
وضعیت کوچه «چهنو» در دوران قاجاری بهدلیل وجود چند نقشه از مشهد آن دوران تا حد بسیاری مشخص است. براساس نقشه دالمج این مسیر دارای هشت فرعی جنوبی و هفت کوچه فرعی شمالی بوده است.
مهمترین نام مردمی کوچه سرشور ۵ که هنوز هم برخی قدیمیهای محله سرشور از آن برای نام بردن از این مسیر استفاده میکنند، نام کوچه «مطبدکترشیخ» یا بهطور خلاصه کوچه «دکترشیخ» است.
حسینیه تهرانیها واقع در خیابان آخوند خراسانی، یکی از کهنترین مجامع آیینی مشهد به شمار میآید و اکنون در آغاز دومین قرن حیات خویش، معماری جدیدی را بر پیکره تاریخ خود تجربه میکند.
از زمانی که به دستور شاه عباس صفوی، نخستین قالی مشهد برای حرم حضرترضا (ع) بافته شد، دهها سال گذشت تا بازار سوت و کور فرش مشهد رونقی بگیرد.
از خواجهروشنایی حالا فقط نامی بهجا مانده و صورت قبری که منسوب به اوست. هیچکس درست نمیداند خواجهروشنایی که بوده و چه کرده، اما هر که بوده است، مردم مشهد سخت به او اعتقاد داشتهاند.
کوچه «امامرضا (ع)۹» با ساخت نخستین گاراژهای ماشین در آن، رونق و آوازه پیدا کرد.
سازمان جهادسازندگی علاوه بر اینکه فعالیتهای جهادی بسیاری از آن آغاز شده معراج جهادگران هم بوده و جهادگران خراسانی از این ساختمان به جبهه اعزام میشدند و این ساختمان معراج ۳۱۴ شهید جهادگر است.
در این گزارش به جزئیاتی از ساماندهی و بازپیرایی بازار سرشور اشاره شده که از ۴۰۰ سال پیش گذرگاه زائران برای تشرف به حرم مطهر بوده است.
کوچه چهنو۴ که این روزها تابلوی «مهراندیش» بر دیوار آن نصب است، مسیر فرعیای بوده که اکنون به زائرپذیرهای کوچک و بزرگ اختصاص دارد، روزگاری محل سکونت دراویش بوده است.
اسناد موجود نشان میدهد که کوچه «مهرآیین»، در سالهای میانی سده۱۳خورشیدی، مسیری شناختهشده در بین مردم شهر بوده است و قدمتش حداقل به سالهای نخست حکومت قاجارها بر ایران میرسد.
مادر شهید محمدرثایی، یکی از خیران محله سرشور است که حدود ۹ دهه از زندگیاش میگذرد و در این مدت تمام داراییاش از مال دنیا دوبقچه بیشتر نیست.
حسن حسینی میگوید: دوران کودکیام به خیابان دانش «پل فردوسی» میگفتند. در وسط محله کالی بود و روی آن پلی آجری قرار داشت. ساکنان دوطرف این کال ازنظر اعتقادی و فکری درست مقابل یکدیگر قرار داشتند.
کوچه «سرشور۲۸» در روزگار ناصرالدینشاهی بهدلیل قرار گرفتن در قسمت انتهای جنوبی محله «سرشور» که دارای باغهای بزرگ بوده و درنتیجه کمرفتوآمد محسوب میشده، «آرام» نام گرفته است.