کد خبر: ۱۴۴۷۱
۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
زنگ آخر مدرسه میناب در محله امامیه مشهد

زنگ آخر مدرسه میناب در محله امامیه مشهد

کودکان گروه تئاتر مسجد امام‌محمدباقر (ع) در اجتماعات شبانه و در حوزه هنری روی صحنه می‌روند. آن‌قدر کوچک‌اند که نمی‌توان توقع داشت خیلی حرفه‌ای باشند، اما مثل بازیگران حرفه‌ای اشک مخاطبانشان را درمی‌آورند.

کفش‌ها و کوله‌پشتی‌های خونی، آجر‌های شکسته و فروریخته، دفتر‌های سوخته، خون‌های پاشیده‌شده بر در و دیوار، نیمکت‌های فلزی به‌هم‌ریخته؛ اولین چیز‌هایی است که در صحنه تئاتر «مدرسه شجره طیبه میناب» توجه را به خود جلب می‌کند.

نیاز به هیچ توضیحی نیست. تصاویر چنان همه‌چیز را یادآوری می‌کند که خیلی‌ها در لحظه در شوک فرو می‌روند. حضور کودکان دبستانی و چرخیدن آنها در صحنه تئاتر، اشک بسیاری از تماشاچیان را در می‌آورد. کافی است مادر باشی تا لحظه‌ای تصور کنی اگر در مدرسه فرزند من چنین اتفاقی می‌افتاد...!

اجرای تئاتر مدرسه شجره طیبه میناب در حوزه هنری انقلاب اسلامی خراسان رضوی، خیلی‌ها را میخکوب می‌کند. بازیگران آن نه بازیگران حرفه‌ای بلکه کودکان دبستانی هستند؛ درست شبیه بچه‌های میناب. شبیه بچه‌های من و تو. با چشمانی زلال و دنیایی از آرزو. با کوله‌پشتی‌های صورتی و لباس‌های فرم مدرسه‌شان.

بازیگران این تئاتر یک جمع نه‌نفره از محله امامیه و گروه تئاتر مسجد امام محمد‌باقر (ع) هستند، اما دارند نقشی فراتر از محله ایفا می‌کنند. آمده‌اند در صحنه و اجتماعات خیابانی تا زبان بچه‌های میناب باشند و به همگان نشان دهند آمریکا و اسرائیل کودک‌کش چه جنایاتی نه در حق مردم و نظامیان بلکه در حق کودکان و مادرانشان انجام دادند. مربی این گروه تئاتر وجیهه شمخالی‌مقدم و کارگردان آن، هنرمند سرشناس شهرمان، محمد جهان‌پا است.

 

اما ناگهان... صدای انفجار...!

کودکان گروه تئاتر مسجد امام‌محمدباقر (ع) که تا چندی پیش در حسینیه مسجد تمرین داشتند حالا دارند در اجتماعات شبانه و نیز حوزه هنری روی صحنه می‌روند. آن‌قدر کوچک‌اند که نمی‌توان توقع داشت خیلی حرفه‌ای باشند، اما مثل بازیگران حرفه‌ای اشک مخاطبانشان را درمی‌آورند.

سالن ورودی حوزه هنری، شبیه کلاس درس مدرسه میناب صحنه‌آرایی شده است. نیمکت‌های بچه‌ها چیده شده و کیف و دفتر و کتاب‌هایشان روی میز است. صدای زنگ مدرسه به صدا درمی‌آید و بچه‌ها وارد کلاس درس می‌شوند. انشا دارند، از وطن می‌گویند و آرزو‌های کوچک و بزرگشان. اما ناگهان... صدای انفجار ...! صدای فریاد بچه‌ها بلند می‌شود. معلم‌ها دانش‌آموزان را که تعدادی‌شان زخمی شده‌اند به نمازخانه مدرسه می‌برند تا والدین دنبالشان بیایند، اما انگار فرصت نیست. قبل از آمدن والدین دوباره صدای انفجار می‌پیچد و....

معلم می‌خواهد حضور و غیاب کند؛ از یکی فقط کفش صورتی‌اش باقی‌مانده است؛ از دیگری دست مشت‌کرده‌اش که مداد رنگی‎اش را گرفته!

 

۱۰ دقیقه فراموش‌نشدنی

دوباره بچه‌ها وارد صحنه می‌شوند. با بادکنک‌های سفیدی که رویش دستان خونی نقش بسته است. می‌خواهند بگویند اگر خودشان نیستند روحشان هست. به مادرانشان دلگرمی می‌دهند که جایشان خوب است. در آن دنیا جنگ نیست! آرزو می‌کنند برای پیروزی ایران و برای تمام‌شدن هر ظلم و سختی‌. معلمان بچه‌ها پرچم ایران را بالا می‌برند و بچه‌ها دست‌های خون‌آلودشان را نشان می‌دهند و همگی عهد می‌بندند که تا پای جان، پای این پرچم می‌مانند.

این اجرا ۱۰‌دقیقه بیشتر نیست، اما می‌تواند ساعت‌ها و روز‌ها ذهن آدم را درگیر کند. راحله هاشمی، مادر فرهاد، یکی از بازیگران کوچک این تئاتر است. او می‌گوید: از ۱۵‌فروردین اجرای بچه‌ها در حوزه هنری هاشمیه شروع شد، اما هیچ‌وقت نتوانستم آن را تا آخر ببینم. حتی نمی‌دانم دیالوگ پسرم در این تئاتر چیست. همین که صحنه را می‌بینم و صدای انفجار پخش می‌شود، اشک‌هایم می‌ریزد و می‌روم بیرون.

او تعریف می‌کند: موقع حمله اسرائیل، همسرم زنگ زد و گفت برو فرهاد را از مدرسه بیاور. دائم با خودم می‌گویم اگر این اتفاق در مدرسه پسر من افتاده بود....

بغض، صدای راحله‌خانم را به لرزه می‌اندازد و اشک‌هایش فرومی‌ریزد. بعد از اندکی تأمل دوباره گفت‌و‌گو را ادامه می‌دهد؛ «پسرم چندان سابقه بازیگری نداشت، اما همین که دیدم زمینه حضورش در گروه تئاتر مسجد امام محمدباقر(ع) مهیا‌ست، با اشتیاق آوردمش. احساس می‌کنم این‌طوری شاید موجب دلگرمی کوچکی برای مادران شهدای میناب باشیم.»

فرهاد، موشک کاغذی را در دستش گرفته است و با شور و شوق آن را به ما نشان می‌دهد. خودش آن را درست کرده و در خیالاتش آن را به سمت اسرائیل پرتاب می‌کند.

نقش‌آفرینی کودکان محله امامیه برای همدردی با دانش‌آموزان شهید

 

می‌خواهم با تئاتر مقابل اسرائیل بایستم

زهراسادات میرزایی، مادر دلارام، دیگر بازیگر خردسال این تئاتر است. او می‌گوید: من به این تئاتر، فراتر از هنر به‌عنوان یک راه تربیتی، نگاه می‌کنم. معتقدم این نقش‌ها بچه‌ها را با حق و باطل آشنا می‌کند و باعث می‌شود از کودکی و به طور غیرمستقیم، نگاه بصیرتی‌شان شکل بگیرد.

او همان‌طور‌که عینکش را روی صورتش جابه‌جا می‌کند، با لحنی تأکیدی ادامه می‌دهد: یک سری مفاهیم ازجمله نفرت از آمریکا باید از همین کودکی در بچه‌ها نهادینه شود تا در سن نوجوانی بتوانند راه درست را پیدا کنند.

طی‌کردن مسیر از بولوار شهید فلاحی به سمت بولوار هاشمیه و مسیر برگشت در شب‌هنگام برای زهرا‌خانم که ماشین ندارد، سخت است، اما آن‌قدر جنبه‌های اجتماعی و تربیتی برایش اهمیت دارد که هرشب این سختی را به جان می‌خرد و دخترش را به صحنه تئاتر می‌آورد.

دلارام هفت‌ساله که کنار مادر است، درحالی‌که کوله‌پشتی صورتی‌اش را پشتش انداخته و یک آب‌نبات چوبی در دست دارد، از اینکه دارد تئاتری درباره شهدای هم سن‌وسال خودش اجرا می‌کند، خوشحال است و می‌گوید: آمریکا و اسرائیل فکر کردند می‌توانند کشور ما را بگیرند، اما ایرانی‌ها جلوشان ایستادند و نگذاشتند. من هم تئاتر بازی می‌کنم تا این‌طوری مقابل آنها بایستم و به آنها بفهمانم که ما نمی‌ترسیم و پشت دوستان شهیدمان هستیم و نمی‌گذاریم خونشان پایمال شود.

یکسری مفاهیم باید از همین کودکی در بچه‌ها نهادینه شود تا در سن نوجوانی بتوانند راه درست را پیدا کنند

استقبال مردم از اجرای آنها به این تازه‌بازیگر تئاتر انگیزه داده است. او تعریف می‌کند: مردم خیلی از اجرای ما خوششان آمده است. هر بار می‌گویند عالی هستید و من از این نظر خیلی خوشحالم.

مادرش که نکته‌ای یادش آمده است، با تأکید می‌گوید: نقش‌های بچه‌ها در این اجرا خیلی سبک و متناسب با سنشان است. تشویق‌های مردم هم باعث می‌شود که اعتمادبه‌نفسشان بیشتر شود.

 

اسرائیل از ما می‌ترسد

محمدیاسین محمدرضایی از بینندگان این تئاتر است. این دانش‌آموز کلاس ششمی هر شب در اجتماعات هاشمیه حضور دارد. او می‌گوید: وقتی داشتند دکور می‌زدند، فهمیدم تئاتر اجرا می‌کنند. حواسم بود و وقتی بچه‌ها آمدند، رفتم حتی تمریناتشان را نگاه می‌کردم. خیلی خوشم آمد. دمشان گرم. مردم هم خیلی اجرایشان را دوست دارند. خیلی وقت‌ها به حاضران در اجتماع می‌گویم بیایند اجرای بچه‌ها را ببینند.

علی فروتن که پدری چهل‌ساله است و پرچم به دست آمده تا اجرای بچه‌ها را ببیند، می‌گوید: هرچه در اخبار درباره مدرسه میناب شنیده بودم، اینجا توسط این بچه‌ها برایم به‌طور عینی بازسازی شد. الان هم این‌قدر خونم به جوش آمده است که می‌خواهم بروم محکم‌تر فریاد مرگ بر آمریکا و اسرائیل سر دهم.

یکتا مسعودیان، دانش‌آموز کلاس سومی که همراه مادرش در تجمع و کنار گروه تئاتر حضور دارد، می‌گوید: بمباران مدرسه میناب نشان داد که اسرائیل چقدر از ما می‌ترسد. آنها می‌ترسند ما بزرگ و مهندس شویم. من و دوستانم وقتی بزرگ شویم، می‌توانیم کار‌های خوبی برای کشورمان انجام دهیم. می‌توانیم مثل شهید‌حججی جلو دشمن بایستیم. برای همین هم آنها نمی‌خواهند ما بزرگ شویم. اما ما به کمک معلم‌هایمان درس‌هایمان را می‌خوانیم تا نقشه‌های آنها نقش بر آب شود و در آینده، فرد مفیدی برای کشورمان باشیم.

 

اسم میناب که آمد، والدین سنگ تمام گذاشتند

وجیهه شمخالی‌مقدم مربی این گروه تئاتر است. او سه‌سال است که در این زمینه و با خانواده تئاتر مسجد امام محمد باقر (ع) همکاری دارد. شمخالی توضیح می‌دهد: نویسنده این تئاتر، مریم شعبانی از تهران است و این تئاتر پیش از این در شهر‌های تهران، اصفهان و همدان اجرا شده است.

او می‌گوید: زهرا بخشی، فرمانده پایگاه بسیج مسجد امام‌محمدباقر (ع)، از حدود سه ماه پیش، گروه تئاتر تشکیل داد و من مربی گروهشان هستم. وقتی از سمت حوزه هنری به من پیشنهاد داده شد اجرای تئاتر مدرسه میناب را در مشهد برعهده بگیرم، از‌طریق خانم بخشی فراخوانی به گروه تئاتر در مسجد دادیم.

او تأکید می‌کند: بعد از فراخوان، والدین و بچه‌ها، خیلی استقبال کردند. اگر همکاری والدین تا این حد نبود، نمی‌توانستیم به اجرا برسیم، اما، چون تئاتر درباره بچه‌های میناب بود، والدین همه‌جوره سنگ تمام گذاشتند.

به گفته او ۱۲‌فروردین به آنها اعلام شده که از ۱۵‌فروردین در هاشمیه اجرا داشته باشند.

 

نقش‌آفرینی کودکان محله امامیه برای همدردی با دانش‌آموزان شهید

 

تقویت حس مقاومت در بچه‌ها

این مربی تئاتر توضیح می‌دهد: از ۱۲ تا ۱۵‌فروردین به کمک خانم بخشی بچه‌ها را سرجمع کردیم و همان ۱۵ فروردین که قرار بود اولین اجرا را داشته باشیم، تمرینات را شروع کردیم. راستش در ابتدا درک موضوع برای بچه‌ها سخت بود. عکس‌های مدرسه میناب را به آنها نشان دادم و از خودشان می‌پرسیدم دوست دارند به‌جای کدام دانش‌آموز نقش بازی کنند.

در زمان‌هایی که بچه‌ها شوکه یا دچار حس ترس و نگرانی می‌شدند، مربی و والدین با تقویت‌کردن حس مقاومت و وطن‌دوستی، بچه‌ها را آرام و برای ادای نقش آماده می‌کردند. به گفته او، گروه تئاتر مدرسه میناب به‌صورت کاملا داوطلبانه و جهادی، از ۱۵ تا ۲۲‌فروردین هر شب در حوزه هنری، سه‌اجرا با فاصله نیم‌ساعت از ساعت ۲۱ تا ۲۲ داشته‌اند و پیش‌بینی شده است که حداقل یک اجرا در حرم رضوی و حداقل سه اجرا در سطح شهر داشته باشند. آنها همچنین تا‌کنون یک اجرا در اجتماع مردمی مسجد امام محمدباقر (ع) داشته‌اند.

او می‌گوید: جا‌های مختلفی در سطح شهر از ما تقاضا دارند که برویم و برایشان اجرا کنیم، اما با‌توجه‌به اینکه سن بچه‌ها کم است، باید طوری برنامه‌ریزی کنیم که خسته نشوند.

 

مهم این است که پای کار باشیم

صحنه‌آرایی این تئاتر توسط باشگاه تئاتر رشد و بنیاد برکت انجام گرفته و کارگردانی آن به محمد جهان‌پا سپرده شده است.

جهان‌پا اجرای تئاتر توسط یک گروه کودک محلی در اجتماعات هاشمیه را اتفاقی خوب عنوان می‌کند و می‌گوید: شرایط فعلی فرصت خوبی است تا بچه‌ها هم آموزش ببینند و هم روی صحنه اجرا داشته باشند.

در شرایط جنگی، لازم است گروه‌هایی به صورت ضربتی وارد میدان شوند

او ادامه می‌دهد: نقش‌آفرینان تئاتر مدرسه شجره طیبه میناب، افرادی خوش‌ذوق، خوش‌قول و پای کار بودند و با اینکه در این ایام، خانواده‌ها نگرانی‌هایی برای رفت‌وآمد و بچه‌هایشان دارند، والدین این بچه‌ها با گروه به‌خوبی همراهی کردند.

این کارگردان تئاتر درباره سطح کیفی کار می‌گوید: در اجرا‌های این‌چنینی با توجه‌به شرایط فعلی جامعه بیش از آنکه سطح کیفی و حرفه‌ای مطرح باشد، این مهم است که پای کار باشیم؛ زیرا احتیاج به نقش‌آفرینی همه اقشار و ازجمله کودکان داریم.

به گفته جهان‌پا، بازیگران حرفه‌ای تئاتر به زمان نیاز دارند تا بتوانند نقشی را اجرا کنند، اما در شرایط جنگی، لازم است گروه‌هایی به صورت ضربتی وارد میدان شوند.

این هنرمند فراهم‌شدن فرصت برای گروه‌های محلی را اقدامی مثبت و تأثیرگذار می‌داند و توضیح می‌دهد: در شرایط امروز جامعه باید هر‌کس هر کاری از دستش برمی‌آید، انجام دهد و هر نوع اقدامی هرچند کوچک، در تاریخ می‌ماند و اثرگذار است.

او با اشاره‌به توجه مردم به این‌دست اجراها، می‌گوید: استقبال مردم نشان می‌دهد که نیاز مبرمی به چنین فعالیت‌هایی هست، اما متأسفانه انجمن تئاتر نتوانسته بستری برای حضور هنرمندان فراهم کند و درحالی‌که بسیاری از هنرمندان تئاتر بیکار هستند، حوزه هنری دارد به‌تنهایی فضای هنری این روز‌های جامعه را به دوش می‌کشد.

جهان‌پا از حادثه مدرسه میناب به‌عنوان یک تراژدی غم‌انگیز در سطح دنیا نام می‌برد و می‌افزاید: با تئاتری که اجرا شد، می‌توانیم زبان گویای این حادثه و تسلی بازماندگانشان باشیم.

 

* این گزارش چهارشنبه ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ در شماره ۶۵۸ شهرآرامحله منطقه ۹ و ۱۰ چاپ شده است.

آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44
اینستاگرام