جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران - صفحه 4

خانم‌های محله پایین خیابان از روز اول جنگ با کار‌هایی که از دستشان برمی‌آید، پای کار آمده‌اند. هر کدام از بانوان با دغدغه‌های شخصی، گویی پیوندی باهم پیدا کرده‌اند که تا پیش از شروع جنگ ناپیدا بود.
علی جعفری، معلم محله الهیه مشهد به‌عنوان مستندساز و تصویرگر به همراه گروه جهادی، سفر دو روزه‌ای به میناب داشته و با چند‌تن از خانواده‌های شهدای دانش‌آموز میناب به گفت‌و‌گو نشسته است.
محمدحسن و نازنین‌زینب دهقانی، خواهر و برادر نوجوان محله شاهد در تجمعات این شب‌ها گزارشگران پرکار کانال‌های محلی هستند.
حوریه معزز طراح المان وطن می‌گوید: بعد از جنگ دوازده‌روزه و حملات اسرائیل و آمریکا که باعث به‌شهادت‌رسیدن سردار‌ها و هم‌میهنانمان شد، با خودم گفتم باید کاری برای وطنم انجام دهم.
نوروز ۱۴۰۵ در بوستان غدیر قدم زدیم و با زائرانی هم‌کلام شدیم که برخی‌شان، از شهر‌هایی آمده بودند که مورد هجوم دشمن آمریکایی، صهیونی قرار گرفته‌اند.
بغضش می‌ترکد و اشک‌هایش جاری می‌شود. سعی می‌کند خودش را کنترل کند؛ «کرج زیر آتش موشک است. شاید من و همسرم ترس به دلمان راه ندهیم، اما هر‌بار‌که بچه‌ام از صدای بمباران از خواب می‌پرد، دلم را جای دل مادران غزه می‌گذارم.
مرحوم علی باقری، جوان محله مهرآباد هفتم فروردین، در تدارک مراسمی فرهنگی در مهدیه مهرآباد دچار برق‌گرفتگی شد و چشم از جهان فرو بست.
مسجد حضرت‌زهرا (س) در محله شهید‌بسکابادی، یکی از پناهگاه‌های امن برای هم‌وطنان جنگ‌زده و زائر است.نور چراغ این مسجد هر‌شب با مهربانی همسایه‌های دغدغه‌مند و وطن‌دوستش روشن می‌ماند.
تصمیم ساده زهرا شعبانی برای آوردن سرسره بادی به خیابان دل مادر‌ها را قرص‌تر کرده است. او می‌گوید: دلم می‌خواست کاری کنم که هیچ مادری به بهانه بچه‌اش، این شب‌ها خانه‌نشین نشود.
اهل تهران است، حوالی پاسداران. پس از آنکه زندگی و چندتکه وسایلی را که داشت در بمباران دشمن صهیونی از دست داد با دل شکسته و دست و پایی که نای چندانی ندارد، راهی مشهد شد.
مادر شهید بشگزی می‌گوید: گفتند رضا با دو نفر دیگر پای پدافند تبریز بودند. یک موشک را رهگیری و منهدم کردند. بعد برای نماز ظهر و عصر رفتند. وقتی برگشتند، با موشک بعدی... هر ۳ نفر شهید شدند.
یگانه قربانی، هنر خوش‌نویسی‌اش را به میدان آورده است. او با خط خوش و ذوق هنری‌اش، شعار‌هایی روی پلاکارد‌ها می‌نویسد که در خیابان‌ها و در دست مردم محله ایثارگران دیده می‌شود.
سه بانوی فعال فرهنگی اجتماعی کوچه تورج‌۱۳ در همه عرصه‌های خدمت، فعال و آماده‌به‌کار هستند.این روز‌ها که دوباره کشور درگیر جنگ شده است، بازهم جزو اولین نفراتی هستند که خودشان را به مسجد محله کلاهدوز می‌رسانند.
سازمان بسیج جامعه پزشکی پیگیر شکل‌گیری شبکه‌ای مردمی در حوزه سلامت برای شرایط بحرانی است. این شبکه، کادر درمان و مردم را برای نجات جان انسان‌ها بسیج می‌کند.
اهالی محله الهیه این شب‌ها در میدان محمدیه تجمع می‌کنند و در سوگ رهبر شهیدشان از ایران پرافتخار و نیرو‌های رزمنده حمایت می‌کنند. این شب‌ها مردم حرف‌های زیادی برای گفتن دارند، مانند اینکه چه چیزی این روز‌ها مایه افتخار آنهاست.
بانوان محله سیدرضی به پویش مردمی «هر خانه، یک پایگاه»، جواب مثبت داده‌اند و نتیجه‌اش این شده است که در تعدادی از خانه‌های محله، اقدامات زیبایی برای حمایت از جریان انقلابی این روز‌ها انجام می‌شود.
نوجوانان مسجد‌الرضا(ع) با شنیدن خبر شهادت رهبری، لباس سیاه بر تن کردند. عزم خود را جزم کردند تا پای کار بیایند و با اجرای شبانه سرود‌های حماسی، پخش پرچم ایران، شابلون‌نویسی روی دیوار، ستون‌های محلات و خودرو‌ها و... نقشی در این جریان داشته باشند.
بعضی خاطره‌ها همیشه در ذهنمان می‌مانند؛ آن‌قدر که می‌شود سال‌ها با آنها زندگی کرد و لحظه‌لحظه‌اش را دائم به‌یاد آورد. خاطره دیدار خانواده شهیدان دهنوی با رهبر شهید انقلاب هم از آن دست خاطره‌هاست.
حسینیه سیدالشهدا(ع) در خیابان نواب‌صفوی یکی اماکنی است که بار دیگر پذیرای زائرانی شده است که به‌علت وضعیت خاص جنگی از شهرهایشان به مشهد پناه آورده‌اند یا برای تشییع پیکر رهبر شهید راهی مشهدالرضا(ع) شده‌اند.
اگر ماشاءالله شاهمرادی‌زاده، بچه‌های دهه ۷۰ به بعد را در فیلم‌های سینمایی اخراجی‌ها و معراجی‌ها خندانده است، این شب‌ها هم‌نوا با آنها شعار می‌دهد و رَجَز می‌خواند. چهارراه مخابرات در این شب‌ها نقطه پیوندچهره معروف سینما و اهالی محله حجاب است.