به عشق وطن، دوست داشتم زنده بمانم
سیدحسین موسوی درحالی که بیشتر از ۱۸ سال نداشته و مشغول کار بوده، شغل و زندگیاش را رها کرده و برای نخستینبار در سال ۱۳۶۱، بهعنوان بسیجی عازم میدان نبرد شده است. سه ماه بیشتر از حضورش در جبهه نگذشته بوده که مجروح میشود و عنوان جانبازی را به خود میگیرد.
همزمان با آزادسازی خرمشهر عازم جبهه شدم
موسوی که این روزها پا در پنجاهویکسالگی گذاشته و صاحب ۵ فرزند است، گریزی به سالهای ابتدایی آغاز جنگ تحمیلی میزند و میگوید: «وقتی جنگ شروع شد، خیلی از مردم، برای صیانت از وطنشان، عزم خود را برای حضور در جبهه جزم کردند و راهی میدان نبرد شدند.
در گروههای اعزامی از همسنوسالان و دوستان من کم نبودند و من هم با عضویت در بسیج محلهمان در احمدآباد، تصمیم گرفتم راهی مناطق عملیاتی جنوب شوم. بعد از گذراندن دورههای آموزشی، دقیقا روزهای بعد از آزادسازی خرمشهر بود که از پادگان بسیج نخریسی با چندین گروه دیگر عازم شلمچه شدم.
در آن منطقه، عضو تیم واحد اطلاعات عملیات جنگ بودم و در همان سهماه اول حضورم در عملیات رمضان، از سهنقطه مجروح شدم. بر اثر اصابت تیر به کتف راستم و ترکش به دست و پای چپم، درحالی که خون زیادی از من رفته بود و در میانههای مرگ و زندگی بودم، ابتدا به ماهشهر و بعد به بیمارستانی در شیراز منتقل شدم.»
دستی که قرار بود قطع شود
موسوی درحالحاضر جانباز ۳۵ درصد محسوب میشود که دست چپش بیشترین یادگاری از روزهای جنگ را به همراه دارد. دستی که طبق گفتههایش قرار بوده قطع شود اما...؛ «بعد از مجروحیت، وقتی به بیمارستان شیراز منتقل شدم، تصمیم گرفتند دست چپم را قطع کنند، اما دکتر مستوفی که هرجا هست خدا نگهدارش باشد، تلاشهای زیادی برای من کرد و به هر نحوی بود، جلوی قطع شدن دستم را گرفت. او بهگونهای عمل جراحی را انجام داد که تاکنون دردی در دستم حس نکردهام.»
موسوی درحالحاضر برای قدرت بخشیدن به حرکات دست چپش، از کفبند طبی استفاده میکند و این کفبند همیشه همراه اوست.
بعد از مجروحیت در عملیات رمضان، تصمیم گرفتند دست چپ من را قطع کنند، اما دکتر مستوفی من را نجات داد
بهدنبال گرفتن حقوق جانبازی نبودهام
خودش میگوید از درصد جانبازیاش، فقط برای خرید یک زمین و تخفیف شهریه دانشگاه فرزندانش استفاده کرده و به جز اینها، تاکنون هیچ استفادهای از این عنوان نکرده است.
او ادامه میدهد: «جنگ نرفتم که بابت دفاع از وطنم پول بگیرم و بعد از جانباز شدن هم، هیچوقت دنبال گرفتن حقوق نبودهام و تاکنون هیچ مبلغی برای ۳۵ درصد جانبازیام از بنیادشهید دریافت نکردهام، خداراشکر نیازی هم نداشتهام.»
موسوی عنوان میکند: «جبهه رفتنم به شوق شهادت نبود، بلکه عاشق دفاع از وطنم بودم؛ البته ترسی هم از شهادت نداشتم، اما دوست داشتم زنده بمانم تا بتوانم کاری انجام دهم.»
وقتی جنگ تمام شد، به خانه برگشتم
موسوی بعد از مجروح شدنش، چندسالی جبهه نمیرود تا اینکه بعد از تشکیل زندگی و صاحب فرزند شدن، مجددا سال ۱۳۶۵ عازم میدان جنگ میشود: «سال ۱۳۶۲ به خواستگاری همسرم، مریم توسلیان رفتم که خواهر شهید نیز هست و درباره خودم و جانبازیام با او حرف زدم. به او گفتم که قصد دارم دوباره به جبهه برگردم. او هم بدون هیچ قیدوشرطی حرف من را پذیرفت.»
این شهروند محله، ولی عصر (عج)، از سال ۶۵ تا پایان جنگ به صورت مداوم در جبهه حضور داشته و هر دوماه یکبار مرخصی میآمده؛ آنهم درحالی که صاحب دو پسر کوچک بوده و همسرش در این مدت بهتنهایی خانه و زندگی را اداره میکرده است.
او میگوید: «وقتی جنگ تمام شد، به خانه برگشتم و امروز هم آمادگی این را دارم تا در دفاع از وطنم وارد میدان شوم.»
بسیجی کاشمری که رشادتهایش زبانزد بود
حرف از خاطرات دوران جنگ که بهمیان میآید، موسوی دست میگذارد روی خاطرهای که یکی از همرزمانش با عنوان حمیدرضا خباز آن را رقم زده بود: «حمیدرضا از کاشمر به جبهه آمده بود. جوان هفدهسالهای که در قرارگاه خاتمالانبیا (ص)، شجاعت او دهانبهدهان میچرخید و از اعضای تیم اطلاعات عملیات جنگ بود.
در یکی از همین عملیاتها او با آگاهی از اینکه داخل یکی از کمینهای دشمن، در شلمچه هفت عراقی هست، بهتنهایی وارد عمل شده و همه آنها را دستگیر کرده بود. حمیدرضا که رشادتهایش زبانزد بود، در یکی از عملیاتها جانباز شد و من از آن به بعد دیگر او را ندیدم.»
شورای اجتماعی؛ پتانسیل خوب محلات
موسوی از زمانی که شورایاجتماعی محلات تشکیل شده، تا به امروز بهعنوان نماینده کسبه در این تشکل فعال بوده است و حدود چهارسال از عضویت او تا به امروز میگذرد. او شوراهای اجتماعی را پتانسیلهای خوبی برای محلات میخواند و میگوید: «شوراها به صورت مستقیم، در ارتباط با مردم هستند و از همین طریق و با مشورت و همفکری با اهالی، میتوانند ارتقای محلات را در زمینههای زیادی از بهداشتی گرفته تا اجتماعی رقم بزنند.»
او در توضیح اینکه آیا تاکنون در شورایاجتماعی محله، ولی عصر (عج) طرحی درباره جانبازان مصوب شده است، میگوید: «در چندسال اخیر فقط دیدار با خانواده آنان و برپایی ایستگاههای صلواتی در محل زندگیشان، مصوب شده که همه اجرایی شده است.»
* این گزارش چهارشنبه، ۶ خرداد ۹۴ در شماره ۱۵۰ شهرآرامحله منطقه ۱۰ چاپ شده است.

