جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران - صفحه 3

چند‌سال پیش وقتی سردار پاکپور به مشهد آمد و محسن را دید، خیلی از کارهایش را به او سپرد. دو‌سه‌سال پیش، سردار از محسن خواست به تهران برود و از زمان جنگ دوازده‌روزه، تهران بود. همسرشهید می‌گوید: محسن لیاقت شهادت را داشت.
روزی که حسین حسینیان‌مقدم به جبهه اعزام شد، نه به سن قانونی برای اعزام رسیده بود و نه خانواده‌اش از این موضوع خبر داشتند. حسین فقط سیزده‌سال داشت که راهی جبهه شد و پانزده‌روز بعد، نامه‌ای نوشت و به خانواده‌اش خبر داد حالش خوب است.
علی رجبی با‌وجود شرایط جنگی، دست روی دست نگذاشت و برای بچه‌ها برنامه‌سازی کرد تا علاوه‌بر آموزش قرآنی به کودکان، حس امید و آرامش را برایشان به ارمغان بیاورد. حالا چهارمین‌سالی است که او در فضای مجازی و کانال «بوستان غنچه‌ها» فعالیت دارد.
ابوثائر و یک گروه چندنفره از همان روز‌های اول هجمه دشمن به ایران، تصمیمشان را گرفتند. کمک‌های مردمی را جمع کردند، با هزار زحمت از مرز‌ها عبور کردند و خودشان را به مشهد رساندند و حالا عرب‌ها در موکبشان در سنگر خیابان هستند.
لباس نظامی‌ها به رایگان در این خیاطی دوخته و تعمیر می‌شود؛ این بنر را خیاط کهنه‌کار محله گاز بالای سر مغازه‌اش نصب کرده، می‌گوید: خیلی‌ها شوخی و جدی آمدند گفتند نکند پای جاسوس‌بازی در میان است؟ می‌گفتم من فکرم تا همین‌جا قد می‌داد!
سکینه فضل‌خدا از همان شب نخست اجتماعات، همراه با دیگر هم‌محله‌ای‌ها در خیابان ایثارگران حضور دارد. می‌گوید: تا جان در تن دارم، کنار وطن می‌مانم و لحظه‌ای از حمایت دست برنمی‌دارم.
خانواده شهید امیر علیزاده خبر شهادت فرزندشان را همزمان با اولین روز سال ۱۴۰۵ از زبان اولین میهمانان سال جدید شنیدند با بیان این جمله که: «قرار شده است اولین روز سال را به خانواده شهدا سر بزنیم.»
موکب‌های فرهنگی و پذیرایی، شب‌های میدان تختی را پرشورتر کرده‌اند؛ موکب مردمی «جوانان امام شهید» سمت راست ورودی مجموعه ورزشی تختی و موکب «بانوان محله همدلی» سمت چپ این مجموعه برپا شده است.
دوخت پرچم در محله سیدرضی، حرکت خودجوش «قرارگاه مردمی ولی‌امر» مسجد امام‌رضا(ع) است که از اوایل اسفند سال گذشته کلید خورد؛ بانوان فعالی که ملی‌ترین نماد این روز‌های ما را به دست مردم می‌رسانند.
همه‌چیز از یک نگرانی شروع شد؛ بچه‌هایی که در تجمعات زود خسته می‌شدند، بی‌حوصله می‌شدند یا در مسیر خوابشان می‌برد. زینب دهقان‌نیا می‌گوید: ایده سرگرم کردن بچه‌ها با نقاشی به همین دلیل شکل گرفت.
کودکان گروه تئاتر مسجد امام‌محمدباقر (ع) در اجتماعات شبانه و در حوزه هنری روی صحنه می‌روند. آن‌قدر کوچک‌اند که نمی‌توان توقع داشت خیلی حرفه‌ای باشند، اما مثل بازیگران حرفه‌ای اشک مخاطبانشان را درمی‌آورند.
جوانان مسجد امام حسن مجتبی(ع)، با درک ضرورت فعالیت فرهنگی و رسانه‌ای در جنگ نرم، به اجتماعات این شب‌ها پا گذاشتند.
وقتی در دلت تعهدی داری باید پای آن بایستی، درست همانند کاری که هم‌محلی‌های ما در منطقه ۵ برای اعلام حمایت از رزمندگان و یاد شهدای این جنگ تحمیلی به‌ویژه رهبر معظم شهید انجام می‌دهند.
شماری از طلاب و دانشجویان محله سیس‌آباد برای کمک‌رسانی مستقیم راهی شهر‌های جنگ‌زده به‌ویژه تهران شده‌اند. سجاد هنری می‌گوید: تهران را مانند خرمشهر دهه ۶۰، خط مقدم جنگ می‌دیدم.
حالا چندروزی می‌شود که مهدی اوستاکاظم برای کمک به جنگ‌‎زدگان تهران به این شهر سفر کرده است. می‌گوید: پس از پیگیری‌های زیاد، در گروه «شمس‌الشموس»؛ که جوان‌های دهه هشتادی هستند که از قم به تهران آمده‌اند، عضو شدم!
این معلم خوش‌فکر با خرید هدایا و توزیعشان بین دانش‌آموزان حاضر در تجمعات شبانه، نذر فرهنگی خودش را ادا می‌کند. می‌گوید: یکی از دانش‌آموزان و یکی از همکارانش در خرید وسایل و ایده‌پردازی مشارکت داشته‌اند.
این شب‌ها، اعضای کتابخانه زنده‌یاد امیرحسین فردی مبدع و میزبان رویدادی هستند که در روز‌های جنگ به نوعی ستاد پشتیبانی محسوب می‌شود و در جریان تجمعات مردمی شبانه، در‌صدد فعال‌سازی تشکل‌ها و رونق دادن اجتماعات مردمی بوده است.
محدثه زیبایی، جوان ساکن محله زرکش (شهید‌بصیر)، با تسلطی که بر زبان انگلیسی دارد، در مصاحبه تلویزیونی، پاسخ در‌خور شأن دشمنان را با زبان خودشان به آنها داد.
همایون نورافزا، شهید ناو دنا به همسر و پسرش گفته بود: ان‌شاءالله این مأموریت هفتاد‌روزه و دریای آخر را می‌روم و عید فطر کنار شما هستم و تمام نبودن‌هایم را در بازنشستگی جبران می‌کنم؛ فقط کمی صبور باشید.
نونهالان ایستگاه مردمی «ایرانیوم» در تعطیلات نوروزی از هر‌جا توانسته‌اند، پرچم ایران اسلامی را با تعداد زیاد تهیه کرده و میان رهگذران و ساکنان محله توزیع کرده‌اند.