در پناه حریم امن حرم امام رضا(ع)
در گوشهوکنار سالن انتظار پایانه مسافربری امامرضا(ع) مسافرانی با لهجهها و گویشهای مختلف به چشم میخورند. برخی از آنها درحال کشیدن چمدانهای خود و ورود به شهر مشهد هستند، همانهایی که با گذاشتن دست روی سینه، عرض ادبی به ساحت امامرئوف(ع) میکنند. برخی دیگر نیز منتظرند تا با آرامشی که از زیارت امام مهربانی سوغات سفر کردهاند، به شهر و دیار خود بازگردند.
امسال با شنیدن خبر شهادت رهبر معظم انقلاب، آیتا...العظمی سیدعلی خامنهای، نوروز حالوهوای سالهای گذشته را ندارد اما همین موضوع و ازطرفی تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان باعث شده است بسیاری از مردم کشور، کولهبار سفر ببندند و سال نو خود را از کنار مضجع شریف امامرضا(ع) شروع کنند.

دلم را جای مادران غزه گذاشتهام
در همان ورودی پایانه مسافربری امامرضا (ع) سفره هفتسین پهن شده؛ سفره زیبایی که به مکانی برای گرفتن عکس یادگاری زائران تبدیل شده است. درمیان رفتوآمد زائران، زوجی جوان، کودک خردسالشان را در کالسکه گذاشته و با یک چمدان از شهر کرج برای زیارت آمدهاند.
محمد نوری، کالسکه را برای لحظهای نگه میدارد تا در همان بدو ورود با دیدن گنبد نورانی امام مهربانیها به آقا علی بنموسیالرضا (ع) سلامی عرض کند. آرام و باطمأنینه حرف میزند و میگوید: مشهدالرضا (ع) حال و هوایی دارد که هیچجای دیگر دنیا نمیتوان پیدایش کرد؛ اینجا واقعا قطعهای از بهشت است.
او در سال دوبار برای زیارت به مشهد سفر میکند؛ «امسال شرایط کشور متفاوت است؛ بنابراین من و همسرم برای نوروز، سفر به مشهد را انتخاب کردیم تا در بارگاه منور رضوی برای پیروزی رزمندگان مقاومت و سربلندی کشورمان دعا کنیم.»
همسرش نگاهش را روانه کودک یازدهماههاش میکند و با بغضی در گلو میگوید: امسال نوروز برایمان رنگوبوی سالهای قبل را ندارد؛ آخر رهبرمان شهید شده است.
بغضش میترکد و اشکهایش جاری میشود. سعی میکند خودش را کنترل کند؛ «کرج زیر آتش موشک است. شاید من و همسرم ترس به دلمان راه ندهیم، اما هربارکه بچهام از صدای بمباران از خواب میپرد، دلم را جای دل مادران غزه میگذارم.»
این زوج زیر آتش موشک، بیستشب به خیابان آمدند تا در اجتماع مردمی شرکت کنند؛ «جنگنده از بالای سرمان عبور میکرد، حتی دو کوچه بالاتر را بمباران کردند ولی ما همچنان در خیابان شعار میدادیم تا نشان دهیم پای نظام ایستادهایم.»

ایرانی باج نمیدهد
پیرمرد گوشه ترمینال نشسته و نگاهش به تلفن همراهش است. سیدعلی موسوی لهجه اصفهانی دارد و از یک هفته مانده به سال جدید، برای زیارت به مشهد آمده است. او که دو هفته مشهد بوده است و حالا راهی شهرش میشود، میگوید: امسال نوروز برای زیارت آمدم تا در جوار حرم امام مهربانیها برای ظهور آقا امامزمان (عج) و سلامتی رهبرم و مردمم دعا کنم و با آرامشی که از اینجا گرفتم به خانه خودم برگردم.
آقاسید لحظه تحویل سال را در حرم مطهر رضوی بوده و خالصانه برای عاقبتبهخیری جوانها دعا کرده است؛ «امسال شرایط فرق میکند و کشور ما درگیر جنگ شده است ولی مردم ما همانطورکه در هشت سال دفاع مقدس برای وطنشان جنگیدند، حالا هم همانطور پشتیبان رهبر خود هستند.»
او طی هشت سال دفاع مقدس در جبهه حضور داشته و از نزدیک، جنگ را با گوشت و پوستش لمس کرده است؛ «خانه ما در اصفهان نزدیک پایگاه نظامی است و بارها شاهد حملهدشمن بودهایم، اما ترس به دلمان راه ندادیم.»
او میافزاید: در این دوهفتهای که در مشهد بودم، شبها به اجتماعهای مردمی میرفتم تا در حمایت از رزمندگان مقاومت شعار دهم؛ فرقی نمیکند مشهد باشد یا اصفهان؛ همه ایران سرای من است.

آقا امامرضا (ع)، پناه همه ایرانیها
سیدعلی کاظمی، جوانی است که از روستای شیخجوار از استان چهارمحالوبختیاری آمده و چهارروزی در مشهد بوده است. هنوز مشهد را ترک نکرده، دلش تنگ حرم امامرضا (ع) است. میگوید: هرچه داریم از آقا امامرضا (ع) است. ما بدون او هیچیم. پناه تمام ایرانیها آقا علی بنموسیالرضا (ع) است؛ مأمنی امن که گرهگشایی میکند.
او از دلیل حضورش در ایام نوروز اینطور میگوید: امسال که عید فطر با سال نو همزمان شد، خواستم که عید ما بشود زیارت آقا امامرضا (ع)؛ بنابراین کولهبار سفر بستیم تا در اولین روز سال نو در مشهدالرضا (ع) باشم.
کاظمی، روایت «خاک توس قطعهای از بهشت است» را بیان میکند و میافزاید: حضور در حرم امامهشتم (ع) روح انسان را جلا میدهد. حس عجیبوغریبی دارد، طوری که احساس میکنی به خدا هم نزدیکتر شدهای.
اولین دعای سال تحویل امسال او ظهور امامزمان (عج) بوده است؛ «سالهای زیادی است که اسرائیل و آمریکا مسلمانان جهان را آزار میدهند؛ نمونه بارز آن غزه، لبنان یا سوریه است؛ امسال هم که به کشور ما تجاوز کردهاند.»
او میگوید: روستای ما ۸۲ شهید انقلاب دارد و مردمی دیندار در آن زندگی میکنند. راهپیمایی امسال روز قدس در روستای ما مثالزدنی بود از بس که پرشور برگزار شد. از روزی هم که اجتماعات مردمی شکل گرفته، همه در خیابانها هستند. در شهر خودم و در روزهایی که برای زیارت آمده بودم، در این اجتماعات شرکت کردم تا به دشمن بگویم ما وطنمان را دوست داریم و یک وجب از آن را به بیگانه نمیدهیم.
سیدعلی دلکندن از مشهد را سخت میداند؛ «صبح امروز که برای آخرینبار به حرم مشرف شدم، تا فاصله زیاد پشتبهپشت آمدم و نگاهم را از گنبد طلایی برنداشتم تا اینکه سوار اتوبوس شدم. چه کنم که کار و زندگیام در شهر دیگری است و افتخار همسایگی با آقا را ندارم.»

یا امامرضا (ع)! ما را از بلایا مصون بدار
با همسرش از غرفههای استقبال از زائر دیدن میکند تا ساعت بلیتشان برسد. علی میرزاخانی از بابل برای زیارت آمده است. او با لهجه شیرین شمالیاش میگوید: آقا امامرضا (ع)، بزرگ تمام ماست. آمدهام تا به ایشان بگویم شما قدرت عالمی! ما را از گزند و بلایا مصون نگه دار.
او میافزاید: شاید امسال خیلیها دوست داشتند در مشهد باشند، اما نیامدند بهخاطر اینکه سنگر خیابان را در شهرشان حفظ کنند و همین موضوع باعث شده است مشهد خلوتتر از سالهای گذشته باشد، اما ما بهجای همه آنها که دلشان اینجا بود و قسمتشان زیارت نشد، زیارت کردیم و از آقا علی بنموسیالرضا (ع) خواستیم خودش هوای همه ایرانیها را داشته باشد. او که پناه پدران و اجداد ما بوده است.

دعاگوی همه مردم ایران
محمد حاجیتباه برای امر خیر به مشهد آمده است؛ «از شهر رشت همراه پدر و مادرم آمدهایم. قرار بود یکماه پیش بیاییم ولی به خاطر جنگ، مراسم ما عقب افتاد.»
او که بارها به مشهد سفر کرده است، حضورش در ایام نوروز را برای خودش و خانوادهاش متفاوت میداند؛ «امسال شرایط سختی در کشور حاکم است و درگیر جنگ هستیم. خیلی از مردم دوست دارند در فضای دلچسب حرم امام مهربانیها باشند و برای آینده خودشان و کشورمان دعا کنند. این فرصت برای ما پیش آمد تا ازطرف همه آنها از نزدیک دعا کنیم.»
محمد میگوید: امیدواریم هرچه زودتر از چالشهایی که دچار آن شدهایم، خارج شویم و دوباره شاهد شور و نشاط در کشور باشیم.

به یاد کودکان مدرسه میناب
در همان بدو ورود به پایانه، غرفههای استقبال از زائر همانند سالهای گذشته پابرجاست. سلامت، رادیوزائر، نقالی، هنر خراسان و غرفه کودک، بخشی از خدمات این غرفهها هستند که سنجش فشار و قند خون، مدح حضرترضا (ع) و سرگرمکردن کودکان با کاردستی و... را برای زائران به ارمغان میآورند.
البته شرایط کنونی کشور در شکلگیری محتوای غرفههای استقبال از زائر امسال پایانه مسافربری امامرضا (ع) نقش داشته است.
تجاوز رژیم صهیونیستی به خاک کشور باعث شده است غرفهای همنام این مدرسه میناب دایر شود؛ غرفه «شجره طیبه» مکانی برای نوشتن گفتوگو و دعاهای کودکان برای بچههای مدرسه میناب است. امیرعلی یزدانی پسری دهساله است که کاغذی کوچک در دست دارد و آن را به درختچه روبهروی غرفه وصل میکند.
او با همان زبان کودکانهاش میگوید: اسرائیلیها بچهها را در روز اول جنگ کشتند؛ آنها بچهها را دوست ندارد. من روی کاغذ برای بچههای این مدرسه نوشتم «شاید خیلی زود از دنیا رفتید، ولی مطمئنم جای شما بهشت است.»
همچنین غرفه دیگری با نام «امید فتح» برپا شده است؛ غرفهای که در آن درباره اصل راز و نیاز و خواندن سوره فتح و روایات اسلامی برای زائران توضیح داده میشود. حسین نجفی، مسافر بیرجند، در این غرفه نشسته است. او میگوید: از روزی که گفته شد برای پیروزی رزمندگان سوره فتح بخوانید، هرروز این سوره را تلاوت کردم ولی تأثیری را که خواندن این سوره دارد، تازه امروز در این غرفه متوجه شدهام.
او که همراه دوستش برای زیارت مشرف شده بود، حالا به شهر خودش در شهرستان بیرجند بازمیگردد؛ «امیدوارم هرچه زودتر شاهد نابودی اسرائیل و آزادی مردم فلسطین باشیم.»
اتوبوسها در جایگاه منتظرند تا مسافران را سوار کنند. چندنفر بلیت در دست به جایگاه نزدیک میشوند. یکیدو نفر میدوند تا اتوبوس را از دست ندهند. برخی از آنها دلشان نمیآید چشم از گنبد طلایی حرم امامهشتم (ع) بردارند؛ بنابراین پشتبهپشت و قدمبهقدم از قسمت ایوان سلام تا در ورودی پایانه را میروند.
شاید امسال نسبتبه سالهای گذشته تعداد زائران کم باشد، اما همانطورکه شهردار مشهد در حاشیه بازدید از پایانه مسافربری امامرضا (ع) گفته بود، میزان خدمترسانی به زائر تغییر نکرد و مشهدالرضا (ع) آغوش گرمش همیشه برای زائر، گشوده است.
* این گزارش سهشنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۴ شهرآرامحله منطقه ۷ و ۸ منتشر شده است.