زیبا بخشی بافنده محله پورسینا، حیاط خانهاش را تبدیل به کارگاه قالیبافی و برای ۸ زن اشتغالزایی کرده است. میگوید: از همان اول نیت کردم که آموزش رایگان باشد.
محله
پورسینا
محله پورسینا در دوره ناصرالدینشاه مزرعهای بوده به نام «بازه شخ»، به معنای «درهای که دارای خاک سفت» است. این نام بعدها به «بازه شیخ» و از حدود صد سال پیش نیز به نام «هدایتآباد» معروف شد. بیشترین کاربری اراضی محله پورسینا، مسکونی و فضای سبز است.
استخر روباز جوادی بعد از ۱۵ سال فعالیت، تعطیل شده و رو به فراموشی رفته تا دست کودکان و نوجوانان محله از یک تفریح ثابت کوتاه بماند.
حجتالاسلام حامد خاکپور، روحانی جوان محله پورسینا بیش از ۱۰ سال از وقتش را صرف تکامل علمی و اخلاق بچههای محله کرده است.
ورزش رزمی برای نوید، در ابتدا تنها یک سرگرمی ساده بود؛ علاقهای که با تماشای فیلمهای رزمی در او شکل گرفته بود و همیشه آرزو داشت مانند قهرمانان این فیلمها قوی و چابک باشد.
اعضای تیم «عقاب» در هر شرایطی پشت هم بودهاند و حتی یکبار هم با هم دعوا نکردهاند، حتی اگر روزشان نبود. احمد بابامحمدی میگوید: با تیمهای دیگر کلکل داشتیم، اما خودمان همیشه هوای هم را داشتیم!
محمدصادق علیرضایی سه سال پیش وارد دنیای کشتی شد. روزهای نخست، فوت و فن کشتی را خوب نمیدانست، اما اکنون چهار مدال رنگارنگ در کارنامهاش دارد که نوید آیندهای درخشان برای او را میدهد.
ماجرای روضههای خانه سرور موسوی به سی سال پیش برمیگردد، زمانی که تصمیم میگیرد در دهه آخر صفر در خانهاش روضه بگیرد. روضهای که این روزها بهدست بچهها و نسل جدید خانواده اداره میشود.
کودکان و نوجوانانی چهار تا پانزدهساله مسجدجوادالائمه(ع) بهواسطه طرح ابتکاری حجتالاسلام داود کاظمی، امام جماعت مسجد با گرفتن گواهینامه، همچون بزرگترها عهدهدار کارهای مهم مسجد شدهاند.
رد پای فعالیت و همکاری اهالی در جایجای محله دیده میشود. مسجد چهاردهمعصوم (ع) پایگاه اجرایی محل تجمع مردم است. سیدموسی عبداللهی، امام جماعت مسجد محله میگوید: امسال بیشتر خانههای اطراف مسجد یعنی از پورسینای۴۴ تا ۶۴ پای کار بودند.
اسما فاتحی میگوید: مسابقات آسیایی کاتای کنترلی که ۲ تا ۴ اسفند سال گذشته در اهواز برگزار شد، آخرین مسابقاتی بود که من در آن شرکت کردم و موفق شدم مهمترین مدال زندگیام را تا این لحظه به دست آورم.
حسین مرادی میگوید: بیشتر دانشآموزان، امکان شرکت در کلاسهای آموزشی یا جبرانی را ندارند؛ چون پرداخت هزینه این کلاسها از توان بیشتر خانوادهها خارج است.
محمدعلی غلامزادگانشرق که در بوستانهای مشهد به «آقای غلامی» مشهور است، هفتهای یک یا دو روز با دوچرخه به بوستان بسیج میرود، اما بقیه روزها در بوستان نصرت که نزدیک خانهاش است، ورزش میکند.
مهمترین تمایز این مدرسه در «آموزش زندگی» است. هدف ما فقط پرورش دانشآموزان نخبه نیست؛ بچهها اینجا روش زیستن را یاد میگیرند.
روایتی از زندگی بیبی فاطمه سیدی که با حمایت اهالی، کسبوکار خودش را در خیابان پورسینا راه انداخته است.
زهره صداقت، با هزینه شخصیاش چرخ خیاطی برای بانوان محله پورسینا میخرد و سپس به آنها سفارش کار میدهد.
همه رسالت مدرسه آزادی این است که به دانشآموزانش یادآوری کند تفاوتهایی که دارند، در اصل ماجرا تغییری ایجاد نمیکند. آنها با دانشآموزان دیگر مدارس شهر فرقی ندارند.
روضه منزل معصومه کریمآبادی است که به گفته خودش از زمان مادر مرحومش، یعنی بیش از ۵۰ سال است که برگزار میشود. در حقیقت تأکید و وصیت مادرش علت استمرار آن بوده است.
مرضیه و معصومه اسماعیلی دو خواهر هنرمند بهتازگی ساخت زیورآلات را یاد گرفتهاند تا به درآمدی اندک برسند و کمکحال خانواده باشند.
مادران شهدا هر کدام تجربیات متفاوتی دارند، اما وجه اشتراک همهشان سالهای سختی است که بدون فرزندانشان پشتسر گذاشتهاند؛ رنجهایی که با عمق جانشان لمس کردهاند.
کوچه بدون پیادهرو شهیدکارگر راضی یک، که در انتها به خیابان شهید خوشسیمای ۲ میرسد، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری را در خود ثبت کرده و از کوچههای بااصالت محله پورسیناست.