محله تلگرد - صفحه 3

محله

تلگرد

محله تلگرد قدمتی باستانی دارد و با نام تیرگرد یا تیرآباد در دوره اشکانیان ساخته شده است. بااین‌حال، نام این روستای تاریخی از سده دوازدهم قمری در وقف‌نامه‌ها به چشم می‌خورد. این مزرعه که اکنون در میان عموم مردم «تلگرد» خوانده می‌شود، متعلق به طاهر احمدزاده (نخستین استاندار خراسان پس از انقلاب اسلامی) بوده است. محله تلگرد از دیرباز قطب جاروبافی مشهد بوده است.

محله تلگرد
اهالی تلگرد در کنار فروش محصولات زراعی با تولید جارو و صادر کردن صنایع دستی دیگر مانند سبد و حصیر به دیگر نقاط کشور، آبرو برای محله شان خریدند.
سیدحسین کاظمیان در سنگ مزارنویسی اتفاق‌های عجیب بسیاری پیش می‌آید: یک‌بار سنگ مزار پدری را می‌نوشتم که برای نجات پسرش در دریا به آب زده و غرق شده بود.
حجت‌الاسلام محمدرضا وحیدی، در علوم حوزوی و ورزش رزمی استاد است. از ۱۳۷۰ در رشتۀ ورزشی کیوکوشین مشغول شده و تا کنون چندیم مدال رنگارنگ کسب کردم.
وقتی وارد مغازۀ آرایشگری آقای اکبری می‌شوید، فضای خاصی را می‌بینید. مغازۀ آرایشگری آقای اکبری، مثل دیگر آرایشگاه‌ها نیست و تفاوت‌های جالبی دارد.
مسجد صاحب‌الزمان (ع) تلگرد اولین مسجد این محدوده شهری است که به گفته اهالی پیشینه آن به دهه ۳۰ برمی‌گردد. این موسسه حالا ۱۸۰ خانواده محروم را تحت پوشش دارد.
علی اکبری دانش‌آموز مقطع سوم دبیرستان که در رشتۀ علوم تجربی مشغول به تحصیل است توانسته در هفده‌سالگی شش اختراع مهم در کارنامه‌اش به ثبت برساند.
ابوالفضل حیدری می‌گوید: خیلی فکر کردم چطور پهپادی بسازم که هم وزن کمی داشته باشد، هم خوب بالا برود. می‌دانستم چوب‌های سنگین کاربردی نیستند؛ به همین‌دلیل از چوب بستنی استفاده کردم.
در سمت راست کوچه شهیدنبی‌زاده ۸ که به بزرگراه شهید بابانظر متصل می‌شود بوستان بسیج قرار دارد و همین ویژگی، زندگی در این معبر را مفرح و شاد کرده است.
فاطمه رباط‌جزی می‌گوید: دوست داشتم بدانم سرنوشت خان‌محمد کلمیشی چه می‌شود. برای پیدا‌کردن او به روستا‌های مختلف سر زدم و از راهنمایی‌های استاد دولت‌آبادی نیز استفاده کردم.
به هر مسیری قدم بگذاری، سختی زیاد است؛ مثلا چندماهی که باید برای برگزاری رقابت‌ها خود را به تهران می‌رساندم و برمی‌گشتم، شرایط برای من و خانواده‌ام خیلی سخت بود، اما عقب نکشیدم.
هفته‌ای نبود که در شلوغی‌ها و تظاهرات خونی ریخته نشود. نوجوان بودم و سر پرشوری داشتم و علاوه‌بر‌این‌ها کنجکاو بودم. هرروز که خبر تظاهرات و شلوغی و شهادت به گوش می‌رسید، راهی سردخانه بیمارستان امام‌رضا(ع) می‌شدم. آن زمان مثل حالا سخت‌گیری نبود و من هم با این ترفند که یکی از اقوام به خانه برنگشته است و آمده‌ام ببینم بین کشته‌ها هست یا نه، وارد بیمارستان می‌شدم.
سید‌محمد‌علی جعفری در هشتمین دهه از زندگی‌اش در شرایطی که زخم میدان دفاع از کشور و یک سانحه رانندگی را بر پیکر داشت، وارد رقابت‌های ورزشی در رشته پرس سینه شد و در نودسالگی با شکستن رکورد تک‌پرس جهان، نامش بر سر زبان‌ها افتاد. کمتر‌کسی باور می‌کرد نانوای مهربان محله، قهرمانی است که با بلند کردن 85کیلوگرم وزنه توانسته رکورد جهان را به نام ایران بزند و نامش می‌تواند در کتاب گینس ثبت شود.
سال 93 بود که دانش‌آموزان نوجوان محله تلگرد که هرکدام از یک مدرسه بودند تصمیم گرفتند یک گروه هنری در رشته تئاتر و سرود تشکیل بدهند به نام مهدخت، گروهی که ابتدا می‌خواست در برخی از مناسبت‌های ملی و مذهبی در مسجد و پایگاه نمایش اجرا کند اما خیلی زود با همت همه اعضا و البته حمایت پایگاه بسیج ام‌ابیها (س)و مسجد امام رضا(ع) در این محله توانست به پیشرفت چشمگیری دست پیدا کند تا آنجا که در اولین دوره از جشنواره «شبیه یاس» به مقام دوم رسید. پس از آن نیز هردوره به عنوان گروه اول در بخش سرود معرفی شد.
گرمای هوا 40 درجه بود و لباس به تنمان می‌چسبید. یک مسیر را برای نظافت مشخص کرده بودند و در قالب چند شیفت خدمتگزاری می‌کردیم. اصلا تعارف نیست. این همه محبت را یکجا ندیده بودم. وقتی دیگران را می‌دیدم که با چه ذوق و شوقی دارند به زائر امام حسین(ع) خدمت می‌کنند، شرمنده می‌شدم. کف پای خیلی از زائرها آبله و تاول بسته بود اما می‌گویند عشق که باشد، حریف همه چیز می‌شود. فقط عشق این معجزه را می‌کند. هیچ‌کدام دوست نداشتیم زمان خدمت به پایان برسد.
در پشت‌بام خانه‌ حاج رمضان محلی برای شستن میوه و مواردی که مواد شوینده همراه ندارد، تعبیه شده است. آب باقی‌مانده از این شست‌وشو از مسیری که خودش درست کرده است تا باغچه مقابل خانه می‌رسد. این تنها مصرف بهینه حاجی نیست. او برای هر آبی که تمیز است و مخلوط به شوینده نیست برنامه دارد که هدر نرود. آب‌های اضافی صرف آبیاری باغچه‌ها و درختان می‌شوند. در زمستان‌ها هم حاجی و خانواده‌اش به اتاقی نقل مکان می‌کنند که دری به آشپزخانه دارد. لباس گرم می‌پوشند تا گاز کمتری مصرف کنند.
اگر دنبال یکی از ظرفیت‌های گردشگری منطقه هستید، کوچه شهیدعطا حسینی ۱۱ بهترین گزینه است، با حجره‌هایی پر از چوب‌های جاروبافی و پدر‌هایی که هنوز نفسشان برای محله برکت است.
بعد از شیوع کرونا بخشی از مردم که توجه بیشتری به پیامدهای این ویروس داشتند، برای خرید مایحتاج روزانه‌شان فروشگاه‌هایی را انتخاب می‌کردند که علاوه بر کیفیت اجناس، شیوه‌نامه‌های بهداشتی را نیز رعایت کرده باشند. فروشگاه پروتئینی محمدرضا سعادتی در محله تلگرد از این دست بود. این کاسب محلی از همان روزهای نخست شیوع بیماری کرونا،‌ با تغییراتی در روش فروش، توانست اعتماد مشتریان بیشتری را به خود جلب کند. سعادتی حدود 15سال پیش کارش را با فروش مرغ و دیگر اقلام پروتئینی در این محله آغاز کرده و از همان ابتدا تلاش داشته است تا با گرفتن سود کم از مشتریانش هوای آن‌ها را داشته باشد.
صاحبدلان2 که به نام شهیدعلیرضا روستایی است، با ظرفیت‌ها‌یی که دارد، یکی از کوچه‌های خاص تلگرد است. اهالی می‌گویند زمین‌های آن مربوط به طاهر احمدزاده، نخستین استاندار خراسان‌رضوی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بوده است که خیلی‌ها در این زمین‌ها کار و در خانه‌های خشتی‌وگلی آن زندگی می‌کرده‌اند. کوچه صاحبدلان2 به‌دلیل وجود مراکز درمانی و بیمارستان 22بهمن و همچنین مدرسه و کتابخانه و مسجد، یکی از محدوده‌های شلوغ و پرترافیک این حوالی است.
نزدیک به 3دهه طبابت در محله تلگرد و درمان حدود ۵000بیمار مشکوک به کرونا، بهانه‌ای است برای ردیف‌کردن قرار ملاقات با کسی که خود بعد از ابتلا به کرونا تا آی‌سی‌یو هم رفت و برگشت. پزشکی که جنس دردورنج را خوب حس می‌کند، بی‌تکلف و خوش‌کلام است و ابایی ندارد از روزهای سخت قالی‌بافی و کارگری دوران کودکی‌اش برایمان بگوید. او هنوز در محله تلگرد و درست رو‌به‌روی خانه پدری‌اش زندگی می‌کند.
١٨سال بیشتر ندارد اما شرح فعالیت‌هایش طولانی است. همه‌چیز از دوره دبستان آغاز شد؛ وقتی که ریحانه موسوی در زنگ‌های تفریح دست معلمش نخ و کاموا و میل بافتنی می‌دید. او با دقت به دست‌های معلمش نگاه می‌کرد و مجذوب هنر بافتنی شد. مادر برای ریحانه میله و کاموا خرید و او خیلی زود شال، کلاه و... می‌بافت. کمی که گذشت، ریحانه به هنر سینما و تئاتر هم علاقه‌مند شد؛ هنری که برای اطرافیانش ناآشنا بود، اما او تصمیمش را گرفته بود.