منطقه ۱ - صفحه 16

منطقه ۱

قطب سلامت مشهد

نبض سلامت مردم مشهد در منطقه ۱ می‌تپد. فراوانی بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها، کلینیک‌های تخصصی و... این منطقه را نه‌تنها به قطب درمانی مشهد، که به قطب درمانی شرق کشور بدل کرده است. آوازه نام خوش پزشکان مشهدی، بسیاری از گردشگران سلامت را از کشور‌های عراق، آذربایجان، پاکستان، افغانستان و... واداشته است راهی این منطقه مشهد شوند. خانه‌های تاریخی داوودی در خیابان توحید، تفتی در کوچه قائم‌مقامی، بنی‌هاشمی در خیابان دانشگاه، مولوی در خیابان سناباد و همچنین دیوار ۳۰۰ ساله محله آبکوه از  ظرفیت‌های این منطقه است که نشان‌دهنده قدمت تاریخی آن نیز هست. ترافیک و کمبود جای پارک، از بزرگ‌ترین معضلات منطقه‌ای است که بسیاری از اداره‌های دولتی، مراکز تجاری، مراکز پژوهشی و بانک‌ها را در خود جا داده است. این منطقه همچنین کریدور مرکزی شهر محسوب می‌شود و محل تلاقی بسیاری از مناطق مشهد است. منطقه ۱ شهرداری مشهد سال ۱۳۶۳ شکل گرفته و در مساحت ۱۴۷۷ هکتاری آن ۱۶۷ هزار نفر زندگی می‌کنند.

اینجا شهید اسفندیانی ۶ است؛ خیابانی که همسایه‌ها هر‌روز یکدیگر را می‌بینند و از حال هم باخبرند و پشتشان به هم گرم است. برای کمک‌کردن از هم پیشی می‌گیرند و اجازه نمی‌دهند مشکلات سد راه فعالیت‌هایشان شود.
خیابان مهندس ۱۴ یکی از معابر قدیمی محله ارشاد است که با نام پیام ۱۴ آن را می‌شناختند. اما از سال‌۱۴۰۰ که سازمان نظام مهندسی درخواست داد خیابان پیام به نام خیابان مهندس تغییر کند، نام مهندس را به خود گرفت.
دهقان‌پور می‌گوید: دغدغه معیشت همیشه گریبان‌گیر هنرمندان بوده و هست. سال‌های سال در محیط اداری مشغول کار بودم، جایی که قواعد و شرایط آن‌چندان دستت را برای خلاقیت باز نمی‌گذارد!
نفس نعمتی از کودکی آموزش زبان انگلیسی را شروع کرده است و در دوره مقدماتی المپیاد بین‌المللی زبان انگلیسی امتیاز عالی کسب کرده و به‌زودی در مرحله دوم آن شرکت خواهد کرد.
کوچه‌زردی در گذشته به کارگاه‌های قالی‌بافی‌اش معروف بوده است. حتی برخی می‌گویند نام «زردی» که بر کوچه گذاشته‌اند، به‌خاطر رنگ و روی زرد افرادی است که در این کارگاه‌ها کار می‌کرده‌اند.
حسین ادیبیان مؤسس اولین آژانس گردشگری مشهد، حسابدار تجارتخانه حاج‌احمد طاقه‌چی بوده که پیشنهاد یکی از رفقایش در سال۱۳۴۱، مسیر تازه‌ای پیش‌روی او گذاشت و همین موضوع، پای او را تا آخر عمر به دنیای سفر و گردش کشاند.
مراسم عروسی ما با چهارشنبه‌سوری مصادف شده بود. من هم از روی آتشی که درست شده بود، پریدم. همان لحظه یکی از جوان‌ها ترقه‌ای درون آتش انداخت و اتفاقی که نباید، رخ داد و گوشه دامنم آتش گرفت.